 از عرب است که به لحاظ اصل و نَسَب و به دست گرفتن این ولایت، اکرم این قوم است و امروز در زمان ما موجود است. در سال 595 وی را شناختم و نشانه (خاتم ولایت مطلقه) او را که حق از دیدگان بندگانش پنهان نموده، در شهر فاس مشاهده کردم... و چنان که خداوند، نبوت تشریعی را به محمد صل الله علیه و آله و سلم ختم کرد، ولایت مطلقه محمدی را به مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ختم نمود.[42]

نظر ابن عربی درباره حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریفمانند نظر شیعه است

ذکر این نکته نیز لازم است که علمای اهل سنت درباره حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف معتقدند ضرورت ندارد که آن امام فعلاً حیات داشته باشد، بلکه به وقت خودش متولد خواهد شد... اما شیعه عقیده اش این است که پیوسته بایستی حجت حق، به طور حی و زنده در روی زمین باشد تا واسطه برکات و فیوضات الهی برای همه جهانیان باشد.[43]

شیخ اکبر محیی الدین می گوید:

همانا مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فرزند امام حسن عسکری علیه السلام است که در نیمه شعبان سال 255ق متولد شد. او باقی خواهد بود، تا آن که عیسی بن مریم علیهما السلام بدو بپیوندد.[44]

گفتنی است بسیاری از علمای بزرگ شیعه در آثار و تألیفات خویش، از محیی الدین دربارة امام امیرالمؤمنین علیه السلام و حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مطالبی را استشهاد کرده اند؛ از آن جمله:

علامه امینی در کتاب الغدیر تحت عنوان «احادیث نبوی در فضائل امام علی علیه السلام در منابع اهل سنت»، حدیث «انا مدینة العلم و علی بابها» را نیز از کتاب الدّرالمکنون ابن عربی نقل کرده است.[45]

همچنین آیت اللّه العظمی نجفی مرعشی در کتاب ملحقات احقاق الحق به نقل از دو کتاب ابن عربی به نام های عنقاء المغرب و فتوحات مکیه، دیدگاه او را در باره حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نقل کرده است.[46]

این جا تأکید می کنیم بنابر آنچه گذشت، عقیده ابن عربی درباره امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بر وفق باور شیعه است که حاکی از عقیده او به مقام بسیار والا و معنوی آن امام هُمام است؛ برای نمونه او را معصوم دانسته و علمش را از طریق تنزیل الهی می داند و تأکید می کند:

با این که حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف علم به قیاس دارد؛ ولی هرگز بدان حکم نمی کند؛ بلکه تنها به چیزی حکم می کند که فرشته از سوی خداوند به وی القا کرده است و آن، شرع حقیقی محمّدی است که اگر حضرت رسول اکرم صل الله علیه و آله و سلم زنده می بود، جز آن حکم نمی فرمود.[47]

اینک برخی از عبارات باب 366 در فتوحات مکیه نقل می شود:

فالامام یتعین علیه علمُ مایکون بطریق التّنزیل الالهی... فما یحکم المهدی الاّ بما یلقِی الیه المَلَکُ من عنداللّه الذی بعثه اللّه الیه لیسدّده و ذلک هو الشّرع الحقیقی المحمّدی الّذی لو کان محمّد صلی اللّه علیه و سلّم حیاً و رفعت الیه تلک النازلة لم یحکُم الا بما یحکم هذا الإمام فیعلّمه اللّه انّ ذلک هوالشّرع المحمدی فیحرم علیه القیاس مع وجود النصوص الّتی مَنَحه اللّه ایاها و لذلک قال رسول اللّه صلی اللّه علیه و سلّم فی صفة المهدی یقْفو اثری لایخطی ء فَعَرفنا انّهُ مُتّبعٌ لامتبوع و انّه معصومٌ و لامعنی للمعصوم فی الحکم الاّ انّه لایخطی ء فانّ حکْمَ الرّسولِ لاینْسب الیه خطاءٌ فانّه لاینْطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی کما انّه لایسوغ القیاس فی موضع یکون فیه الرّسولُ موجوداً.[48]

رساله مناقب ابن عربی

در پایان این مقال، اشاره به این نکته نیز مناسب است که یکی از مصنفات منسوب به شیخ اکبر محیی الدین، رساله مناقب است که در منابع بسیاری از آن با عنوان های اثنی عشریه، صلوات محیی الدین، دوازده امام و رسالة فی الصلاة علی النبی و الائمة الاثنی عشر و نیز اسامی دیگر، نام برده شده است. این رساله کوچک که در معرفی مقام نورانیت چهارده معصوم علیهم السلام می باشد، به بیان حقیقت محمدیه صل الله علیه و آله و سلم و صادر اول و ولایت کلیه علویه علیه السلام پرداخته و منزلت ولی و مقام ولایت کلیه مطلقه امامان معصوم علیهم السلام را تبیین کرده و منازل عالیه آل اللّه و اسرار معنوی و روحانی و معرفت امام به نورانیت را تا حدودی روشن ساخته است.

چون رساله مناقب ابن عربی، حاوی عبارات بلند عرفانی می باشد، چندین شرح بر آن نگارش یافته است؛ از آن جمله شرح مناقب محیی الدین، اثر عالم شیعی، سید محمد صالح موسوی خلخالی (م1306ق) و نیز جلوات ربانی، اثر آیت الله محمد رضا ربانی (م1381ش) را می توان نام برد.[49]

در بخش پایانی رساله مناقب درباره حضرت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف می گوید:

و علی سرّ السّرائر العلیة و خفی الارواح القدسیة معراج العقول موصل الاصول قطب رحی الوجود مرکز دائرة الشهود کمال النّشاة و منشأ الکمال جمال الجمیع و مجمع الجمال الوجود المعلوم و العلم الموجود السّائل نحوه الثابت فی الابود المحاذی للمرآت المصطفویة المتحقق بالاسرار المرتضویة و المترشح بانوار الالهیة و المربی بالاسرار الربوبیة فیاض الحقایق الوجودیة قسّام الدّقایق الشّهودیة الاسم الاعظم الالهی الحاوی للنشآت الغیر المتناهی غوّاص یم الرّحمانیة مسلک الآیاء الرحیمیة طور تجلی الالوهیة نار شجرة النّاسوتیة ناموس اللّه الاکبر غایة البشر اب الوقت مولی الزّمان الذی هو للخلق امان ناظم مناظم السّر و العلن ابی القاسم م ح م د بن الحسن صلوات اللّه وسلامه علیهم اجمعین.
از آنجایی که مسأله امامت و ولایت از مهمترین مسائل حیاتی است که با شناخت و پیروی از این واقعیت تمام جهات استعداد انسان در مدارج و معارج کمال رشد و نمو می کند و با عدم شناخت و تبعیت از این حقیقت استعدادها و قابلیت ها همه در مسیر انحراف قرار گرفته و در لجن زار مادیات و شهوات مضمحل و معدوم می شود، و چندی است که بیشترین هجوم دشمنان به این مسأله معطوف شده، برآن شدیم که دراین مقاله به حد وسع خود و مجال این نشریه به شناخت بعض از ابعاد این موضوع پرداخته شود و در این راه از مولای مهربان خود مدد می جوییم.

بطور کلی میگوییم کار امام هدایت بشر به سوی سعادت حقیقی است. ولی آیا تا به حال به معنای لغات :امام ، هدایت وسعادت، فکر کرده اید؟ سعادت چیست که بشر به سوی آن هدایت شود وامام کیست که این وظیفه را به عهده دارد؟

آیا انسان فقط دارای یک بعد مادی و ظاهری است که اگر تأمین شد سعادت او تضمین می شود و هر عقل عادی قادر است جامعه را به سعادت برساند؟ ویا دارای ابعاد دیگری است که باید همۀ آنها مد نظر قرار گیرد و در هر برنامه ریزی  با توجه به آن ابعاد برای او برنامه ریخت تا استعدادهای خدادادی او هرز نرود و در تمام ابعاد رشد نموده و به سعادت واقعی نائل شود؟

اگر بشر دارای ابعاد مختلف است که هست، یک عقل عادی قادر به هدایت همه جانبه نیست، بلکه عقل متصل به ملکوت که به تمام ابعاد انسان احاطه داشته و به تمام نیازهای مادی ومعنوی ، جسمی و روحی ، فعلی و حالی ، خَلقی