 ان اعجب الناس ايمانا و اعظمهم يقينا قوم يكون و في آخر الزمان لم يلحقوا النبي و حجب عنهم الحجة فامنوا بسواد علي بياض »

اي علي! بدان شگفت انگيزترين مردم از جهت ايمان و عظيم ترين آنها از روي يقين مردمي هستند كه در آخر الزمان خواهند بود ، پيامبر را نديده اند و از امام نيز محجوبند، اما به سفيدي روي سياهي رقم خورده است ايمان دارند.

كمال الدين ج1 باب 25 ح 8
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه در کلام امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام

 

السلام علیک یا داعی الله وربانی ایاته (ارواحنا فداک)

«اللهم انك لا تخلي الارض من حجة لك علي خلقك ظاهر او خاف مغمور لئلا تبطل حججك و بيناتك »

بارالها تو زمين را از حجت بر خلق خود خالي نمي گذاري كه او يا ظاهر است و يا ترسان و مستور تا حجت ها و بينات باطل نشود

كمال الدين ج1 باب 26 حديث 10

مردی خدمت امیر مومنان شرفیاب شد و عرض كرد: از مهدی برای من سخن بگو، حضرت فرمود:

« ... آستانه اش از همه گشادتر، دانشش از همه افزون تر و برای خویشاوندانش از همه نیكوتر است. بارالها! بیعت او را پایان بخشِ همه اندوها قرار بده. پراكندگی امت را به دست او به یگانگی مبدل فرما. اگر خداوند چنین روزی را نصیب تو ساخت. چون كوه استوار باش. اگر چنین روزی را درك كردی، به سوی احدی از او روی متاب. اگر به كویش راه یافتی، از او در مگذر.»

بحارالانوار، ج 51، ص 115، بشارة الاسلام، ص 52

«و خلَّف فینا رایةَ الحقِّ ، مَن تَقدَّمها مَرق ، و مَن تَخلَّف عَنها زَهق ، و مَن لَزِمها لَحَق ، دلیلُها مَکیثُ الکَـلام ، بَطـِىءُ القِیام ، سَریعٌ إذا قَام ، فإذا أنتُم أَلَنتم لَه رِقابَکم، و أَشَرتم إلیه بِـأَصابِعِکم جاءَهُ المَوتُ فذَهَب بِه فَلَبِثتُم بَعدَه ماشاءَ اللهُ ، حتَّى یُطلِعَ اللهُ لَکم مَن یَجمَعُکم ، و یَضُـمُّ نَشرَکم ، فلاتَطمَعوا فِى غَیرِ مُقبِل ، و لاتَیأَسُوا. مِن مُدْبِر ، فإنَّ المُدْبرَ عَسى أن تَزِلَّ بِهِ إِحدَى قائِمَتَـیْهِ ، و تَثبُتَ الأُخرَى ، فَتَرجِعَا حتَّى تَثْبُـتا جَمِیعاً.»

او (پیامبر) پرچم حق را برافراشت و در میان ما به یادگار گذارد; آن کس که از زیر سایه این پرچم پاى پیش نهد از شریعت اسلام خارج گردد; و آن کس که از پیرویش سر باز زند به هلاکت رسد و سرانجام کسیکه زیر سایه این پرچم به پیش رود راه سعادت پیموده و به آن دست یابد.
پرچمدار این پرچم با شکیبائى و آرامش سخن گوید; و با کندى و تأنى در اجراى کارها بپا خیزد; امّا چون بپا خواست بسى شتاب کند تا به پیروزى نهائى رسد; پس آنگاه که سر در گرو فرمانش نهادید و با سرانگشت به سویش اشاره کردید ، دوران او سپرى شده و مرگش فرارسد.
از آن پس ناگزیر مدتى که مشیت الهى اقتضا کند در انتظار به سر برید. آن گاه خداوند شخصیتى را برانگیزد تا شما را (که به اختـلاف و جـدائى گراییده اید) جمع کند و پراکندگى شما را سر و سامان بخشد. پس به کسی که (چیزی که) رو نکرده دل مبندید و از آن که رو گردانده ناامید مشوید.
آگاه باشید که آل محمّد صلَّى الله علیه و آله همانند ستارگان این گنبد مینا باشند. آن هنگام که یکى از آنها غروب کند دیگرى بدرخشد.
گویى چنان است که در پرتو آل محمد(ص) نعمتهاى الهى را بر شما فراوان و تمام شده مى بینم; و آنچه را که آرزویش را در دل مى پروراندید بدان دست یافتید.

(نهج البلاغه - خطبه 100)

«...یا قومِ هذَا إِبانُ وُرودِ کُلِّ مَوعُود ، و دُنُوٍّ مِن طَلعةِ مَا لاَ تَعرفُون. أَلا و إِنَّ مَن أَدرکَها مِنَّا یَسرِى فِیهَا بِسِراج مُنِیر و یَحذُو فِیهَا عَلَى مِثالِ الصَّـالِحِین ، لِیَـحُلَّ فِیهَا رِبقاً ، و یُعتِقَ فِیهَا رِقَّاً ، و یَصدَعَ شَعْباً ، و یَشعَبَ صَدعاً، فِى سِترِة عَنِ النَّاس، لاَ یُـبصِرُ القَائِفُ أَثَرَهُ ، وَ لَو تَابَعَ نَظَرَهُ ... .»

اى مردم اکنون هنگام فرا رسیدن فتنه هائى است که به شما وعده داده شده و نزدیک است برخورد با رویدادهائى که حقیقت آن بر شما ناشناخته و مبهم خواهد بود.

دانسته باشید آن کس که از طریق ما (مهدى موعود علیه السلام) به راز این فتنه ها پى برد و آن روزگار را دریابد، با مشعل فروزان هدایت ره بسپرد و به سیره و روش پاکان و نیکان (پیامبر و امامان معصوم) رفتار نماید تا در آن گیر و دار گره ها را بگشاید و بردگانِ در بند ظلم و خودخواهى و ملّت هاى اسیر استعمار را از بردگى و اسارت برهاند و توده هاى گمراهى و ستمگرى را متلاشى و پراکنده سازد و حق طلبان را گردهم آورد و به دیگر عبارت تشکیلات کفر و ستم را بر هم زند و جدایى و تفرقه اسلام و مسلمانان را تبدیل به یکپارچگى نموده و سامان بخشد.
این رهبر (مدتها بلکه قرن ها) در پنهانى از مردم به سر برد و هر چند دیگران کوشش کنند تا اثرش را بیابند ، نشانى از رد پایش نیابند.
در این هنگام گروهى از مؤمنان براى درهم کوبیدن فتنه ها آماده شوند، همچون آماده شدن شمشیر که در دست آهنگر صیقل داده شده.
همینان چشمانشان به نور و فروغ قرآن روشن گردد. موج با شکوه تفسیر قرآن در گوش دلشان طنین انداز شود ، شامگاهان و صبحگاهان جانشان از چشمه حکمت و معارف الهى سیراب گردد.

(نهج البلاغه - خطبه 150) امام مهدی در کلام امیر المومنین علیهما السلام قسمت دوم

حدثنا على بن أحمد بن محمد بن موسى بن عمران رضی الله عنه قال: حدثنا محمدبن أبی عبدالله الکوفی قال: حدثنا سعدبن عبدالله الکوفی قال: حدثنا سعدبن عبدالله، عن محمدبن عبدالحمید، و عبدالصمد بن محمد جمیعا، عن حنان بن سدیر، عن علی بن الحزور، عن الاصبغ بن نباتة قال: سمعت أمیر المؤمنین علیه السلام یقول: صاحب هذا الامر الشرید الطرید الفرید الوحید.(1)

اصبغ بن نباته می‏گوید: شنیدم که امیرالمؤمنین‏علیه السلام میفرمود: صاحب الامر (مهدى‏علیه السلام) کسى است که در سرزمین‏هاى دور دست ساکن میشود و از میان مردم کناره میگیرد و به تنهایى زندگى میکند.

امیر المومنین علی علیه السلام در مواقع و مراحل مختلف به معرفی چهره حضرت امام مهدی علیه السلام اهتمام ورزیده اند وهمواره در جهت معرفی چهره آن امام همام تلاش نموده است. حضرت امیر علیه السلام در این روایت به بعد مکانی زندگی ولی عصر ارواحنافداه اشاره نموده است و اوصاف محل زندگی آن حضرت را تبیین نموده اند واین رویه همیشگی معصومین علیهم السلام است که از محل زندگی آن بزرگوار نشانی دقیق و مشخص را ارائه نمی دهند تا بدخواهان به وجود مبارک او گزندی نرسانند و خود حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز به ابراهیم بن على مهزیار فرمود:

پدرم به من وصیت نمودکه در زمین منزل نگیرم مگر جایى که از همه جا مخفى تر ودورتر باشد، به جهت پنهان کردن امر خود و محکم کردن محل خود از حیله دشمنان وگمراهان.(2)

واین دوری مکان و نبودن اثر آن بزرگوار دلیل بر نبودن حجت بر روی زمین نیست زیرا که در جهان بینى مکتب اهل‏بیت ‏علیهم السّلام انسان بدون امام معصوم، و زمین خالى از حجّت بحق الهى، نخواهد ماند؛ چرا که بدون امام 