رد، عمر جهان به سر نمى رسد، و قیامت برپا نمى گردد.[7]

7. كسب آمادگى نظامى براى ظهور حضرت علیه السلام،یكى از فرهنگ هاى انتظار كه به تصریح روایات، در دوران غیبت بر عهده ى شیعیان و منتظران فرج است كسب آمادگى هاى نظامى و مهیا كردن تسلیحات مناسب هر عصر براى یارى و نصرت امام غائب عجل الله فرجه است. چنانكه در روایتى كه نعمانى از امام صادق علیه السلام نقل كرده، آمده است: «باید هر یك ازشما براى خروج قائم (عجل الله فرجه الشریف) اسلحه تهیه كند، اگرچه یك نیزه، چون وقتى خداوند ببیند كسى به نیّت یارى مهدى اسلحه تهیه كرده است، امید است عمر او را دراز كند تا ظهور را درك نماید و از یاوران مهدى باشد».سوال:عقیده به ظهور مهدی ( علیه السلام) چه آثاری در زندگی فردی و اجتماعی دارد؟

جواب: قبل از توضیح و بررسى سؤال فوق، توجه به یک نکته کاملاً ضرورى است و آن اینکه: سازنده ترین دستورات و عالى ترین مفاهیم، هر گاه به دست افراد ناوارد یا نالایق یا سوءاستفاده چى، بیفتد ممکن است چنان مسخ شود که درست نتیجه اى بر خلاف هدف اصلى بدهد و در مسیرى بر ضد آن حرکت کند و این نمونه هاى بسیار دارد و مسأله «انتظار» به طورى که خواهیم دید در ردیف همین مسائل است.
به هر حال براى رهائى از هر گونه اشتباه در محاسبه در این گونه مباحث باید به اصطلاح، آب را از سرچشمه گرفت تا آلودگى هاى احتمالى نهرها و کانال هاى میان راه در آن اثر نگذارد.
یعنى ما در بحث «انتظار» مستقیماً به سراغ متون اصلى اسلامى رفته و لحن گوناگون روایاتى را که روى مسأله انتظار تأکید مى کند، مورد بررسى قرار مى دهیم تا از هدف اصلى آگاه شویم.
 
اکنون با دقت به این چند روایت توجه کنید:

الف ـ کسى از امام صادق(علیه السلام) پرسید: چه مى گوئید درباره کسى که داراى ولایت پیشوایان است و انتظار ظهور حکومت حق را مى کشد و در این حال از دنیا مى رود؟
امام(علیه السلام) در پاسخ فرمود: هُوَ بِمَنْزِلَةِ مَنْ کانَ مَعَ الْقائِمِ فِى فُسْطاطِهِ ـ ثُمَّ سَکَتَ هُنَیْئَةً ـ ثُمَّ قالَ هُوَ کَمَنْ کانَ مَعَ رَسُولِ اللّهِ!:
«او همانند کسى است که با رهبر این انقلاب در خیمه او (ستاد ارتش او) بوده باشد ـ سپس کمى سکوت کرد ـ و فرمود: مانند کسى است که با پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) در مبارزاتش همراه بوده است».
عین این مضمون در روایات زیادى با تعبیرات مختلفى نقل شده است.
ب ـ در بعضى بِمَنْزِلَةِ الضّارِبِ بِسَیْفِهِ فِى سَبِیْلِ اللّهِ: «همانند شمشیر زنى در راه خدا».
ج ـ در بعضى دیگر کَمَنْ قارَعَ مَعَ رَسُولِ اللّهِ بِسَیْفِهِ: «همانند کسى است که در خدمت پیامبر با شمشیر بر مغز دشمن بکوبد»!
د ـ در بعضى دیگر بِمَنْزِلَةِ مَنْ کان قاعِداً تَحْتَ لَواءِ الْقائِمِ: «همانند کسى است که زیر پرچم قائم بوده باشد».
هـ ـ در بعضى دیگر بِمَنْزِلَةِ الْمُجاهِدِ بَیْنَ یَدَىْ رَسُولِ اللّهِ(صلى الله علیه وآله): «همانند کسى است که پیش روى پیامبر جهاد کند».
و ـ و در بعضى دیگر بِمَنْزِلَةِ مَنِ اسْتَشْهَدَ مَعَ رَسُولِ اللّهِ: «همانند کسى است که با پیامبر شهید شود».
این تشبیهات هفتگانه که در مورد انتظار ظهور مهدى(علیه السلام) در این شش روایت وارد شده روشنگر این واقعیت است که یک نوع رابطه و تشابه میان مسأله «انتظار» از یک سو، و «جهاد» و مبارزه با دشمن در آخرین شکل خود از سوى دیگر وجود دارد (دقت کنید).
در روایات متعددى داشتن انتظار چنین حکومتى، به عنوان بالاترین عبادت معرفى شده است.
این مضمون، در بعضى از احادیث از پیامبر(صلى الله علیه وآله) و در بعضى از امیر مؤمنان على(علیه السلام) نقل شده است.
در حدیثى مى خوانیم که پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود:
أَفْضَلُ أَعْمالِ أُمَّتِى اِنْتِظارُ الْفَرَجِ مِنَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ: «بالاترین اعمال امت من انتظار فرج از ناحیه خدا کشیدن است».
و در حدیث دیگرى از پیامبر(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم: «أَفْضَلُ الْعِبادَةِ اِنْتِظارُ الْفَرَجِ».
این حدیث اعم از این که انتظار فرج را به معنى وسیع کلمه بدانیم یا به مفهوم خاص، یعنى انتظار ظهور مصلح بزرگ جهانى، اهمیت انتظار را در مورد بحث ما روشن مى سازد.
این تعبیرات، همگى حاکى از این است که کشیدن انتظارِ چنان انقلابى، همیشه توأم با یک جهاد وسیع و دامنه دار است، این را در نظر داشته باشید تا به سراغ مفهوم انتظار رفته سپس از مجموع آنها نتیجه گیرى کنیم.

مفهوم انتظار

«انتظار» معمولاً به حالت کسى گفته مى شود که: از وضع موجود ناراحت است و براى ایجاد وضع بهترى تلاش مى کند.
فى المثل بیمارى که انتظار بهبودى مى کشد، یا پدرى که در انتظار بازگشت فرزندش از سفر است، از بیمارى و فراق فرزند ناراحتند و براى وضع بهترى مى کوشند.
همچنین تاجرى که از بازار آشفته ناراحت است و در انتظار فرو نشستن بحران اقتصادى مى باشد این دو حالت را دارد «بیگانگى با وضع موجود» و «تلاش براى وضع بهتر».
بنابراین، مسأله انتظار حکومت حق و عدالت «مهدى»(علیه السلام) و قیام مصلح جهانى در واقع مرکب از دو عنصر است، عنصر «نفى» و عنصر «اثبات».
عنصر نفى همان بیگانگى با وضع موجود و عنصر اثبات خواهان وضع بهترى بودن است.
و اگر این دو جنبه در روح انسان به صورت ریشه دار حلول کند، سرچشمه دو رشته اعمال دامنه دار خواهد شد.
این دو رشته اعمال عبارتند از: ترک هر گونه همکارى و هماهنگى با عوامل ظلم و فساد و حتى مبارزه و درگیرى با آنها از یک سو.
خودسازى و خودیارى و جلب آمادگى هاى جسمى و روحى و مادى و معنوى براى شکل گرفتن آن حکومت واحد جهانى و مردمى از سوى دیگر.
خوب که دقت کنیم مى بینیم هر دو قسمت آن سازنده و عامل تحرک و آگاهى و بیدارى است.
با توجه به مفهوم اصلى «انتظار»، معنى روایات متعددى که در بالا درباره پاداش و نتیجه کار منتظران نقل کردیم به خوبى درک مى شود. اکنون مى فهمیم: چرا منتظران واقعى:
گاهى همانند کسانى شمرده شده اند که: در خیمه حضرت مهدى(علیه السلام) یا زیر پرچم او هستند، یا کسى که در راه خدا شمشیر مى زند، یا به خون خود آغشته شده، یا شهید گشته است.
آیا اینها اشاره به مراحل مختلف و درجات مجاهده در راه حق و عدالت نیست که متناسب با مقدار آمادگى و درجه انتظار افراد است؟
یعنى، همان طور که میزان فداکارى مجاهدان راه خدا و نقش آنها با هم متفاوت است انتظار، خودسازى و آمادگى نیز درجات کاملاً متفاوتى دارد که هر کدام از اینها با یکى از آنها از نظر مقدمات و نتیجه شباهت دارد.
هر دو جهادند و هر دو آمادگى مى خواهند و خودسازى، کسى که در خیمه رهبر چنان حکومتى قرار گرفته یعنى در مرکز ستاد فرماندهى یک حکومت جهانى است، نمى تواند یک فرد غافل، بى خبر و بى تفاوت بوده باشد.
آنجا جاى هر کس نیست، جاى افرادى است که به حق، شایستگى چنان موقعیت و اهمیتى را دارند.
همچنین کسى که سلاح در دست دارد، در برابر رهبر این انقلاب با مخالفان حکومت صلح و عدالتش مى جنگد، آمادگى فراو