ن روحى و فکرى و رزمى باید داشته باشد.
براى آگاهى بیشتر از اثرات واقعى انتظار ظهور مهدى(علیه السلام) به توضیح زیر توجه کنید:
انتظار یعنى آماده باش کامل
من اگر ظالم و ستمگرم، چگونه ممکن است در انتظار کسى باشم که طعمه شمشیرش خون ستمگران است؟.
من اگر آلوده و ناپاکم، چگونه مى توانم منتظر انقلابى باشم که شعله اولش دامان آلودگان را مى گیرد؟
ارتشى که در انتظار جهاد بزرگى است آمادگى رزمى نفرات خود را بالا مى برد، روح انقلابى در آنها مى دمد و هر گونه نقطه ضعفى را اصلاح مى کند.
زیرا چگونگى «انتظار» همواره متناسب با هدفى است که در انتظار آن هستیم.
انتظار آمدن یک مسافر عادى از سفر.
انتظار بازگشت یک دوست بسیار عزیز.
انتظار فرا رسیدن فصل چیدن میوه از درخت و درو کردن محصول.
هر یک از این انتظارها آمیخته با یک نوع آمادگى است، در یکى باید خانه را آماده کرد و وسائل پذیرائى فراهم ساخت، در دیگرى ابزار لازم، و داس و کمباین و...
اکنون فکر کنید آنها که انتظار قیام یک مصلح بزرگ جهانى را مى کشند، در واقع انتظار انقلاب و دگرگونى و تحولى را دارند که وسیع ترین و اساسى ترین انقلاب هاى انسانى در طول تاریخ بشر است.
انقلابى که بر خلاف انقلاب هاى پیشین جنبه منطقه اى نداشته، بلکه هم عمومى و همگانى است و هم تمام شئون و جوانب زندگى انسان ها را شامل مى شود.
انقلابى است سیاسى، فرهنگى، اقتصادى و اخلاقى.
 
نخستین فلسفه: خودسازى فردى
 
چنین تحولى، قبل از هر چیز، نیازمند به عناصر آماده و با ارزش انسانى است که بتوانند بار سنگین چنان اصلاحات وسیعى را در جهان بر دوش بکشند، و این، در درجه اول محتاج به بالا بردن سطح اندیشه، آگاهى و آمادگى روحى و فکرى براى همکارى در پیاده کردن آن برنامه عظیم است.
تنگ نظرى ها، کوته بینى ها، کج فکرى ها، حسادت ها، اختلافات کودکانه و نابخردانه و به طور کلى هر گونه نفاق و پراکندگى با موقعیت «منتظران واقعى» سازگار نیست.
نکته مهم این است که: منتظر واقعى براى چنان برنامه مهمى هرگز نمى تواند نقش تماشاچى را داشته باشد، باید از هم اکنون حتماً در صف انقلابیون قرار گیرد.
ایمان به نتائج و عاقبت این تحول، هرگز به او اجازه نمى دهد در صف مخالفان باشد و قرار گرفتن در صف موافقان نیز محتاج به داشتن «اعمالى پاک» و روحى پاک تر و برخوردارى از «شهامت» و «آگاهى» کافى است.
من اگر فاسد و نادرستم، چگونه مى توانم در انتظار نظامى که افراد فاسد و نادرست در آن هیچ گونه نقشى ندارند بلکه مطرود و منفور خواهند بود، روز شمارى کنم؟
آیا این انتظار براى تصفیه روح و فکر و شستشوى جسم و جان من از لوث آلودگى ها کافى نیست؟
ارتشى که در انتظار جهاد آزادى بخش به سر مى برد، حتماً به حالت آماده باش کامل در مى آید.
سلاحى را که براى چنین میدان نبردى شایسته است به دست مى آورد.
سنگرهاى لازم را مى سازد.
آمادگى رزمى افراد خود را بالا مى برد.
روحیه افراد خود را تقویت مى کند و شعله عشق و شوق براى چنین مبارزه اى را در دل فرد فرد سربازانش زنده نگه مى دارد.
ارتشى که داراى چنین آمادگى نیست، هرگز در انتظار به سر نمى برد، و اگر بگوید، دروغ مى گوید.
انتظار یک مصلح جهانى به معناى آماده باش کامل فکرى و اخلاقى، مادى و معنوى، براى اصلاح همه جهان است. فکر کنید چنین آماده باشى چقدر سازنده است؟!
اصلاح تمام روى زمین، و پایان دادن به همه مظالم و نابسامانى ها، شوخى نیست و کار ساده اى نمى تواند باشد.
آماده باش براى چنین هدف بزرگى باید متناسب با آن باشد، یعنى باید به وسعت و عمق آن باشد!
براى تحقق بخشیدن به چنین انقلابى مردانى بسیار بزرگ، مصمم، بسیار نیرومند و شکست ناپذیر، فوق العاده پاک و بلندنظر، کاملاً آماده و داراى بینش عمیق لازم است.
و خودسازى براى چنین هدفى مستلزم به کار بستن عمیق ترین برنامه هاى اخلاقى و فکرى و اجتماعى است.
این است معناى انتظار واقعى آیا هیچ کس مى تواند بگوید چنین انتظارى سازنده نیست؟

فلسفه دوم: خودیارى هاى اجتماعى
 
منتظران راستین در عین حال وظیفه دارند تنها به خویش نپردازند، بلکه مراقب حال یکدیگر باشند، و علاوه بر اصلاح خویش، در اصلاح دیگران نیز بکوشند; زیرا برنامه عظیم و سنگینى که انتظارش را مى کشند، یک برنامه فردى نیست، برنامه اى است که تمام عناصر انقلاب باید در آن شرکت جویند.
باید کار به صورت دسته جمعى و همگانى باشد، کوشش ها و تلاش ها باید هماهنگ گردد، و عمق و وسعت این هماهنگى باید به عظمت همان برنامه انقلاب جهانى باشد که انتظار آن را دارند.
در یک میدان وسیع مبارزه دسته جمعى، هیچ فردى نمى تواند از حال دگران غافل بماند، بلکه موظف است هر نقطه ضعفى را در هر کجا ببیند، اصلاح کند و هر موضع آسیب پذیرى را ترمیم نماید، و هر قسمت ضعیف و ناتوانى را تقویت کند; زیرا بدون شرکت فعالانه و هماهنگ تمام مبارزین، پیاده کردن چنان برنامه اى امکان پذیر نیست.
بنابراین، منتظران واقعى علاوه بر این که در اصلاح خویش مى کوشند وظیفه خود مى دانند که دیگران را نیز اصلاح کنند.
این است اثر سازنده دیگرى براى انتظار قیام یک مصلح جهانى و این است فلسفه آن همه فضیلت ها که براى منتظران راستین شمرده شده است.
فلسفه سوم: منتظران راستین در فساد محیط حل نمى شوند
اثر مهم دیگرى که انتظار مهدى(علیه السلام) دارد، حل نشدن در مفاسد محیط و عدم تسلیم در برابر آلودگى ها است.
توضیح این که: هنگامى که فساد فراگیر مى شود و اکثریت یا جمع کثیرى را به آلودگى مى کشاند، گاهى افراد پاک در یک بن بست سخت روانى قرار مى گیرند، بن بستى که از یأس اصلاحات سرچشمه مى گیرد.
گاهى فکر مى کنند کار از کار گذشته و دیگر امیدى به اصلاح نیست، و تلاش و کوشش براى پاک نگاهداشتن خویش بیهوده است.
این نومیدى و یأس ممکن است آنها را تدریجاً به سوى فساد و همرنگى با محیط بکشاند و نتوانند خود را به صورت یک اقلیت صالح در برابر اکثریت ناسالم حفظ کنند و همرنگ جماعت نشدن را موجب رسوائى بدانند!
تنها چیزى که مى تواند در آنها «امید» بدمد و به مقاومت و خویشتن دارى دعوت کند و نگذارد در محیط فاسد حل شوند، امید به اصلاح نهائى است، تنها در این صورت است که آنها دست از تلاش و کوشش براى حفظ پاکى خویش و اصلاح دیگران بر نخواهند داشت.
و اگر مى بینیم در دستورات اسلامى یأس از آمرزش، یکى از بزرگ ترین گناهان شمرده شده است و ممکن است افراد ناوارد تعجب کنند که: چرا یأس از رحمت خدا این قدر مهم تلقى شده؟! ـ حتى مهم تر از بسیارى از گناهان ـ فلسفه اش در حقیقت همین است که گناهکار مأیوس از رحمت، هیچ دلیلى نمى بیند که به فکر جبران بیفتد و یا لااقل دست از ادامه گناه بر دارد، و منطق او این است:
اکنون که آب از سر من گذشته است چه یک قامت چه صد قامت؟
من که رسواى جهانم غم دنیا هیچ است!
بالاتر از سیاهى رنگ دیگر نباشد، آخرش جهنم است، من که هم اکنون آن را براى خود خریده ام دیگر از چه مى ترسم؟! و مانند این منطق ها...
اما هنگامى که روز