 شريک مساز و سهمي براي او قرار مده». (امام رضا، 1406:ص 54)

در تربيت پيش از تولد کودک، به مرحله انعقاد نطفه نيز بايد توجه داشت. بر اساس آموزه‌هاي ديني، يكي از مراحلي كه در شكل گيري شخصيت ديني و مهدي باور فرزندان مؤثر است، مرحله انعقاد نطفه است. اعمال و رفتار والدين در برخوردهاي تربيتي و مذهبي سهم عظيمي را در اين امر ايفا مي‌کند. خاصه اينکه شرع، دستور‌هاي زيادي براي اين مرحله صادر كرده است كه توجه به آن‌ها گامي مؤثر براي تربيت نسل منتظر مي‌باشد. تجربه نشان مي‌دهد خواندن دعاهايي كه تقويت كننده ارتباط با امامان معصوم عليهم السلام است، در تربيت نسل مهدي باور مؤثر است.

در سورة قصص كه به نقل ماجراهاي قوم بني‌اسراييل و حضرت موسي پرداخته است، خداوند تكوّن شخصيت موسي عليه السلام و رشد او را كنار سه زن مؤمن فوق العاده (مادر و خواهر آن حضرت و همسر فرعون) نشان مي‌دهد كه اين سه زن مي‌توانند الگوي زنان عصر انتظار باشند. مسلماً اگر زنان بخواهند در عصر انتظار، فرزنداني مطهّر تربيت كنند، بايد ويژگي‌هاي فوق العاده‌اي داشته باشند؛ مثلاً مادر حضرت موسي ظرفيت دريافت وحي داشته است؛ (هر چند اين وحي در حدّ انبيا نبوده)

خداوند به مادر موسي نبوت فرزندش را چنين نويد مي‌دهد:

>وَأَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ وَلَا تَخَافِي وَلَا تَحْزَنِي إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ<؛ (قصص:7).

نويد نبوت مانند مقام‌هاي دنيايي نيست؛ بلكه پيام يك مجموعه مسؤوليت و تكليف است. آن هم حضرت موسي كه قرار بوده با سه قدرت نظامي، سياسي و اقتصادي فرعون، هامان و قارون مبارزه كند. اين زن بايد خود بانويي لطيف، عابد، عارف، سياسي و با درك نظامي باشد كه خداوند به او چنين نويد و جايزه‌اي مي‌دهد وگرنه اگر ظرفيت هريك از اين‌ها را نمي‌داشت، بي‌ترديد، برابر اين بشارت، موضع مي‌گرفت.

مرحله دوم نقش خانواده در تربيت ديني کودک، مرحله پس از تولد است. در اين مرحله نيز به کارگيري اصول تربيتي، نقشي اساسي را در تربيت فرزند ايفا مي‌کند؛ اما عواملي نيز هستند که احاديث سفارش مي‌كنند آن‌ها را در تربيت فرزند رعايت کنيم؛ يكي از اين موارد، لقمه حلال است. خوردن و آشاميدن، شرط حيات انسان و امري است كه امر و نهي نمي‌پذيرد؛ اما اين‌كه انسان چه چيزي را بخورد و چه چيزي را نخورد، مهم است. دين اسلام، براي اين مسأله اهميت فراوان قائل شده است و آيات و روايات فراواني در اين زمينه وجود دارد: >فَكُلُواْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللّهُ حَلالاً طَيِّبًا<؛

پدر و مادر بايد بدانند که لقمه، حتي در دوران جنيني بر ايمان و اعتقاد کودک اثر دارد. علاوه بر اينکه امام رضا عليه السلام به حلال بودن لقمه تأکيد دارد، در سخنان گهربار حضرتش مواردي ديده مي‌شود که برخي مواد غذايي را براي زنان باردار توصيه مي‌فرمايد. آن حضرت در اين باره مي‌فرمايد:

به زنان آبستن خود كندر بخورانيد كه اگر در شكم، پسر دارند، هوشمند و دلير گردد و اگر دختر باشد، خوش خلق و زيبا گردد و…. (کمره اي، 1351ش:ج10، ص217)

2. تحکيم خانواده

در پرورش يک نسل منتظر، خانواده از جايگاه والايي برخوردار است. اگر بنا باشد مردم به حال خود رها شوند و هر كس به دنبال خواسته‌ها و هوس‌هاي خود برود، اجتماع به صورت ناموزون و ناهماهنگ درمي آيد و هرج و مرج و بي‌بند و باري بر آن، حاكم خواهد شد؛ چون اجتماع، وابسته به خانواده و تربيت خانواده است. از آن جا كه اصلاح جامعه، به اصلاح فرد وابسته است، تا فرد، اصلاح نشود، جامعه هم اصلاح نمي‌شود و در اين اصلاح، نقش خانواده و زن، اهميت بسزايي دارد. به طور كلي، اجتماع، همان خصوصياتي را به خود مي‌گيرد كه افراد آن دارند و وقتي محيط، سالم مي‌شود كه افراد آن جامعه، مردماني پرهيزگار باشند و پيوسته در راه اصلاح قدم بردارند. اين حركت تربيتي و اخلاقي در جامعه، نشانگر وجود زنان و مادراني است كه مرداني باايمان و باتقوا را در خانواده و در دامان پر مهر خود پرورش مي‌دهند.

زن و شوهر در روابط عاطفي با يک ديگر بايد اين بيان گُهربار امام رضا عليه السلام را در نظر گيرند که:

اگر مؤمني خشمگين شود، عصبانيت، وي را از طريق حق بيرون نمي برد و اگر شادماني يابد، اين خرسندي، وي را دچار باطل نمي كند و چون به اقتداري مي‌رسد، بيش از آنچه حق دارد، نمي گيرد. (فضل الله، 1380: ص236)

امام رضا عليه السلام در سيره عملي خويش در راستاي تقويت عواطف و تکريم شخصيت حاضران در خانه و در جمع معاشران اين گونه بود. ابراهيم بن عباس مي‌گويد:

هرگز شخصيتي برتر از امام رضا عليه السلام نديدم. هرگز پاي خويش را مقابل همنشين خويش، دراز نمي كرد و پيش از او تکيه نمي داد. به خدمتگزاران دشنام نمي گفت، صدايش به خنده بلند نمي شد و همواره با غلامان و زيردستان خود، کنار سفره غذا مي‌نشست. (اربلي، 1421.ق: ج2، ص247)

3. خودسازي زنان در جايگاه مادران اجتماع

افرادي كه مي‌خواهند در جامعه منتظران، مثمر ثمر باشند و ديگران را در راستاي اهداف جامعه منتظر بسازند، ابتدا بايد خودساخته و مزين به شاخصه‌هاي نيكو باشند. مسأله خودسازي براي همه مهم است؛ اما براي زنان از اهميت بيشتري برخوردار است؛ زيرا نقش اصلي در تربيت نسل منتظر را زنان ايفا مي‌کنند. زنان هستند که وظيفه اصلي آنان ديگرسازي است. اگر زني خود به اخلاق مهدوي مزيّن باشد، مي‌تواند بدون هزينه‌اي نسلي منتظر تحويل دهد. اهميت نقش زنان در اين باره به اين دليل است که مردان بيشتر تك مسؤوليتي هستند؛ يعني تنها به ساختن خويش مي‌پردازند؛ ولي زنان علاوه بر خودسازي به دگرسازي نيز مي‌پردازند كه همان پرورش فرزندان و نسل منتظر باشد. امام رضا7 با توجه به اين مسؤوليت عظيم مادران، سفارش اکيد داشت که با زناني شايسته ازدواج كنند. آن حضرت مي‌فرمايد: ما أفاد عبد فائدة خيرا من زوجة صالحة إذا رآها سرّته و إذا غاب عنها حفظته في نفسها و ماله؛ (عطاردي، 1406: ج2، ص256). از آنچه گفته شد، نتيجه مي‌گيريم که مادر، اولين الگوي اخلاقي براي فرزندان است. در جامعه‌اي که شاخصه‌هاي منتظر بودن در مادر نباشد، تربيت نسلي منتظر محال است؛ لذا براي تربيت نسلي منتظر بر ما است که به تربيت اخلاقي مادران توجه کنيم. البته تربيت ايماني و عبادي مادران هم در تربيت نسل منتظر اثر دارد؛ اما اخلاق مادر چون عملا به کودک نشان داده مي‌شود، اثر بارزتري دارد.

4.باور و ايمان والدين براي تربيتي هدفمند

آنچه در فرآيند تربيت نسل منتظر، مهم است، اين است که والدين باور داشته که در جامعه اسلامي مهدي باور، بايد براي فرزند به تربيتي هدفمند توجه کرد. حضرت زکريا7 افق ديدش اين نبود که فرزندي داشته باشد تا فلان رتبه مادي و دنيايي را به دست بياورد؛ بلکه او به تربيتي هدفمند مي‌انديشيد. حضرت زكريا مي‌گويد: خدايا! به من فرزندي عطا كن 