ه وارث علم يعقوب شود و عالمي ديني شود كه بتواند علمش را به ديگران منتقل كند؛ نه اينكه صرفاً يك شهروند خوب و سالم باشد. خداوند متعال مي‌فرمايد:

>هُنَالِكَ دَعَا زَكَرِيَّا رَبَّهُ قَالَ رَبِّ هَبْ لِي مِن لَّدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعَاء< (آل عمران:38)

حضرت يحيا، فرزند دوره كهنسالي يك پيرمرد و پيرزن بوده؛ ولي با اين حال، خداوند، او را به مقام ياوري پيامبر اولوالعزم زمان خويش نايل كرد. آن بزرگوار به سبب ممانعت از انجام فعل حرام، به دست «هيرودس پادشاه» به طرز فجيعي به شهادت رسيد؛ ولي الآن با گذشت حدود دو هزار سال همچنان نام و مقبره اش پابرجا است. وقتي يکي از شاخصه‌هاي نسل مهدي باور از نگاه امام رضا عليه السلام انديشيدن به آينده است، اين تفکر، تربيت را نيز هدفمند مي‌سازد.

5. به کار گيري اصول تربيتي

در بارة اصول تربيتي، مي‌توان به نکاتي اشاره کرد؛ از جمله سلامت نفس مربي. کساني که در مصدر و بستر تربيت قرار مي‌گيرند، بايد ابتدا به تربيت خود بپردازند. يک انسان تربيت شده، قادر خواهد بود درجايگاه مربي، نقش خود را به خوبي ايفا کند. در بيماري‌هاي ويروسي و واگيردار، معمولاً شخصي را که به بيماري مبتلا مي‌باشد، از استفاده مشترک از وسايل، منع مي‌كنند؛ زيرا انتقال ميکروب، باعث بيمار شدن افرادي است که در آن محيط زندگي مي‌کنند. در خانواده‌اي که پدري عصباني، پرخاشگر، بدزبان يا مادري مضطرب، وسواسي و افسرده وجود دارد، مسلماً در روحيه فرزندان اثر منفي مي‌گذارد.

از ديگر اصول، توجه به تفاوت‌هاي فردي است؛ يکي از اصولي که مربي بايد در تربيت، به آن، توجه کند، اصل تفاوت‌هاي فردي است. در قرآن کريم، آياتي وجود دارند که تفاوت‌ها و برتري بين افراد را تشريح مي‌کند. تفاوت‌ها در خلقت و در عمل و در محيط‌هاي گوناگون وجود دارد، و شکي نيست که اين تفاوت‌هاي بين افراد، ناشي از حکمت الهي است؛ زيرا همين تفاوت است که آنان و اجتماع را به سوي تکامل مستمر سوق مي‌دهد؛ به طوري که اگر بشر مانند زنبور عسل، يکنواخت خلق شده بود، حسّ ترقي طلبي و بلندپروازي انساني در نهاد او وجود نداشت. گاهي در بعضي از خانواده‌ها به مواردي برمي خوريم كه بعضي از پدران و مادران به اميد داشتن فرزنداني متدين، بدون اينكه ظرفيت روحي و توانايي فرزندشان را در نظر بگيرند، اعمالي را بر آن‌ها تحميل مي‌كنند و با اين روش نادرست، حالت دلسردي و بدبيني به مسائل معنوي در فرزندان ايجاد مي‌كنند و اشكالات گوناگون تربيتي را هم به بار مي‌آورند. امام رضا عليه السلام مي‌فرمايد:

حدّث الناس بما يعرفون، و اتركهم ممّا لايعرفون. (عطاردي، 1406: ج2، ص456)

اى يونس با مردم طبق فهم و دانش آن‌ها سخن بگو، و از آنچه درك نمي‌كنند دست بكش.

6. تشويق جوانان به ازدواج

در جامعه‌اي که سن ازدواج بالا مي‌رود و جوانان تمايلي به ازدواج نشان نمي دهند، فساد اخلاقي روز به روز بيشتر مي‌شود؛ به علاوه، شور و نشاط جواني براي تربيت فرزند در سنين پايين تر، بيشتر است. بايد مشکلات ازدواج جوانان امروزي را که بيشتر مسائل دست و پا گير و ساختگي خودمان است، از سر راه برداشت. 20 تا 25 سالگي، سني است که اوج نشاط و شادابي است و اگر جوانان جامعه در اين سن ازدواج كنند، اين نشاط و فعاليت، صرف تربيت فرزند مي‌شود؛ در نتيجه نسلي که اينان پرورش مي‌دهند، بسيار به معيارها و شاخص‌هاي نسل منتظر، نزديک است. در مقابل، جامعه‌اي که جوانان در فاصله سني بين 30 تا 40 ازدواج مي‌کنند، و نشاط و فعاليت جواني شان صرف تفريحات ناسالم و گناه شده است، پدر و مادري که به تفريحات ناسالم دوران جواني عادت کرده‌اند، آيا مي‌توانند نسل منتظري را تربيت نمايند؟. از امام رضا عليه السلام نقل شده است:

جاء رجل إلى أبي جعفر عليه السلام، فقال أبي: «هل لك من زوجة؟» قال: «لا» قال: «ما أحبّ أن لي الدّنيا و ما فيها و أنى أبيت ليلة ليس لي زوجة» ثمّ قال أبي عليه السلام: «ركعتين يصلّيهما رجل متزوّج أفضل من رجل يقوم ليله و يصوم نهاره أعزب. (عطاردي، 1406: ج2، ص256)

مردى خدمت حضرت باقر عليه السلام آمد. امام به او فرمود: «آيا همسر دارى؟» گفت: «ندارم». فرمود: «من دوست ندارم شبى زن نداشته باشم؛ در صورتى كه همه دنيا مال من باشد». سپس حضرت فرمود: پدرم مى‏فرمود: «دو ركعت نمازى كه مرد متأهل مي‌خواند بهتر از مجردي است كه روزها را روزه داشته باشد و شب‌ها را به عبادت بگذراند».

در محيط خانواده، پدران و مادران بايد فرهنگ صحيح ازدواج و همسرداري را به جوانان بياموزند، تا شاهد تربيت نسلي منتظر باشيم.

مجله موعود شماره 33أعوذُبِاللهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجيم‌
 
بِسْـمِ اللَهِ الـرَّحْمَنِ الـرَّحيم‌
 
وَ صَلَّي‌ اللَهُ عَلَي‌ سَيِّدِنا مُحَمَّدٍ وَ ءَالِهِ الطَّيِّبينَ الطّاهِرينَ
 
وَ لَعْنَةُ اللَهِ عَلَي‌ أعْدا´ئِهِمْ أجْمَعينَ مِنَ الاْنَ إلَي‌ قِيامِ يَوْمِ الدّينِ
 
وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إلاّ بِاللَهِ الْعَليِّ الْعَظيم‌
تعریف ولایت وامامت و تبیین خصوصیات آن در بیان حضرت ثامن الحجج علی بن موسی الرضا علیه الصلوه و السلام
أَبُو مُحَمّدٍ الْقَاسِمُ بْنُ الْعَلَاءِ رَحِمَهُ اللّهُ رَفَعَهُ عَنْ عَبْدِ الْعَزِيزِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ كُنّا مَعَ الرّضَا ع بِمَرْوَ فَاجْتَمَعْنَا فِي الْجَامِعِ يَوْمَ الْجُمُعَةِ فِي بَدْءِ مَقْدَمِنَا فَأَدَارُوا أَمْرَ الْإِمَامَةِ وَ ذَكَرُوا كَثْرَةَ اخْتِلَافِ النّاسِ فِيهَا فَدَخَلْتُ عَلَى سَيّدِي ع فَأَعْلَمْتُهُ خَوْضَ النّاسِ فِيهِ فَتَبَسّمَ ع ثُمّ قَالَ يَا عَبْدَ الْعَزِيزِ جَهِلَ الْقَوْمُ وَ خُدِعُوا عَنْ آرَائِهِمْ إِنّ اللّهَ عَزّ وَ جَلّ لَمْ يَقْبِضْ نَبِيّهُ ص حَتّى أَكْمَلَ لَهُ الدّينَ وَ أَنْزَلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنَ فِيهِ تِبْيَانُ كُلّ شَيْ‏ءٍ بَيّنَ فِيهِ الْحَلَالَ وَ الْحَرَامَ وَ الْحُدُودَ وَ الْأَحْكَامَ وَ جَمِيعَ مَا يَحْتَاجُ إِلَيْهِ النّاسُ كَمَلًا فَقَالَ عَزّ وَ جَلّ ما فَرّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْ‏ءٍ وَ أَنْزَلَ فِي حَجّةِ الْوَدَاعِ وَ هِيَ آخِرُ عُمُرِهِ ص الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً وَ أَمْرُ الْإِمَامَةِ مِنْ تَمَامِ الدّينِ وَ لَمْ يَمْضِ ص حَتّى بَيّنَ لِأُمّتِهِ مَعَالِمَ دِينِهِمْ وَ أَوْضَحَ لَهُمْ سَبِيلَهُمْ وَ تَرَكَهُمْ عَلَى قَصْدِ سَبِيلِ الْحَقّ وَ أَقَامَ لَهُمْ عَلِيّاً ع عَلَماً وَ إِمَاماً وَ مَا تَرَكَ لَهُمْ شَيْئاً يَحْتَاجُ إِلَيْهِ الْأُمّةُ إِلّا بَيّنَهُ فَمَنْ زَعَمَ أَنّ اللّهَ عَزّ وَ جَلّ لَمْ يُكْمِلْ دِينَهُ فَقَدْ رَدّ كِتَابَ اللّهِ وَ مَنْ رَدّ كِتَابَ اللّهِ فَهُوَ كَافِرٌ بِهِ هَلْ يَعْرِفُونَ قَدْرَ الْإِمَ