ا نخواهد خورد (و يا غذاى براى مهمان ، ناگوار خواهد شد).
طرحى به نظر على (عليه السلام) رسيد و آن اين بود كه به فاطمه (سلام الله عليها) آهسته فرمود: چراغ را روشن كن ، ولى در روشن كردن چراغ ، دست به دست كن و طول بده ، تا مهمان از غذا بخورد و سير شود.
على (عليه السلام) خود نيز دهانش را مى جنبانيد، و چنين وانمود مى كرد كه غذا مى خورد، و فقير بى آن كه متوجه شود، به طور كامل غذا خورد و سير شد و به كنار نشست ، و باز از غذا ماند، خداوند به آن غذا بركت داد. همه افراد خانواده از آن غذا خوردند و سير شدند.
صبح وقتى كه على (عليه السلام) براى اداى نماز به مسجد رفت ، پيامبر(صلى الله عليه و آله و سلم ) از او پرسيد: با مهمان چه كردى ؟ آيا غذايش دادى ؟
على (عليه السلام) فرمود: آرى ، سپاس خداوند را كه كار به نيكويى انجام شد.
پيامبر گرامى اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) به على (عليه السلام) فرمود: خداوند تبارك و تعالى به خاطر مهمان نوازى تو و اشتغال به چراغ و نخوردن غذا تعجب كرد و جبرئيل اين آيه را در شاءن شما خواند:
و يؤ ثرون على انفسهم و لو كان بهم خصاصة (190)؛ آنها تهيدستان را بر خودشان مقدم مى دارند، اگر چه نياز سخت به آن (غذا) داشته باشند(191).

167- بخشيدن گوشواره و پرده در راه خدا

برنامه پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) اين بود كه وقتى از سفر بر مى گشت ، اول به خانه حضرت فاطمه (سلام الله عليها) مى رفت و زياد هم مى نشست . ولى در يكى از مسافرتها حضرت فاطمه (سلام الله عليها) به مناسبت ورود و مقدم پدر و شوهر خويش ، يك جفت خلخال از جنس نقره ، يك گردن بند، يك جفت گوشواره و يك پرده براى در اتاق تهيه فرموده بود و به اين وسيله مقدم آنها را گرامى داشت .
وقتى پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) وارد خانه فاطمه (سلام الله عليها) شد و اصحاب جلو در خانه منتظر مراجعت آن حضرت بودند، ديدند پيامبر زود برگشت و آثار ناخشنودى هم از چهره اش ظاهر است و يكسره به مسجد رفت و كنار منبر نشست .
فاطمه (سلام الله عليها) دانست كه پيامبر اكرم به خاطر اين تغيير در وضع خانه ، يعنى داشتن پرده و خلخال و گردن بند و گوشواره متغير شده است ، لذا بدون فوت وقت ، اول پرده را باز كرد و در وسط اتاق پهن نمود و سپس خلخال و گوشواره و گردن بند را باز كرد و در ميان پرده گذاشت و پيچيد و به دست يك نفر داد و گفت : به پدرم سلام برسان و بگو دخترت گويد: اينها را در راه خدا انفاق كن .
وقتى كه فرستاده حضرت فاطمه (سلام الله عليها) خدمت پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) رسيد و آن بسته را تحويل داد، پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) سه مرتبه فرمود: انجام داد... (يعنى آنچه من مى خواستم ، انجام داد). پدرش به قربانش ، پدرش به قربانش ، پدرش به قربانش . دنيا براى محمد و آل محمد نيست و اگر دنيا به مقدار بال پشه اى ارزش مى داشت ، خدا به قدر جرعه آبى از آن را نصيب كافر نمى كرد.
سپس حركت كرد و به خانه حضرت فاطمه (سلام الله عليها) رفت (192).

168- فروختن گردن بند و آزاد كردن بنده

حضرت امام سجاد(عليه السلام) مى فرمايد:
اسماء بنت عميس براى من نقل كرد كه روزى خدمت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) بودم ، پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) وارد شد و ديد آن حضرت گردن بندى از طلا كه على ابن ابى طالب (عليه السلام) براى او خريده بود، به گردن دارد.
پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) به او فرمود: مبادا مردم بگويند كه فاطمه ، دختر محمد، لباس جباران را مى پوشد!
حضرت فاطمه (سلام الله عليها) بدون آن كه سخن بگويد، گردن بند را باز كرد و آن را فروخت و يك بنده از پول آن خريد و او را در راه خدا آزاد كرد و با اين كار پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) را خوشحال نمود(193).

169- خلوص در نيت فاطمه

بزل هروى از جناب حسين بن روح (ره ) سؤ ال كرد: پيامبر خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) چند دختر داشت ؟
جواب دادند: چهار دختر.
سؤ ال كرد: كدام يك از آنان برتر بودند؟
پاسخ داد: فاطمه .
سؤ ال كرد: چرا در حالى كه او از همه دختران پيامبر كم سن و سال تر بود و از نظر مصاحبت به پيامبر، كمترين زمان و بهره از آن وى بود، چگونه و به چه علت از همه دختران رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) افضل بود؟
جواب داد: به خاطر دو خصلتى كه پروردگار عالم وى را به آن دو خصلت مخصص گردانيده بود:
1- از پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) ميراث ها برده بود.
2- نسل پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) از او بود، و پيامبر اين ويژگى را به وى نبخشيد، مگر به لحاظ فزونى خلوصى كه در نيت صديقه طاهره (سلام الله عليها) سراغ يافت (194).
حضرت زهرا (سلام الله عليها) به اين درجه والا، فقط به خاطر آن كه دختر رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) بود، نرسيد، زيرا غير از او چهار دختر و همسران متعدد ديگرى نيز داشت ؛ بلكه به خاطر اخلاص ، زهد، پارسايى ، عبادت ، انفاق ، جهاد در راه خدا و تحمل و بردبارى در مقابل رنجهايى بود كه در راه خدا كشيد. او راه خود را با اراده و خواست خود انتخاب كرد و چنين مقرر شده بود كه بانوى زنان جهان باشد؛ بلكه شايستگى آن را داشت كه به عنوان الگوى زنان در جامعه اسلامى شناخته شود و خداوند متعال فضيلت مادرى اوصيا و شرافت رابط بودن بين نبوت و امامت را به او بخشيد(195).

170- فاطمه دروغ نمى گويد

عاشيه گويد: به تحقيق كسى را راستگوتر از فاطمه - جز پدرش - نديدم .
روايت شده است كه هرگاه بين فاطمه (سلام الله عليها) و عاشيه مطلبى رخ مى داد، عايشه مى گفت : اى رسول خدا! از فاطمه سؤ ال كن ، او دروغ نمى گويد(196).

171- زهد فاطمه

سلمان مى گويد: روزى ديدم حضرت زهرا (سلام الله عليها) براى خروج از خانه به خود پارچه اى كشيده ، پشمى و كهنه ، كه دوازده جاى آن وصله شده بود. من از شدت ناراحتى گريستم و گفتم : دختر كسرى و قيصر در حريرند و دختر رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) در چادر شبى پشمينه و كهنه ، آن هم با اين همه وصله .
آن گاه فاطمه زهرا (سلام الله عليها) به نزد رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) رفت و عرضه داشت : ((پدر جان ! سلمان از چادر وصله خورده من در شگفت است ، در حالى كه به خدا سوگند پنج سال است من در خانه على به سر مى برم و از مال دنيا تنها پوست گوسفندى داريم كه روزها شترمان را بر آن علوفه مى خورانيم و شبها خود به روى آن مى خوابيم و بالش ما پوستى است كه از ليف خرما پر شده است )).
روزى رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) بر زهرا(سلام الله عليها) وارد شد و حالش را پرسيد. جواب داد: حالم اين گونه است كه مى نگريد؛ با عبايى زندگى مى كنيم كه نصف آن زير انداز ماست و بر روى آن مى نشينيم و نصف ديگر آن روانداز ماست كه بر روى خود مى كشيم (197).

172- اخلاص فاطمه

زهرا(سلام الله عليها) در اوج قله اخلاص بود. او در جواب پدرش كه مى فرمود: دخترم ! هم اكنون جبرئيل در نزد من است و از جانب خدا پيام آورده كه هر چه بخواهى تحقق مى يابد، مى گويد: مرا جز خود او هيچ تمنايى نيست (198).
او با اين كه سه روز بود خود و