 فرزندانش هيچ نخورده بودند، پيراهنش را نزد يك يهودى گرو مى گذارد تا سائلى را از خانه خود نراند. وقتى كه سلمان اصرار مى كند، كمى از نان و خرما را خود بر دارد، مى فرمايد: سلمان ! اين كار را فقط براى خدا انجام دادم ، از اين هيچ از آن بر نخواهم داشت (199).

173 - شهامت و حريت حسين از پاكدامنى فاطمه

حسين (عليه السلام) در صحراى تفتيده كربلا، آن گاه كه بر نيزه ها تكيه داده ، فرياد مى زند: هيهات ! كه زير بار ذلت بروم . من شهامت ، حريت و كرامت خويش را مرهون پاكدامنى و طهارت مادرم زهرا (سلام الله عليها)مى دانم (200).
174 - كار فقط براى رضاى خدا

عرب تازه مسلمانى در مسجد مدينه از مردم كمك خواست . پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) به اصحاب خود نگريست ، سلمان فارسى برخاست تا نياز آن بيچاره را بر طرف سازد، هر جا رفت با دست خالى برگشت ، با نااميدى به طرف مسجد مى آمد كه چشمش به منزل حضرت زهرا(سلام الله عليها) افتاد، با خود گفت : فاطمه (سلام الله عليها) و منزل فاطمه (سلام الله عليها) سر چشمه نيكوكارى است ، درب خانه را كوبيد و داستان عرب مستمند را شرح داد.
حضرت زهرا(سلام الله عليها) فرمود: اى سلمان ! سوگند به خداوندى كه حضرت محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) را به پيامبرى برگزيد، سه روز است كه غذا نخورده ايم ، و فرزندانم حسن و حسين (عليه السلام) از شدت گرسنگى بى قرارى مى كردند، و خسته و مانده به خواب رفته اند، اما من ، نيكى و نيكوكارى را كه درب منزل مرا كوبيده است هرگز رد نمى كنم .
آن گاه پيراهن خود را به سلمان داد تا در مغازه شمعون يهودى گرو گذاشته مقدارى خرما و جو قرض بگيرد.
سلمان فارسى مى گويد:
پس از دريافت جو و خرما به طرف منزل فاطمه (سلام الله عليها) آمدم و گفتم : اى دختر رسول خدا! مقدارى از اين غذاها را براى فرزندان گرسنه ات بردار.
پاسخ داد:اى سلمان ! اين كار را فقط براى خداى بزرگ انجام داديم و هرگز از آن استفاده نخواهيم كرد.

175 - ساده پوشى

سلمان فارسى مى گويد: روزى حضرت فاطمه (سلام الله عليها) را ديدم كه چادرى وصله دار و ساده بر سر دارد.
در شگفت ماندم و گفتم : عجبا! دختران پادشاه ايران و قيصر روم به كرسى هاى طلايى مى نشينند و پارچه هاى زربفت به تن مى كنند، وه اين دختر رسول خداست كه نه چادرهاى گران قيمت بر سر دارد و نه لباسهاى زيبا.
فاطمه (سلام الله عليها) پاسخ داد: اى سلمان ! خداوند بزرگ ، لباسهاى زينتى و تختهاى طلايى را براى ما در روز قيامت ذخيره كرده است (201).ى : نماز و عبادت فاطمه زهرا(سلام الله عليها)

176- ملايكه ماءمور حركت گهواره

ثعلبى و ديگران از مفسران عامه روايت كرده اند:
بسيار اتفاق مى افتاد كه حضرت فاطمه زهرا(سلام الله عليها) مشغول عبادت بود و يكى از فرزندان مطهر او، در گهواره مى گريستند. حق تعالى ملايكه را ماءمور مى كرد كه گهواره را حركت مى دادند تا آن حضرت از عبادت فارغ مى شد(202).

177- زمان استجابت دعا

صديقه كبرى حضرت فاطمه زهرا(سلام الله عليها) فرمود: از پدرم پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) شنيدم كه مى فرمود: در روز جمعه ، ساعتى است كه هر كس در آن ساعت دعا كند و از خداوند حاجت و نياز خود را مسئلت نمايد، شك نيست كه حاجتش بر آورده خواهد شد.
فاطمه (سلام الله عليها) فرمود: به پدرم عرض كردم : آن ساعت چه ساعتى است ؟
فرمود: آن گاه كه نصف خورشيد وقت غروب در دامنه افق مشخص شد، لحظه استجابت دعاست .
فاطمه زهرا (سلام الله عليها) پس از آن به غلام خود دستور مى داد تا بر فراز بام قرار گيرد، و همين كه وقت غروب آفتاب فرا رسيد، حضرتش را با خبر نماسد تا دعا كند.(203)

178- نورى در محراب عبادت

پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمودند:... دخترم فاطمه سيده زنان جهان از اولين و آخرين است ، و او پاره تن من و نور چشم من و ميوه دل من و روح من در بدن من است ، و او حوريه اى انسانى (و به وجود آمده ) از من است ، در محرابش به نماز و عبادت در پيشگاه پروردگار خويش ‍ مى ايستد، نور او براى فرشتگان آسمان مى درخشد، همچنان كه نور ستارگان براى اهل زمين مى درخشد، و خداى عزيز و جليل به فرشتگانش ‍ مى فرمايد: ((فرشتگان من ، كنيز من فاطمه ، سيده كنيزان مرا بنگريد كه در پيشگاه من ايستاده و اندامش از خوف و خشيت من لرزان است ، و با قلب خود به عبادت من روى آورده است ، گواه باشيد كه من پيروان او را از آتش دوزخ امان بخشيدم (204)...))

179- خوف و خشيت فاطمه

زمانى كه اين آيه شريفه بر پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) نازل شد:
و ان جهنم لمو عدهم اجمعين لها سبعة ابواب لكل باب منهم جزء مقسوم ؛ و دوزخ ، ميعادگاه همه آنهاست ! هفت در دارد، و براى هر درى ، گروه معينى از آنها تقسيم شده اند(205)!)).
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) با شنيدن اين آيه به شدت گريه كرد؛ به گونه اى كه از گريه آن حضرت ، اصحاب نيز گريستند، هر چند كسى نمى دانست جبرئيل چه چيز بر او نازل كرده است و كسى نيز نمى توانست در آن حال با رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) سخن بگويد. چون پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) از ديدن فاطمه (سلام الله عليها) خوشحال مى شد، برخى از اصحاب به سراغ آن حضرت رفتند (تا با آمدنش گريه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) تمام شود) آنها فاطمه (سلام الله عليها) را در حال آسياب كردن جو يافتند كه مى فرمود: آنچه نزد خداست برتر و ماندگارتر است ؛ بر او سلام دادند و جريان گريه پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) را به عرض او رساندند.
حضرت زهرا (سلام الله عليها) به خدمت رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) رسيد و گفت : پدر جان ! فدايت شوم ، چه چيز باعث گريه تو شده است ؟
رسول گرامى اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) آياتى را كه جبرئيل (عليه السلام) بر وى نازل كرده بود، قرائت فرمود.
صديقه طاهره (سلام الله عليها) چون آيات عذاب را شنيد، با رو به زمين افتاد، در حالى كه زير لب زمزمه مى كرد: واى ! واى بر كسى كه داخل آتش ‍ جهنم گردد(206).

180- وجود لبريز از يقين و ايمان

فاطمه زهرا (سلام الله عليها) در اوج قله ايمان است و بهترين گواه بر وجود سراسر ايمان او، يكى تاءمل در زندگى و رفتار و حالات خود وى است و ديگرى هم شهادت رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ).
- اى سلمان ! دخترم فاطمه آن چنان ايمان در اعماق دل و تمامى وجودش نفوذ كرده كه براى عبادت خدا، خود را از همه چيز فارغ مى سازد.
- خدا تمامى وجود فاطمه را لبريز از ايمان و يقين نموده است (207).

181- آموزش مسائل نماز

روزى زنى به نزد زهرا (سلام الله عليها) آمد و گفت : مادر پيرى دارم كه در مسائل نماز سؤ الاتى دارد و مرا فرستاده تا مسائل شرعى نماز را از شما بپرسم .
زهرا (سلام الله عليها) گفت : بپرس .
آن گاه مسائل فراوانى را مطرح كرد و يك يك پاسخ شنيد. همين كه سؤ الات به ده رسيد، خجالت كشيد و آثار شرم و خجلت در چهره اش ‍ نمايان شد و گفت : اى دختر رسول خدا! بيش از اين نبايد شما را به زحمت اندازم .
زهرا (سلام الله عليها) گفت : باز هم بيا و آنچه سؤ ال دارى ، بپرس . آيا اگر كسى ر