 اجير نمايند كه بار سنگينى را به بالاى بام ببرد و در مقابل صد هزار دينار طلا مزد بگيرد، چنين كارى براى او دشوار است ؟))
زن جواب داد: نه ، هرگز! چه كسى است كه در مقابل اين مبلغ گزاف احساس خستگى كند.
آن گاه زهرا (سلام الله عليها) افزود: من هر مسئله اى را كه پاسخ مى دهم ، بيش از فاصله بين زمين و عرش ، گوهر و لؤ لؤ پاداش و مزد مى گيرم ، پس ‍ سزاوار است كه بر من سنگين نيايد.
سپس حديثى بسيار شنيدنى از پدر خود در منزلت عالم و علم بيان مى كند و بدين وسيله زن را غرق در سرور و ابتهاج مى نمايد(208).

182- آموزش دعاى نور به سلمان

حضرت فاطمه (سلام الله عليها) خطاب به سلمان فارسى (ره ) فرمود: اگر مى خواهى خدا را ملاقات كنى در حالى كه از تو راضى باشد و اگر مى خواهى تا زنده هستى درد تب تو را فرا نگيرد، بر اين دعا مداومت كن :
بسم الله النور، بسم الله نور النور بسم الله نور على نور، بسم الله الذى هو مدبر الامور، بسم الله الذى خلق النور من النور، الحمد لله الذى خلق النور من النور، و انزل النور على الطور فى كتاب مسطور فى رق منشور، بقدر مقدور، على نبى محبور، الحمد لله الذى هو بالعزمذكور، و بالفخر مشهور، و على السراء و الضراء مشكور، و صلى الله على سيدنا محمد و آله الطاهرين .
سلمان مى گويد: از روزى كه اين دعا را تعليم گرفتم ، بيشتر از هزار كس از اهل مدينه و مكه را تعليم دادم و هر كس كه تب او را فرا مى گرفت ، چون اين دعا را مى خواند، به امر خداى سبحان تب از او دور مى گشت (209).

183- ساختن تسبيح با تربت حمزه

ابراهيم بن محمد ثقفى روايت كرده است :
تسبيح حضرت زهرا، دختر پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) از يك رشته نخ پشمى به هم بافته شده اى بود كه به تعداد تكبيرات بر آن گره خورده بود و حضرت آن را با دست حركت مى داد و تكبير مى گفت تا اين كه حمزة بن عبدالمطلب شهيد شد.
پس از شهادت وى ، از تربت او استفاده كرده تسبيح هايى از آن ساخت و مردم نيز از او تبعيت كرده و از تربت حضرت حمزه تسبيح درست كردند، تا اين كه حضرت حسين بن على (عليه السلام) به شهادت رسيد، اين عمل را با تربت آن حضرت انجام دادند، چون فضيلت و برترى بيشترى داشت (210).

184- تعويذ فاطمه براى امام حسن

روزى پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) نزد فاطمه (سلام الله عليها) آمد ديد كه امام حسن (عليه السلام) بيمار است ، بسيار ناراحت شد. جبرئيل نازل شده گفت : اى محمد! آيا حرز و دعايى به تو بياموزم كه آن را بخوانى تا بيمارى اش بهبود يابد؟ فرمود: آرى .
گفت : بگو: ((اللهم لا اله الا انت العلى العظيم ، ذو السلطان القديم و المن العظيم و الوجه الكريم ، لا اله الا انت العلى العظيم ، ولى الكلمات التامات و الدعوات المستجابات ، حل ما اصبح بفلان .
حضرت رسول (صلى الله عليه و آله و سلم ) اين دعا را خواند و بعد دست مباركش را بر پيشانى امام حسن (عليه السلام) گذاشت ، كه به يارى خداوند بهبود يافت (211).

185- شب زنده دارى فاطمه

حسن مثنى ، فرزند حضرت امام حسن (عليه السلام)، نزد عموى خويش ، حضرت امام حسين (عليه السلام) براى خواستگارى يكى از دخترانش ‍ (فاطمه يا سكينه ) آمد.
امام حسين (عليه السلام) به او فرمودند: فاطمه را براى تو اختيار مى كنم ، زيرا شباهت بيشترى به مادرم فاطمه ، دختر رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) دارد. او در ديانت ، تمام شب را بيدار بوده و روز را روزه مى گيرد و در شكل و جمال شبيه حورالعين است . و اما سكينه ، استغراق با خدا بر او غلبه داشته و شايسته نيست كه با مردى ازدواج كند(212).

186- دعا براى گنهكاران امت

اسماء، همسر جعفر طيار، نقل مى كند:
در لحظه هاى پايان عمر حضرت فاطمه زهرا(سلام الله عليها)، متوجه آن بزرگ زنان عالم بودم . ابتدا غسل كرد و لباسها را عوض كرد و در خانه مشغول راز و نياز با خدا شد.
جلو رفتم ، فاطمه (سلام الله عليها) را ديدم كه رو به قبله نشسته ، و دستها را به سوى آسمان بر آورده ، چنين دعا مى كند:
پروردگارا! بزرگا! به حق پيامبرانى كه آنها را برگزيدى ، و به گريه هاى حسن و حسين در فراق من ، از تو مى خواهم گناهكاران شيعيان من و شيعيان فرزندان مرا ببخشايى (213).

187- ساعت دعاى فاطمه

زيد بن على از پدرانش از فاطمه زهرا(سلام الله عليها) روايت كرد كه فرمود: از پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) شنيدم كه فرمود: همانا در جمعه ساعتى است كه در آن ساعت هر مسلمانى از خداوند در خواست خيرى كند، پروردگار به او عطا نمايد.
پرسيدم : آن كدام ساعت است ؟
فرمود: هنگامى كه نيمى از خورشيد در معرض غروب قرار گيرد.
راوى گويد: فاطمه (سلام الله عليها) به غلامش مى گفت : برو بالاى بام ! اگر ديدى كه نصف خورشيد در حال غروب كردن است ، مرا خبر كن تا دعا كنم (214)!

188- قرآن خواندن فاطمه

زهرا (سلام الله عليها) با قرآن ماءنوس بود. سلمان مى گويد: رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) مرا براى كارى به خانه فاطمه زهرا (سلام الله عليها) فرستاد. به در خانه كه رسيدم ، صداى زهرا (سلام الله عليها) را كه در درون خانه قرآن مى خواند، شنيدم (215).
و باز سلمان روايت مى كند كه داخل خانه زهرا(سلام الله عليها) شدم ، ديدم در همان حالى كه مشغول كار خود بود و جوها را آسياب مى كرد، قرآن مى خواند(216).
او حتى وصيت مى كند كه در شب اول قبر، على (عليه السلام) بر سر مزارش زياد قرآن بخواند و دعا كند(217).
و از همين انس او با قرآن بود كه فضه خادمه او تا بيست سال به غير از قرآن لب نگشود و جز با قرآن پاسخ نداد(218).

189- سفارش به اهل بيت و قرآن

از حضرت فاطمه (سلام الله عليها) روايت شده كه فرمود: از پدرم رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) در مرضى كه منجر به رحلتش گرديد، در حالى كه حجره او مملو از اصحاب بود شنيدم كه فرمود:
اى مردم ! نزديك است كه به زودى از ميان شما رخت بربندم . آگاه باشيد كه در ميان شما كتاب پروردگار عزوجل و اهل بيتم را به يادگار مى گذارم .
آن گاه دست على (عليه السلام) را گرفته فرمودند:
اين على با قرآن است و قرآن با على است . اين دو از هم جدا نمى گردند تا در كنار حوض بر من وارد شوند، آن گاه است كه از شما سؤ ال مى كنم چرا از آن دو سرپيچى كرديد(219)؟

190- خداگرايى فاطمه

پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) روزى از دخترش پرسيد: فاطمه ! چه در خواستى و حاجتى دارى ؟ هم اكنون فرشته وحى در كنار من است و از طرف خدا پيام آورده است تا هر چه بخواهى تحقق پذيرد.
فاطمه (سلام الله عليها) پاسخ داد: شغلنى عن مسئلته لذة خدمته ، لا حاجة لى غير النظر الى وجهه الكريم ؛ لذتى كه از خدمت حضرت حق مى برم ، من را از هر خواهشى بازداشته است . حاجتى به جز اين ندارم كه پيوسته ناظر جمال زيبا و والاى خداوند باشم (220))).

191- نظاره به وجه كريم الهى

روزى رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) به فاطمه (سلام الله عليها) فرمودند: دخترم ! از خدا چيزى بخواه كه جبرئيل از جانب خدا وعده اجابت داده است .
فاطمه (سلام الله عليها) عرض كرد: حاجتى جز توفيق در بندگى خدا ندارم . آرزويم اين است ناظر جمال او باشم و به وج