 مشغول بحث و گفت و گو هستند. لذا بدون اين كه با پدر سخنى بگويد، به خاطر شرم و حيا بازگشت .
على (عليه السلام) فرمود: چون رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) مى دانست كه فاطمه زهرا(سلام الله عليها) براى حاجت نيازى مراجعه كرده است ، لذا خود به منزل ما آمد. ما در بستر استراحت بوديم ، وى بالاى سر فاطمه زهرا(سلام الله عليها) نشست و فاطمه از جهت شرم و حيا سر خود را بر لحاف كرد.
حضرت فرمود: فاطمه جان ! براى چه منظورى به سوى من آمدى ؟ و دو مرتبه سؤ ال فرمود و فاطمه ساكت بود.
على (عليه السلام) مى گويد: عرض كردم : اى رسول خدا! من علت را براى شما ذكر مى نمايم . فاطمه آن قدر سنگ آسياب را چرخانده كه دستش پينه بسته و آن قدر آب كشيده كه بر سينه اش اثر آن باقى مانده و آنقدر خانه را جاروب كرده كه لباسش خاك آلود شده و آن قدر آتش در زير ديگ افروخته كه پيراهن او كثيف شده و بوى دود گرفته . شنيديم كه غلامان و خادمان چندى را خدمت شما آوردند، به وى گفتم : به سراغ پدر خود رفته از ايشان خدمتكارى بخواه تا تو را مساعدت نمايد.
رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: شما را از مطلبى آگاه كنم كه بهتر است براى شما از خادمى كه سؤ ال كرديد. وقتى از خواب برخاستيد (در بعضى روايات وقتى به رختخواب رفتيد) سى و چهار بار ((الله اكبر)) و سى و سه بار ((سبحان الله ))و سى و سه بار ((الحمدلله )) بگوييد، آن بهتر است براى شما از خادم كه خدمت شما را بكند(229).

200- جنس تسبيح فاطمه

در مكارم الاخلاق نقل شده است : در دست فاطمه زهرا(سلام الله عليها) تسبيحى از نخ پشمينى كه صد گره خورده بود، وجود داشت كه تعداد تكبيرها در آن با گره موجود بود كه در دست مى گرداندند و تكبير گفته و تسبيح مى كردند تا اين كه حمزه سيدالشهداء(عليه السلام) عموى پيامبر شهيد شد. پس از شهادت حمزه براى ساختن دانه هاى تسبيح از تربت او استفاده شد. وقتى موضوع شهادت حضرت اباعبدالله الحسين سالار شهيدان (عليه السلام ) واقع شد، مردم از تربت آن بزرگوار براى ساختن دانه هاى تسبيح استفاده نمودند؛ زيرا در خاك و تربت سرور جانبازان عالم فضيلتى عظيم وجود دارد.
امام صادق (عليه السلام) فرمود: تسبيح از نخهاى آبى درست شده و سى و چهار دانه داشت و آن تسبيح مادر ما فاطمه (سلام الله عليها) بود. وقتى حمزه شهيد شد، از خاك قبر او دانه هاى تسبيح ساخته شد كه با آن بعد از هر نماز تسبيح گفته مى شد(230).
201- عابدترين مردم

حسن بصرى گويد: در دنيا عابدتر از فاطمه نيست . او آن قدر براى نماز سرپا مى ايستاد كه پاهايش ورم مى كرد(231).
رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) مى فرمود: وقتى كه زهرا در محراب عبادت مى ايستاد، همچون ستاره اى براى ملايكه آسمان مى درخشيد. خدا به ملايكه مى گويد: اى ملايكه ! بنگريد به بهترين بنده من فاطمه ، او در مقابل من ايستاده و از خوف من تمامى وجودش مى لرزد و با تمامى حضور قلب خويش ، به عبادت من روى آورده است (232).
به هنگام عبادت آن چنان غرق در عظمت حق مى گشت و از خود بى خود مى شد كه از فكر عزيزان و فرزندان خود نيز، با تمامى علاقه اى كه به آنها داشت ، بيرون مى رفت ؛ و از همين رو، خداوند هم ملايكه اى را مى فرستاد كه گهواره فرزندان او را حركت دهند(233).
او حتى در شب ازدواج از على (عليه السلام) مى خواهد كه با هم به نماز بايستند و در اين شب خدا را عبادت كنند(234).
و آن گاه كه رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) از او پرسيد: دخترم ! چه در خواستى كردى ؟ اكنون فرشته وحى در كنار من است و از جانب خدا پيام آورده و هر چه بخواهى تحقق مى پذيرد، او در جواب گفت :
((لذتى كه از خدمت به خدا مى برم ، مرا از هر خواهشى باز داشته است ؛ مرا حاجتى جز اين نيست كه پيوسته ناظر جمال زيبا و والاى خداوند باشم (235))).
صديقه كبرى حضرت فاطمه زهرا(سلام الله عليها) با دعا و مناجات ماءنوس بود و دعاهاى وارده از او، گواه بر اين معنا است . و آن جا كه رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) دعايى را به او مى آموزد، مى فرمايد: ((اين دعا از دنيا و آنچه در آن است ، در نزد من محبوب تر است (236))).

202- دعا براى همسايه

زيباترين شيوه با همسايه در عمل فاطمه زهرا(سلام الله عليها) تجلى داشت . ايشان هميشه همسايگان را بر خود مقدم مى دانست و در مناجاتهاى شبانه براى آنان دعا مى كرد و خيرشان را از خدا طلب مى نمود.
امام حسن مجتبى (عليه السلام) در اين زمينه چنين فرمود:
مادرم شب جمعه يكسره در حال قيام بوده و تا صبح به ركوع و سجده نرفت و مدام براى مردم دعا مى كرد و نام آنان را به زبان مى آورد. صبح به ايشان گفتم در دعاى ديشب براى خودتان چيزى طلب نكرديد؟
آن حضرت جواب داد: اول براى ديگران ، پس از آن براى خود(237).

203- نور افشانى فاطمه در سه نوبت

ابان بن تغلب مى گويد:
به امام صادق (عليه السلام) عرض كردم : يابن رسول الله ! چرا حضرت فاطمه (سلام الله عليها) ((زهراء)) ناميده شدند؟
حضرت فرمود: به اين دليل كه روزى سه بار براى اميرالمؤمنين (عليه السلام) نورافشانى مى كرد:
1- وقت نماز صبح ، در حالى كه مردم در خواب بودند، جمالش ‍ نورافشانى كرده و سفيدى نورش به خانه هاى مردم مدينه مى تابيد و ديوارها سپيد مى گشت و آنان تعجب كرده ، خدمت پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) مى رسيدند و درباره آنچه ديده بودند مى پرسيدند. حضرتش ايشان را روانه منزل فاطمه (سلام الله عليها) مى كرد و آنها به منزل حضرتش آمده و مى ديدند حضرت در محراب عبادتش نشسته و نماز مى گزارد و نور جمالش از محراب ساطع است . آن گاه مى دانستند كه آن نور، نور حضرت فاطمه زهرا(سلام الله عليها) بوده است .
2- هنگام نيمه روز، كه آن حضرت براى نماز آماده مى شد، جمالش نور زردى مى افشاند و در خانه هاى مردم مى تابيد و لباس ها و رنگشان زرد مى شد. آنها خدمت پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) رسيده و از آنچه ديده بودند، سؤ ال مى كردند. حضرتش آنها را به منزل فاطمه (سلام الله عليها) روانه مى كرد و آنان مى ديدند كه حضرت در محراب عبادتش ‍ ايستاده و از چهره او - صلوات و رحمت خداوند بر او و پدر بزرگوار و شوهر و پسرانش باد - نور زردى مى درخشد. آن گاه در مى يافتند كه آنچه ديده بودند، از نور جمالش بوده است .
3- هنگام آخر روز كه آفتاب غروب مى كرد، صورت حضرت فاطمه (سلام الله عليها) سرخ شده و جمالش از شادى و به جهت شكر خداوند عزوجل به سرخى مى درخشيد و نور جمالش و خانه هاى مردم مى تابيد و ديوارها سرخ مى شد. آنان خدمت پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) رسيده و از آنچه ديده بودند، سؤ ال مى كردند. حضرتش باز آنان را روانه منزل فاطمه (سلام الله عليها) مى كرد. آنان به منزل فاطمه (سلام الله عليها) مى رفتند و مى ديدند كه حضرتش نشسته ، مشغول تسبيح و تمجيد الهى است و از جمالش نور سرخى مى درخشيد. آن گاه آنان در مى يافتند كه آنچه ديده بودند، از نور جمال فاطمه (سلام الله عليها) بوده است . (238)<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:17.txt">الف : سوگوارى فاطمه (س) براى امام حسين (ع)</a><a class="text" h