ref="w:text:18.txt">ب : فاطمه زهرا (س) در سوگ مادر و پدر</a><a class="text" href="w:text:19.txt">ج : فاطمه زهرا(س) در سوگ پدر</a><a class="text" href="w:text:20.txt">د : مصايب فاطمه زهرا (س) پس از رحلت پدر</a><a class="text" href="w:text:21.txt">ه : مصايب غصب فدك</a><a class="text" href="w:text:22.txt">و : فاطمه زهرا (س) در بستر بيمارى</a><a class="text" href="w:text:23.txt">ز : شهادت فاطمه زهرا (س)</a></body></html>الف : سوگوارى فاطمه (سلام الله عليها) براى امام حسين (عليه السلام)

قبل از واقعه عاشورا

204- حزن و اندوه از هنگام حاملگى

از لحظه اى كه فاطمه زهرا(سلام الله عليها) به حسين (عليه السلام) حامله شد، حزن و اندوه او را فرا گرفت و در روز ولادت با نزول جبرئيل و بيان داشتن داستان شهادت آن امام معصوم ، فاطمه (سلام الله عليها) و رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) و على مرتضى (عليه السلام) به سوگوارى و عزادارى سالار شهيدان پرداختند(239).

205- بشارت تولد حسين

محمد بن جعفر رزاز مى گويد: محمد بن الحسين بن الخطاب از محمد بن عمرو بن سعيد زيات نقل كرده كه گفت : شخصى از اصحاب برايم نقل نمود كه امام صادق (عليه السلام) فرمودند:
جبرئيل (عليه السلام) بر رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) نازل شد، پس عرض كرد: يا محمد! خداوند سلام مى رساند و بشارت مى دهد شما را به فرزندى كه از حضرت فاطمه متولد شده و امت پس از شما او را مى كشند.
حضرت فرمودند: اى جبرئيل ! به پروردگار سلام من را برسان و عرض ‍ كن : احتياجى به چنين فرزندى كه از فاطمه (سلام الله عليها) متولد شود و بعد از من امتم او را بكشند، ندارم .
امام صادق (عليه السلام) فرمودند: جبرئيل به آسمان بالا رفت و سپس به زمين فرود آمد و محضر رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) مشرف شد و همان گفتار را تكرار كرد.
رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمودند: اى جبرئيل ! به پروردگارم سلام من را برسان و عرض كن : احتياجى به چنين فرزندى كه از فاطمه (سلام الله عليها) متولد شود و بعد از من امتم او را بكشند، ندارم .
پس جبرئيل (عليه السلام) به آسمان بالا رفت و سپس به زمين فرود آمد و محضر رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) مشرف شد و عرض كرد: اى محمد! پروردگار به تو سلام مى رساند و بشارت مى دهد كه امامت و ولايت و وصايت را در نسل اين مولود قرار مى دهد.
پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: راضى و خشنود شدم .
سپس براى فاطمه (سلام الله عليها) خبر فرستاد... و اظهار نمودند كه : خداوند به من بشارت داده كه فرزندى از شما متولد گشته و پس از من امتم او را مى كشند.
حضرت فاطمه (سلام الله عليها) براى پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) خبر فرستاده و اظهار كردند: به فرزندى كه امت بعد از شما او را بكشند، نيازى ندارم .
پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) خبر فرستادند: خداوند امامت و ولايت و وصايت را در نسل اين فرزند قرار داده .
فاطمه (سلام الله عليها) براى رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) خبر فرستادند كه راضى شدم .
پس در حالى كه از مقتول واقع شدن آن فرزند كراهت داشت ، به او باردار گرديد، و سپس در حالى كه از اخبار جبرئيل به مقتول واقع شدن آن مولد كراهت داشت ، بار حمل را بر زمين نهاد و مجموع دوران حمل و شير خوراگى آن طفل سى ماه بود تا آن كه به سن بلوغ و سپس به چهل سالگى رسيد و به درگاه الهى عرضه داشت : بار خدايا! مرا بر نعمتى كه به من و پدر و مادرم عطا فرمودى شكر، بيامرز، و به كار شايسته اى كه خشنودى تو در آن است ، موفق نما و فرزندان من را صالح گردان .
قابل توجه آن كه : اگر جناب سيدالشهداء به جاى اصلح فى ذريتى عبارت اصلح لى ذريتى را ايراد مى كردند، به طور قطع و حتم تمام ذريه آن جناب از پيشوايان مى شدند.
لازم به تذكر است كه آن حضرت نه از حضرت فاطمه (سلام الله عليها) شير خوردند و نه از خانم ديگرى ، بلكه حضرتش را نزد نبى اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) مى آوردند و آن جناب انگشت ابهامشان را در دهان او مى گذاردند و سيدالشهداء(عليه السلام) به مقدار غذاى دو و سه روزشان را از انگشت حضرت مى مكيدند. پس گوشت حضرت امام حسين (عليه السلام) از گوشت رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) و خونشان از خون حضرت تكوين يافت و هيچ مولودى در شش ماهگى متولد نگشته ، مگر حضرت عيسى بن مريم و حضرت امام حسين (عليه السلام)(240).

206- خبر دادن جبرئيل از شهادت امام حسين

پدرم و محمد بن الحسن جملگى از محمد بن الحسن الصفار، از احمد بن محمد بن عيسى ، از ابن فضال ، از عبدالله بن كبير از بعضى اصحاب حضرت ابى عبدالله (عليه السلام) نقل كرده كه ايشان فرمودند:
حضرت فاطمه (سلام الله عليها) بر رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) داخل شده ، در حالى كه چشمان آن جناب اشك بار بود.
حضرت فاطمه (سلام الله عليها) از آن جناب پرسيدند: شما را چه مى شود؟
رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمودند: جبرئيل (عليه السلام) به من خبر داده كه امتم عنقريب حسين را مى كشند.
پس فاطمه (سلام الله عليها) به جزع آمده و جامه خود را پاره كرده .
رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) كه حال را مشاهده نمودند، به آن حضرت خبر دادند كه يكى از فرزندان اين مولود مالك امور گشته و انتقام از قاتلين خواهد گرفت .
پس از اين خبر حضرت فاطمه (سلام الله عليها) خشنود گرديد و نفس ‍ مباركش آرام گشت (241).

207- سبب گريه پيامبر

محمد بن حسن بن احمد بن وليد گويد: محمد بن ابى القاسم ماجيلويه ، از محمد بن على القرشى ، از عبيد بن يحيى ثورى ، از محمد بن حسين بن على بن الحسين از پدر بزرگوارشان ، از جدشان ، از على بن ابى طالب (عليه السلام) نقل كرده كه آن حضرت فرمودند:
رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) روزى به زيارت ما آمدند، پس ‍ طعامى نزد آن ، جناب نهاديم و كاسه خرما و ظرف شير و سر شيرى را كه ام ايمن برايمان هديه آورده بود نيز در مقابل حضرت نهاديم . آن جناب تناول فرموده و پس از فراغت ايشان از طعام ايستادم و آب روى دستان مبارك ايشان ريخته و پس از آن كه دستان خود را شستند، مرطوبى آنها را به صورت و محاسن شريف كشيده ، سپس ايستادند و به مسجدى كه در يك خانه بود تشريف برده و نماز گزارده و در آخر به سجده رفته و گريه طولانى نمودند، سپس سر از آن برداشتند و از ما اهل بيت احدى جراءت نكرد سبب گريه آن حضرت را بپرسد. پس امام حسن (عليه السلام) ايستاده و آهسته جلو رفت تا خود را به آن جناب رساند و از حضرتش ‍ بالا رفت تا به روى رانهاى حضرت قرار گرفت . پس سر به سينه پيامبر(صلى الله عليه و آله و سلم )، چانه را روى سر آن جناب نهاد، سپس عرضه داشت : اى پدر! چرا گريستى ؟
پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمودند: امروز به شما نگريستم ، بسيار مسرور و خوشحال شدم ، به طورى كه پيش از آن چنين سرور و نشاطى در من پيدا نشده بود. پس جبرئيل بر من نازل شد و خبر داد كه شما كشته شده و قبورتان پراكنده خواهد بود. پس خدا را حمد و ستايش ‍ كرده و از خدا خير شما را درخواست نمودم .
حضرت سيد الشهداء(عليه السلام) عرض كرد: اى پدر! چه كسى قبور ما را زيارت مى كند و با اين كه از هم 