 بزرگ تر است ، سكوت او علامت رضايت اوست (127).

110- زمين ، مهريه فاطمه

پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمودند: اى على ! خداوند فاطمه را به تزويج تو در آورد و مهرش را زمين قرار داد، لذا هر كس با كينه و عداوت تو بر روى زمين راه رود به حرام راه رفته است (128).

111- مهريه فاطمه در زمين

به حضرت رسول (صلى الله عليه و آله و سلم ) گفته شد: دانستيم كه مهريه زهرا (سلام الله عليها) در روى زمين چه قدر است . بفرماييد مهريه اش در آسمان چه اندازه مى باشد؟
حضرت فرمود: از چيزى كه مفيد به حال توست بپرس و از آنچه فايده اى به حالت ندارد، پرسش مكن !
راوى عرض كرد: يا رسول الله ! اين از جمله مسائلى است كه براى ما اهميت دارد.
پيامبر(صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: مهريه اش در آسمان خمس ‍ زمين است ، هر كس روى زمين راه برود و نسبت به او و فرزندانش كينه داشته باشد، تا روز قيامت به صورت حرام بر آن راه رفته است (129).

112- مهريه فاطمه ، شفاعت از گنهكاران

احمد بن يوسف دمشقى در كتاب خويش به نام ((اخبارالدول و آثار الاءول )) چنين روايت مى كند:
در خبر آمده است : زمانى كه پدر بزرگوارش ، او (فاطمه ) را به شوهر داده و مالى اندك را به عنوان صداق تعيين فرمود، عرض كرد: اى رسول خدا، دختران مردم نيز شوهر كرده و مقدار كمى به عنوان صداق بر ايشان تعيين مى گردد، پس فرق بين من و آنان چيست ؟ اميدوار و خواهانم كه مهريه را به على (عليه السلام) برگردانى و از خداى تعالى بخواهيد كه مهريه مرا شفاعت گناهكاران از امت تو قرار دهد.
پس جبرئيل نازل شد و با وى كاغذ كوچكى از حرير بود كه در آن نوشته شده بود: خداى تعالى مهريه فاطمه را شفاعت گناهكاران از امت پدرش ‍ قرار داده و به همين علت زمانى كه ايشان در حال احتضار بودند، وصيت فرمودند كه آن كاغذ كوچك را روى سينه شان در زير كفن قرار دهند. اين وصيت عمل شد و فاطمه زهرا(سلام الله عليها) فرمودند: به هنگامى كه در قيامت برانگيخته شدم ، اين كاغذ را به دست مى گيرم و از گناهكاران امت پدرم شفاعت مى كنم .
در اين حديث همان گونه كه مى بينيد، از آنچه كه به فاطمه زهرا(سلام الله عليها) از عظمت شخصيت و علو همت و مرتبت بلند و بى حد و جلالت قدر عنايت گرديده ، حكايت مى كند؛ زيرا اين بزرگوار از پدر ارجمندش ‍ مى خواهد از خدا بخواهد كه به عنوان مهريه و صداق ، اين حق عظيم ، يعنى شفاعت ، را در قيامت به او اعطا فرمايد و پروردگار مهربان هم در خواست رسول خويش را اجابت فرموده و حاجت وى را برآورد و آن نامه را به وى عنايت فرمود و صديقه طاهره نيز آن سند را به هنگام حاجت ، يعنى در قيامت ، آشكار خواهد فرمود.
صفورى در نزهة المجالس نقل مى كند كه نسفى گويد:
فاطمه زهرا(سلام الله عليها) از پدر بزرگوارش رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) در خواست نمود كه صداق وى را شفاعت براى امت او قرار دهد و اين بانوى بزرگوار زمانى كه بر صراط آيند، صداق خويشتن را طلب كنند(130))).

113- مهريه فاطمه زهرا

رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) با لبى خندان نزد على (عليه السلام) آمد و فرمود: آيا چيزى براى ازدواج دارى ؟
على (عليه السلام) پاسخ داد: اى رسول خدا، پدر و مادرم فدايت ! هيچ چيز از تو پوشيده نمانده ، تمام ثروتم شمشير و شتر و زرهى بيش ‍ نيست .
پيامبر(صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: شتر و شمشير براى كار جهاد مورد نياز توست . همان زره را مهر قرار مى دهم .
سپس در آستانه بر پايى مراسم عقد به على (عليه السلام) فرمود: زره را بفروش و بهايش را نزدم بياور.
على (عليه السلام) زره را به فروش رساند و بهاى آن را كه عبارت از 480 يا 500 درهم نقره بود، به عنوان مهريه در اختيار پيامبر(صلى الله عليه و آله و سلم ) گذاشت (131).

114- صورت جهيزيه حضرت زهرا(سلام الله عليها)

1- يك قواره پيراهن به هفت درهم .
2- يك عدد روسرى بزرگ به چهار درهم .
3- يك حوله سياه خيبرى .
4- يك تخت خواب كه با برگ درخت خرما بافته شده بود.
5- دو عدد تشك كتانى ، از كتابهاى مصر، كه درون يكى از آنها از ليف خرما و درون ديگرى از پشم گوسفند پر شده بود.
6- چهار عدد بالش از پوست ميش ، از پوستهاى طائف مكه ، كه از گياه خوشبويى به نام ((اذخر)) پر شده بود.
7- يك تخته پرده پشمى .
8- يك قطعه حصير، كه در جايى به نام ((حجر)) بافته شده بود.
9- يك عدد دست آس ، براى آدى كردن جو و گندم .
10- يك تشت مسى براى لباس شويى .
11- يك عدد مشك چرمى براى آبكشى .
12- يك باديه بزرگ براى دوشيدن شير.
13- يك ظرف چرمى براى آب .
14- يك آفتابه گلى لعابى شده .
15- يك سبوى گلى سبز.
16- دو عدد كوزه سفالين .
و مرحوم ابن شهر آشوب ، بر طبق روايتى ، به سياهه بالا، دو قلم ديگر هم اضافه كرده ، به شرح زير:
17- يك قطعه پوست چرمى براى فرش .
18- يك چادر از پارچه هاى بافت قطر، يا قطران .
و كسانى كه براى خريد جهيزيه به بازار رفته بودند، اشياء فوق را برداشته به خانه پيامبر آوردند و پيامبر خدا يك يك آنها را بر مى داشت و پشت و روى آن را مى نگريست و مى گفت : بارك الله لاهل البيت خدا مبارك كند(132).

115- جهاز فاطمه در عرش خدا

يكى از منافقان مدينه حضرت امير مؤمنان (عليه السلام) را در خواستگارى از فاطمه زهرا (سلام الله عليها) ملامت كرد و گفت : يا على ! تو معدن فضل و ادب و شجاع ترين مبارزان عرب هستى ؛ چرا زنى خواستى كه چاشتش به شب نمى رسد؟! اگر دختر مرا مى خواستى ، چنان مى كردم كه از در خانه من تا در خانه تو شتر پر از جهاز دختر من بودى .
حضرت اميرالمؤمنين (عليه السلام) فرمود: اين كار به تقدير است نه به تدبير، الحكم لله العلى الكبير ما را به مال و متاع دنياى غدار نظر نيست . مقصود، رضاى حق تعالى است ؛ تفاخر ما با اعمال است ، نه با اموال ؛ و مباهات ما به كردار است ، نه به درهم و دينار.
چون على (عليه السلام) رضاى خود را به حكم قضا ظاهر كرد، ندايى به وى رسيد: على ! سر بردار تا قدرت حق را ببينى و جهاز دختر محمد(صلى الله عليه و آله و سلم ) را بنگرى .
حضرت سر بالا كرد، از بالاى سر خود تا عرش خدا حجابها ديد در نورديده و در زير عرش ميدانى وسيع به نظرش آمد. تمام آن ميدان پر از ناقه هاى بهشتى بود، بار آنها در و گوهر و مشك عنبر و بر هر شترى كنيزكى چون مهر تابان و زمام هر شترى به دست غلامى چون سرو خرامان ؛ ندا مى كردند: هذا جهاز فاطمة بنت محمد المصطفى ؛ اين جهاز فاطمه دختر پيغمبر خاتم است .
مرتضى على (عليه السلام) از مشاهده آن حال خوشنود و به حجره فاطمه (سلام الله عليها) آمد جناب فاطمه (سلام الله عليها) فرمود: اگر چه سرزنش منافقان را درباره ما شنيدى ، اما جهاز ما را به عين عيان ديدى (133).

116- فرشته اى مسؤ ول ازدواج نور با نور

روزى رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) نشسته بود، فرشته اى بر آن حضرت نازل شد.
حضرت به او فرمود: دوست من ، جبرئيل ! هيچ گاه تو را بدين صورت نديده بودم ؟
فرشته پاسخ داد: من جبرئيل نيستم ، من اسمم محمود است . خداوند مرا مبعوث فرموده تا نور را به ازدواج با نور در آورم .
فرمود: چه كسى را با چه كسى ؟
فرشته در جواب گفت : فاطمه را با على (134).

117- مس