ندانم بهترين فرزند زاده هاى پيغمبرانند)).
پس بر هر يك از آنان سلام كرد و هر يك را به نام ايشان خواند، پس آن زنان شادى كردند، و حوريان بهشت خندان شدند، و يكديگر را بشارت دادند و اهل آسمانها يكديگر را بشارت دادند به ولادت آن سيده زنان عالميان ، در آسمان نور روشنى هويدا شد كه پيش تر چنان نورى نديده بودند. پس آن زنان مقدسه با خديجه خطاب كردند و گفتند: بگير اين دختر را، كه طاهر و مطهر است و پاكيزه و بابركت است ، حق تعالى بركت داده است او را و نسل او را.
پس خديجه او را گرفت . شاد و خوشحال پستان در دهانش گذاشت . پس ‍ فاطمه در روزى آن قدر نمو مى كرد كه اطفال ديگر در ماهى نمو كنند و در ماهى آن قدر نمو مى كرد كه اطفال ديگر در سال نمو كنند(3).

4 - ظاهر شدن نور در آسمان

نوشته اند: وقتى فاطمه زهرا(سلام الله عليها) به دنيا آمد نورى در آسمانها پديدار شد كه فرشتگان قبل از آن چنين نورى را نديده بودند. همين كه فهميدند آن نور به بركت تولد صديقه طاهره ، فاطمه زهرا(سلام الله عليها) پديد آمده همه به همديگر ولادت آن بانوى معظمه را تبريك و تهنيت مى گفتند، و حوريان بهشتى هم به همديگر تبريك مى گفتند(4).

5 - خلق فاطمه به صورت نور

حضرت صادق (عليه السلام) فرمود: خداوند تبارك و تعالى فرموده است : اى محمد! من تو و على را به صورت نور آفريدم ، يعنى روح بدون بدن ، پيش از آن كه آسمانها و زمين و عرش و دريايم را بيافرينم ، وى پيوسته مرا تهليل و تمجيد مى گفت : بعد آن را به دو نيم تقسيم كردم و آن دو نيم را نيز به دو نيم كردم . چهار تا شد؛ يكى محمد است ، يكى على است و حسن و حسين دوتاى ديگر مى شوند. بعد خداوند فاطمه را از نورى كه آن را به صورت روح بدون بدن آفريده بود خلق كرد، سپس با دست خود بر ما كشيد و نورش را در بين ما پخش نمود(5).

6 - نذر خديجه و اعلام دستور خدا

هنگامى كه خديجه (سلام الله عليها) به فاطمه (سلام الله عليها) باردار شد، مانند ((حنه )) مادر حضرت مريم (سلام الله عليها) چنين نذر كرد:
((خدايا! من از مادر مريم بهترم و محمد(صلى الله عليه و آله و سلم ) شوهر من از عمران شوهر مادر مريم برتر مى باشد، اين كودكى را كه در رحم دارم براى تو محرر كردم )) (يعنى : خالص و آزاد نمودم كه پس از رشد و بلوغ تا آخر عمر در خدمت مسجد و دين باشد و از زاهدان و عبادت كنندگان مسجد شود).
جبرئيل از طرف خدا نزد پيامبر(صلى الله عليه و آله و سلم ) آمد و عرض ‍ كرد: به خديجه (سلام الله عليها) بفرماييد، خداوند مى فرمايد:
لا اعتاق قبل الملك ، خلى بينى و بين صفيتى ، فانى املكها و هى ام الائمه و عتيقى من النار؛ آزاد كردن قبل از ملكيت روا نيست ، اين فرزند برگزيده ام را به من واگذار، او (فاطمه ) مملوكه من و مادر امامان (عليه السلام) است و من او را از آتش آزاد كرده ام (6))).

7 - فاطمه ، سبب خلقت آدم ابوالبشر

رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: هنگامى كه خداى تعالى حضرت آدم ابوالبشر را آفريد و از روح خود در او بدميد، آدم به جانب راست عرش نظر افكند، آن جا پنج شبح غرقه در نور به حال سجده و ركوع مشاهده كرد. عرض كرد: خدايا، قبل از آفريدن من ، كسى را از خاك خلق كرده اى ؟ خطاب آمد: نه ، نيافريدم . عرض كرد: پس اين پنج شبح كه آنها را در هيئت و صورت همانند خود مى بينم چه كسانى هستند؟ خداى تعالى فرمود: اين پنج تن از نسل تو هستند، اگر آنان نبودند تو را نمى آفريدم ، نامهاى آنان را از اسامى خود مشتق كرده ام (و من خود آنان را نامگذارى كرده ام )، اگر اين پنج تن نبودند، نه بهشت و دوزخ را مى آفريدم و نه عرش و كرسى را، نه آسمان و زمين را خلق مى كردم و نه فرشتگان و انس و جن را.
منم محمود و اين محمد است ، منم عالى و اين على است ، منم فاطر و اين فاطمه است ، منم احسان و اين حسن است ، و منم محسن و اين حسين است . به عزتم سوگند، هر بشرى اگر به مقدار ذره بسيار كوچكى كينه و دشمنى هر يك از آنان را در دل داشته باشد، او را در آتش دوزخ مى افكنم ... يا آدم ، اين پنج تن ، برگزيدگان من هستند و نجات و هلاك هر كس وابسته به حب و بغضى است كه نسبت به آنان دارد. يا آدم ، هر وقت از من حاجتى مى خواهى ، به آنان توسل كن .
ابوهريره مى گويد، پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) در ادامه سخن فرمود: ما پنج تن كشتى نجاتيم ، هر كس با ما باشد نجات يابد، و هر كس ‍ كه از ما روگردان شود هلاك گردد. پس هر كس حاجتى از خدا مى خواهد به وسيله ما اهل بيت از حضرت حق تبارك مسئلت نمايد(7).

8 - آفرينش على و پيامبر به سبب آفرينش فاطمه

در حديث جابر بن يزيد جعفى از جابر بن عبدالله انصارى از رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ) نقل شده است كه خداوند تبارك و تعالى فرمود:
يا احمد، لو لاك لما خلقت الا فلاك و لو لا على لما خلقتك و لو لا فاطمة لما خلقتكما؛ اى احمد! اگر تو نبودى افلاك و جهان را خلق نمى كردم ، و اگر على نبود، تو را نمى آفريدم ، و اگر فاطمه نبود تو و على را خلق نمى كردم ))(8).ب : نام ، كنيه و القاب فاطمه زهرا (سلام الله عليها)

9- وجه تسميه فاطمه

پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) به حضرت فاطمه (سلام الله عليها) فرمود: آيا مى دانى چرا اسم تو را ((فاطمه )) نهاده اند؟
على (عليه السلام) عرض كرد: خودتان بفرماييد سبب اين تسميه چيست ؟
پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: سبب اين است كه خداى تعالى فاطمه و شيعيان او را از آتش روز قيامت منقطع و دور نگه داشته است (9).

10- وجه تسميه زهرا

روايتى را جابر از قول حضرت صادق (عليه السلام) نقل كرده است كه مى گويد: به حضرت عرض كردم : به چه مناسبت حضرت را ((زهرا)) ناميده اند؟
فرمود: بدان جهت كه خداوند آن حضرت را از عظمت خود آفريد. هنگامى كه درخشيد، آسمانها و زمين به نورش روشن شد و ديدگان ملايكه را به هم آورد و همگى در مقابل عظمت خدا به سجده افتاده گفتند: اى خداى ما! اى آقاى ما! اين نور چيست ؟ خداوند به آنان وحى فرستاد و فرمود: اين نورى از نور من است و آن را در آسمان خود جاى دادم ، او را از عظمت خود آفريدم ، و از صلب يكى از پيامبرانم بيرون مى آورم و بر تمام پيامبران برترى مى دهم و از آن نور، امامانى را بيرون مى آورم كه امر مرا بر پا دارند و به حق من هدايت كنند و آنان را پس از پايان يافتن وحى خود، جانشينان خويش در روى زمينم قرار مى دهم (10).

11- علت ناميدن فاطمه

در جلد دهم بحارالانوار از حضرت باقر (عليه السلام) نقل است :
هنگامى كه فاطمه زهرا(سلام الله عليها) پا به جهان نهاد، خداى تعالى فرشته اى را امر فرمود كه اين نام (فاطمه ) را بر زبان رسول مكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) جارى نمايد، سپس پروردگار جهانيان فرمود: من شير را به وسيله علم در وجود تو قطع كردم ، و تو را از ناپاكى باز داشتم .
آن گاه حضرت باقر (عليه السلام) فرمودند: والله ، خداى تبارك و تعالى اين بانو را از علم مملو ساخت و از ناپاكى هاى زنان در ميثاق ذر منع كرد و باز داشت .
از دو امام بزرگوار، يعنى امام رضا و امام جواد(عليه السلام) است كه فرمودند:
شنيديم ماءمون از پدرش رشيد