 الله عليه و آله و سلم ) نماز صبح را با جماعت خواند و پس از نماز به جمعيت رو كرد و فرمود:
((اى گروه مردم ! كسى كه خورشيد بر او ناپديد شد، به ماه تمسك كند، و هرگاه ماه ناپديد شد به ستاره زهره ، متمسك شود، و اگر ستاره زهره ناپديد شد، به دو ستاره فرقدان (دو ستاره درخشنده اى كه نزديك قطب شمالى ديده مى شوند و در فارسى به آنها دو برادر گويند) متمسك گردد)).
سپس فرمود:
((من خورشيدم ، على ماه است ، فاطمه ستاره زهره است ، و دو ستاره فرقدان ، حسن و حسين مى باشند. و همچنين به كتاب خدا متمسك شويد و اين دو (قرآن و عترت ) از هم ديگر جدا نشوند (و به هم ديگر پيوند دارند) تا آن هنگام كه در روز قيامت كنار حوض كوثر بر من وارد گردند)).
و در بعضى عبارات آمده آن حضرت فرمود:
((از خورشيد پيروى كنيد و بعد از آن از ماه و بعد از آن از زهره و بعد از آن از فرقدان ، سپس هر يك از اين امور را به مطالب فوق تفسير فرمود))(21).

21- عنايت فاطمه به حديث پيامبر

چند روز از رحلت پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) گذشته بود، مردى به در خانه فاطمه (سلام الله عليها) آمد و پس از شرفيابى به حضور آن حضرت ، عرض كرد: آيا رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) چيزى نزد شما به يادگار گذاشته تا مرا از آن بهره مند سازى ؟
فاطمه (سلام الله عليها) به ياد حديثى از پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) افتاد و به كنيز خود فرمود: اين كنيز! آن صفحه نوشته را به اين جا بياور. كنيز به جست و جوى صفحه نوشته پرداخت ، ولى آن را نيافت ، و بازگشت و به فاطمه (سلام الله عليها) گفت : آن را نيافتم .
فاطمه (سلام الله عليها) به او فرمود: واى بر تو، برو آن را پيدا كن ، كه ارزش آن در نزد من هم طراز ارزش حسن و حسين (عليه السلام) است .
كنيز رفت و به جست و جوى دقيق پرداخت و سرانجام آن صفحه نوشته را در ميان خاشاك پيدا كرد و به حضور حضرت زهرا (سلام الله عليها) آورد. نوشته آن صفحه عبارت از فرازهاى زير بود:
قال محمد النبى (صلى الله عليه و آله و سلم ): ليس من المؤمنين من لم يامن جاره بوائقه ...؛ از مؤمنان نيست كسى كه همسايه اش از آزار او در امان نيست ، و كسى كه ايمان به خدا و روز قيامت دارد، به همسايه اش آسيب نمى رساند، و كسى كه به خدا و روز قيامت ايمان دارد، سخن نيك مى گويد و يا سكوت مى كند، خداوند انسان خيرخواه ، بردبار و پاكدامن را دوست دارد، و انسان بد زبان و كينه توز و بسيار سؤ ال كننده (براى كمك مادى ) را دشمن دارد، بدان كه حياء از ايمان است ، و ايمان موجب ورود به بهشت مى باشد، و ناسزاگويى از بى شرمى است و بى شرمى موجب ورود به آتش دوزخ مى گردد))(22).
به اين ترتيب حضرت زهرا (سلام الله عليها) با توجه مخصوص به حفظ و احترام حديث پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم )، آن را يافت و تقاضا كننده را از معناى بلند آن بهره مند ساخت (23).

22- اميدوارى دادن

مردى به همسرش گفت : به حضور حضرت زهرا (سلام الله عليها) برو و از قول من به آن حضرت بگو: من از شيعيان شما هستم ، آيا شما قبول داريد كه من از شيعيان شما هستم ؟!
همسر او به حضور فاطمه (سلام الله عليها) آمد و پيام شوهرش را ابلاغ كرد. فاطمه زهرا (سلام الله عليها) به او فرمود: به شوهرت بگو:
ان كنت تعمل بما امرناك و تنتهى عما زجرناك فانت من شيعتنا و الا فلا؛ اگر تو آنچه را كه ما كرده ايم انجام مى دهى و از آنچه نهى نموده ايم به جاى نمى آورى ، پس از شيعيان ما هستى ، و گرنه از شيعيان ما نيستى )).
همسر نزد شوهر آمد و گفتار حضرت زهرا (سلام الله عليها) را به او ابلاغ كرد، شوهر او از اين پاسخ ، محزون گرديد و آه و ناله اش بلند شد و مى گفت : واى بر من ! كيست كه به گناه آلوده نباشد، بنابراين اگر من از گناه پاك نگردم ، شيعه نيستم و وقتى كه شيعه نبودم ، جاودانه در دوزخ خواهم بود، واى بر من چه خاكى بر سرم كنم ؟...
همسرش وقتى او را آن گونه آشفته و نگران ديد، به حضور حضرت زهرا (سلام الله عليها) آمده و جريان را به عرض او رسانيد.
حضرت زهرا (سلام الله عليها) به آن بانو فرمود: به شوهرت بگو: چنين نيست كه تو تصور مى كنى ، شيعيان ما از افراد نيك اهل بهشت هستند، ولى اگر گناهكار باشند، بر اثر بلاها و گرفتاريها كه به سوى آنها رو مى آورد، و صدماتى كه در صحراى محشر، در روز قيامت و يا در طبقه اعلاى دوزخ مى بينند، گناهانشان ريخته مى شود و آنها از گناهان پاك مى گردند، و سپس آنها را نجات مى دهيم و به سوى بهشت مى بريم (24).

23- رشد فاطمه در شرايط بحرانى

فاطمه زهرا (سلام الله عليها) زمانى چشم به جهان گشود كه پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) زندگى سراسر جهاد و مقاومت فكرى دشوارش را آغاز كرده بود. در همين سالها بود كه پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) مورد خطاب وحى قرار مى گرفت و وحى به او فرمان مى داد تا دعوت خود را آشكارا شروع كند و از زخم خارهاى خونينى كه در سر راهش مى رست و گردنه هاى دشوارى كه پيش رويش رخ مى نمود، هراس ‍ و خستگى به خود راه ندهد. در آن روزها، پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) سنگينى بار رسالت را بر دوش گرفته بود و نيروهاى ضلالت و گمراهى نيز متقابلا در برابر او قيام كرده بودند تا مگر كوششهاى او را بى ثمر سازند و به وسيله او را از دعوتش باز دارند.
فاطمه (سلام الله عليها) در چنين سالهاى بحرانى نشو و نما كرد. سالهايى كه هر چه پيامبر(صلى الله عليه و آله و سلم ) در فراخوانى مردم به سوى خدا بيشتر مى كوشيد، دشمنانش نيز در شكنجه و رساندن آزار به يارانش بيشتر تلاش مى كردند.
فاطمه زهرا(سلام الله عليها) در رويداد غم انگيز شعب ابى طالب با ديگر كودكانى كه قريش غذا را از آنان دريغ كرده بودند، شركت داشت . آنان از گرسنگى برخود مى پيچيدند، در حالى كه گرگهاى درنده قريش در اطراف شعب پاسدارى مى دادند تا مبادا كسى براى مسلمانان غذا بياورد.
پس از آن كه مسلمانان از قائله شعب رهايى يافتند، يك روز پيامبر(صلى الله عليه و آله و سلم ) سر به سجده گذارده بود، اما در همين حال افرادى از قريش به وى نزديك شدند و زهدان شتر بر سرش انداختند. فاطمه (سلام الله عليها) كه نظاره گر اين صحنه بود، پيش آمد و زهدان را از سر پدر برگرفت و دور انداخت . اندوهى بسيار قلب فاطمه زهرا(سلام الله عليها) را در خود فرو گرفته بود.
فاطمه (سلام الله عليها) شاهد بود كه پدرش سفرى به طايف كرد تا مردم آن ديار را به سوى خداوند فرا خواند، اما هيچ كس به دعوت آن حضرت پاسخ نگفت (25).

24 - در طلب دنيا و حصول به آخرت

فاطمه (سلام الله عليها) زندگى و غذاى ناگوار و لباس درشت بافت و خشن را تحمل مى كرد و تنها خدا و روز قيامت را در نظر مى آورد.
در حديثى از سويد بن غفله آمده كه على (عليه السلام) به پيشامدى سخت گرفتار شد. فاطمه (سلام الله عليها) به نزد پيامبر(صلى الله عليه و آله و سلم ) رفت و در زد. رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: من احساس مى كنم محبوبم بر در ايستاده است . اى ام ايمن ! برخيز و بنگر.
پس ام ايمن در را گشود، فاطمه به خانه پيامبر قدم نهاد. پيامبر(صلى الله عليه و آله و سلم ) 