به بهشت وارد گرديد، و از جانب خداوند تبارك و تعالى به او الهام شد كه از ميوه آن درخت بر گيرد و آن را ميل نمايد؛ در آن هنگام ، نور مرا خداى سبحان به صلب پدرم ، و بعدا به رحم خديجه بنت خويلد منتقل فرمود، تا اين كه از او متولد شدم ، من از همان نورم ، و از آنچه كه در گذشته واقع شده است و يا در آينده واقع خواهد شد، و از آنچه كه هرگز واقع نشده است ، باخبر هستم . يا اباالحسن ! مؤمن با نور خدايى نظاره مى كند))(31).

30 - فضايل از زبان پيامبر

حضرت رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) در فضايل حضرت زهرا(سلام الله عليها) چنين فرمودند: جبرئيل (روح ) به نزد من آمد و گفت : هنگامى كه فاطمه قبض روح مى شود و دفن مى گردد، دو ملك در قبر از او سؤ ال مى كنند: پروردگار تو كيست ؟ مى فرمايد: الله پروردگار من است .
سپس مى پرسند: پيامبرت كيست ؟ در پاسخ مى فرمايد: پدرم .
آن گاه سؤ ال مى كنند: ولى تو كيست ؟ در جواب گويد: على بن ابى طالب ، همين كسى كه در كنار قبرم ايستاده است .
(سپس پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) مى فرمايد:) آيا باز هم فضايل ديگر زهرا را بيان كنم ؟ (شايد پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) مى خواهد به اين وسيله ندكر دهد كه : در اين عالم ، فاطمه تنها كسى است كه پدرش ((رسول الله )) و همسرش ((ولى الله ))است . پيامبر اكرم در ادامه سخن خويش مى فرمايد:
همانا خداى تعالى يك دسته از فرشتگان را براى محافظت فاطمه گماشته است ، تا از چهار طرف نگهبان او باشند؛ و اين ملايكه در حال حيات ، و هنگام مرگ او، و كنار قبرش پيوسته در خدمت او هستند، و كارشان صلوات فرستادن بر فاطمه و پدرش و همسرش و فرزندان اوست . (يعنى در منطق ملايك و لسان فرشتگان صلوات بر پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) و على و حسنين (عليه السلام) همواره بايد با صلوات بر فاطمه (سلام الله عليها) تواءم باشد، و در اين منقبت نيز آن حضرت برابر و هم رديف آن چهار وجود مقدس ديگر مى باشد. سپس پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) چنين به سخن ادامه مى دهد:)
هر كس مرا بعد از وفاتم زيارت كند، مثل اين است كه مرا در حال حيات زيارت كرده است ؛ و كسى كه فاطمه را زيارت كند، گويى مرا زيارت كرده است ؛ و هر كس على را زيارت نمايد، مثل زيارت كردن حسنين است ؛ و آن كسى كه زيارت كند ذريه او را، همانند زيارت خود آنان است ...))(32)

31 - فاطمه از امتيازات على

در ((رياض النضره )) (جلد 2، ص 202) و در ((شرف النبوه )) از رسول گرامى اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) نقل شده كه به على (عليه السلام) فرمودند:
((سه چيز به تو داده شده كه به هيچ كس حتى به من داده نشده است :
1 - تو داماد كسى مانند رسول خدا هستى و من داماد كسى نيستم كه پدر زنم مانند پدرزن تو باشد.
2 - همسرى صديقه مانند دختر من به تو داده شده كه من چنين همسرى ندارم .
3 - به تو فرزندانى مانند حسن و حسين عنايت شده است ، در حالى كه من فرزندانى مانند آنان ندارم .
ولى در عين حال شما از من هستيد و من از شما))(33).

32 - نورانيت فاطمه در بهشت

صفورى شافعى در كتاب نزهة المجالس (ج 2،ص 223) گويد: كسايى و غير او گفته اند:
((وقتى كه خدا آدم را خلق فرمود... تا آن جا كه گويد: در بهشت چشم آدم به بانويى افتاد كه درخشندگى و نورانيتش بى نظير بود و بر سر وى تاجى از طلا و مرصع به جواهر وجود داشت كه آدم زيباتر از وى را مشاهده نكرده بود. پس سؤ ال كرد: پروردگار، اين بانو كيست ؟ فرمود: فاطمه دخت محمد(صلى الله عليه و آله و سلم ). سؤ ال كرد: شوهر او كيست ؟ پروردگار به جبرئيل فرمان داد در قصرى از ياقوت را به روى وى بگشايد. وقتى جبرئيل در را گشود، آدم در آن قبه اى از كافور ديد و تختى از طلا كه بر روى آن تخت جوانى به زيبايى يوسف نشسته بود. پس ‍ فرمود: اين جوان شوهر وى ، يعنى على بن ابى طالب ، است ...))(34).
33 - حسادت عايشه به فاطمه (سلام الله عليها)

شيخ بزرگوار، مجلسى (ره ) در جلد ششم بحارالانوار، از كتاب خصال ، از امام صادق (عليه السلام) نقل مى فرمايد:
رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) به منزل آمدند، در حالى كه عايشه فاطمه زهرا(سلام الله عليها) را مخاطب قرار داده و فرياد مى زد:
والله ، اى دختر خديجه ! تو خود را به خاطر مادرت از ما برتر مى دانى و بر ما مى بالى و حال آن كه او هيچ برترى بر ما نداشت و مانند ما بود.
رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) اين سخن را شنيدند و هنگامى كه بانو فاطمه (سلام الله عليها) پدر را ديدند، گريستند.
پيامبر(صلى الله عليه و آله و سلم ) سؤ ال فرمودند: چه چيز تو را به گريه افكنده دختر جان ؟
فاطمه (سلام الله عليها) عرض كرد: عايشه از مادرم نام برده و او را خفيف نموده و من هم گريه كردم .
رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) غضبناك شده ، فرمودند: اى حميراء بس كن و دست بردار! خداى تعالى به زنى كه فرزند زياد بزايد بركت عنايت فرموده و خديجه ، كه درود خدا بر وى باد، براى من فرزندان پاكى مانند عبدالله و قاسم و رقيه و ام كلثوم و زينب را به دنيا آورده ، ولى تو كسى هستى كه خدايت عقيم كرده و براى من فرزندى نزاده اى (35)

34 - حجاب از نابينا

امام موسى بن جعفر(عليه السلام) از پدران بزرگوارش نقل فرموده است :
اميرمؤمنان على (عليه السلام) فرمود: فرد نابينايى اجازه خواست كه به منزل فاطمه (سلام الله عليها) وارد شود، آن گرامى خود را از او پوشيده داشت .
رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) به او فرمود: چرا خود را از او پنهان مى سازى ، در حالى كه نابيناست و تو را نمى بيند؟
عرض كرد: اگر او مرا نمى بيند، من او را مى بينم ، و نيز رايحه و عطر را مى بويد و شامه اش سالم است .
رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: گواهى مى دهم كه تو پاره تن منى (36).

35 - سؤ ال و جواب فاطمه با فرشتگان

شبى حضرت فاطمه (سلام الله عليها) از فرشتگان سؤ ال نمود: آيا برترين زن عالم ، حضرت مريم (سلام الله عليها) دختر عمران نيست ؟
فرشتگان عرضه داشتند: حضرت مريم (سلام الله عليها) سرور زنان زمان خود بود؛ اما خداوند شما را برترين زن جهان قرار داده است ؛ هم در زمان خودت و هم در زمان حضرت مريم (عليه السلام) و سرور همه زنان از اول عالم تا آخر جهان (37).

36 - طلب خير و بركت

شخصى ... گفت : وارد شدم بر حضرت فاطمه (سلام الله عليها)، او سبقت گرفت بر من در سلام . آن گاه فرمود: چه چيز تو را به اين جا آورده ؟
عرض كردم : طلب خير و بركت .
فرمود: خبر داد مرا پدرم و اينك حاضر است كه هر كس سه روز بر من و با پدرم درآيد و سلام كند، خداوند واجب مى كند از براى او بهشت را.
عرض كردم : در حيات شما؟
فرمود: بلى ، و بعد از وفات ما(38).

37 - فضيلت فاطمه در كلام امام صادق (عليه السلام)

على بن ابى طالب (عليه السلام) از رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) روايت مى كند كه فرمود: ((اى فاطمه ! همانا خداى بلند مرتبه به گاه خشم ات خشمناك و به گاه خشنودى ات خشنود مى شود.))
سندل آمد و به امام جعفر صادق (عليه السلام) عرض كرد: اى اباعبدالله ! اين جوانان احاديث ناشناخته اى از شما براى ما نقل مى كنند.
امام جعفر صادق (عليه ا