سلام) فرمود: چه چيزهايى ، اى سندل ؟
سندل گفت : از شما براى ما اين حديث را بازگو مى كنند كه خداى بلند مرتبه با خشم فاطمه (سلام الله عليها)، خشمناك و با خشنودى اش ‍ خشنود مى شود.
امام جعفر صادق (عليه السلام) فرمود: اى سندل ! آيا در آنچه شما روايت مى كنيد، اين روايت نيست كه خدا براى خشم بنده مؤمنش خشمناك و براى خشنودى او خشنود مى شود؟ گفت : آرى .
فرمود: آيا باور ندارى كه فاطمه (سلام الله عليها) زن با ايمانى است و خداى بلند مرتبه با خشمش خشمناك و با خشنودى اش خشنود مى شود؟
گفت : راست گفتى ، خداوند بهتر مى داند كه منصب پيامبرى و جانشينى خود را در كجا قرار دهد(39).

38 - نزول ميوه از بهشت

بارها براى حضرت فاطمه (سلام الله عليها) ميوه هاى بهشتى اهدا شده است . از آن جمله دو انار و دو سيب و دو به است كه اهل بيت از آن مى خوردند و عود مى كردند و تمام نمى شد تا وفات حضرت (سلام الله عليها) كه انار و به تغيير يافت و بعد مفقود شد و دو سيب باقى مى ماند(40).

39 - حضور فاطمه در حجة الوداع

پيامبر(صلى الله عليه و آله و سلم ) در ماه ذى القعده آن سال به مردم مدينه و قبايل مجاور اعلام كرد كه قصد دارد حج به جاى آورد و عده زيادى براى سفر حج مهيا شدند. آن حضرت در روز شنبه بيست و پنجم ذى القعده سال دهم هجرى از مدينه حركت نمود و در ((ذى الحليفه )) احرام بست .
همه همسران پيامبر(صلى الله عليه و آله و سلم ) نيز در اين سفر همراه شدند، آنها به هودجها سوار بودند. فاطمه (سلام الله عليها) نيز با آنان بود و به دستور پيامبر(صلى الله عليه و آله و سلم ) مناسك حج را انجام مى داد.
على (عليه السلام) پس از گذشت سه ماه ماءموريت در ايام حج به مكه رسيد و در آن جا همسرش فاطمه زهرا(سلام الله عليها) را ديد. پس از مراسم باشكوه حجة الوداع ، رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) هنگام بازگشت به مدينه در غدير خم ميان يك اجتماع باشكوه يكصد هزار نفرى ، على (عليه السلام) را به فرمان خداوند به جانشينى خود منصوب نمود(41).
با توجه به حضور فاطمه زهرا(سلام الله عليها) در حجة الوداع ، با اطمينان مى توان گفت كه آن بانوى بزرگوار در مراسم باشكوه غدير خم حضور داشته است (42).

40 - در تفسير مرج البحرين يلتقيان

در احاديث معتبر از طرق خاصه و عامه از حضرت صادق (عليه السلام) و غير آن حضرت روايت كرده اند در تفسير آيه شريفه :
مرج البحرين يلتقيان (43)؛ مخلوط كرد دو دريا را كه بر مى خوردند با يك ديگر))، حضرت فرمود: مراد دو درياى علم است ، يعنى على و فاطمه ، كه حق تعالى ايشان را به يكديگر رسانيد.
بينهما برزخ لايبغيان (44)؛ ميان ايشان فاصله اى است كه بر يكديگر زيادتى نكنند))، حضرت فرمود: مراد حضرت رسول (صلى الله عليه و آله و سلم ) است كه سبب الفت على و فاطمه گرديد.
يخرج منهما اللؤ لؤ والمرجان (45)؛ بيرون مى آيد از آن دو دريا مرواريد و مرجان ))، حضرت فرمود: مراد حسن و حسين (عليه السلام) هستند كه از آن دو درياى علم به وجود آمده اند(46).

41 - مثل شجره طيبه

پيامبر(صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: من شجره ام و فاطمه شاخه آن ، على عامل بارورى آن ، حسن و حسين ميوه ، و دوستداران آنان از امتم برگهاى آن درخت باشند.
سپس فرمود: سوگند به آن كسى كه مرا به راستى برگزيد، آنان در بهشت جاودان مى باشند.
و نيز آن حضرت فرمود: من شجره و على شاخه و فاطمه عامل بارورى و حسن و حسين ميوه و شيعيان ما برگ مى باشند، و هرگاه كه درخت مى رويد، برگهايش فرو مى ريزند.
سپس فرمود: سوگند به كسى كه مرا به حق مبعوث كرد، اينان در بهشت جاودان خواهند بود(47).

42 - مراد از مشكاة

موسى بن قاسم از على بن جعفر روايت كرده است كه از حضرت موسى بن جعفر(عليه السلام) درباره اين آيه پرسيدم ، امام فرمود: مقصود از ((مشكاة )) فاطمه ، و ((مصباح )) حسن ، و ((زجاجة )) حسين است .
((كوكب درى )) فاطمه است كه در بين زنان جهانيان ستاره اى درخشان مى باشد، ((شجره مباركه )) ابراهيم است كه ((نه شرقى است و نه غربى ))، نه يهودى است و نه نصرانى ، ((روغن چراغ )) آن كه نور مى دهد، علم است كه از آن ظاهر مى شود و بدان سخن مى گويد، و مقصود از ((نور على نور)) در وجود حضرت فاطمه (سلام الله عليها) امامانى هستند كه يكى پس از ديگرى مى آيند، خداوند به نورش ‍ هر كه را بخواهد هدايت مى كند، يعنى به ولايت ما هدايت مى كند.(48)

43 - گمراهى ، در انكار ولايت فاطمه

در ضمن حديث معراج آمده است كه خداوند فرمود:
اى محمد! تو، على ، فاطمه ، حسن ، حسين و امامان از فرزندان حسين را من از نور خودم آفريدم و ولايت شما را بر اهل آسمانها و زمين عرضه كردم . هر كس آن را پذيرفت ، نزد من از مؤمنان به شمار مى آيد، و هر كس ‍ آن را منكر شود، نزد من از گمراهان خواهد بود. اى محمد! اگر بنده اى از بندگان من آن قدر مرا بپرستد و عبادت كند كه از كار افتد و از لاغرى و ناتوانى به سان مشك خشكيده و فرسوده اى شود و بعد به هنگام ورود بر من منكر ولايت شما باشد، او را نخواهم آمرزيد تا اين كه اقرار به ولايت شما نمايد.
اى محمد! آيا دوست دارى آنان را ببينى ؟
گفتم : آرى ، پروردگارا!
فرمود: نگاه كن !
من به طرف راست عرش نگريستم و نام خود را ديدم و نام على و فاطمه و حسن و حسين و على و محمد و جعفر و موسى و على و محمد و على و حسن را و نام مهدى را در وسط آن به گونه اى ديدم كه گويا ستاره اى درخشان است .
خداى تعالى فرمود: اى محمد! اينان حجتهاى من بر آفريدگانم مى باشند و اين ، آن كس از فرزندان توست كه به شمشير قيام مى كند و از دشمنانت انتقام مى گيرد(49).

44 - ورود فاطمه به بهشت

على (عليه السلام) از حضرت رسول (صلى الله عليه و آله و سلم ) نقل مى كند كه فرمود: نخستين كسانى كه وارد بهشت مى شوند، من ، تو، فاطمه ، حسن و حسين مى باشيم .
عرض كردم : پس دوستداران ما كى وارد بهشت مى شوند؟
فرمود: پس از شما(50).

45 - فاطمه ، ركن على

رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) به على (عليه السلام) فرمود: سلام بر تو اى پدر دو ريحانه ! به زودى دو ركن تو از بين مى رود و خداوند خود كمبود مرا براى تو جبران نمايد.
بعد از رحلت رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) على (عليه السلام) فرمود: اين يكى از دو ركن بود. و بعد از آن كه فاطمه از دنيا رفت ، فرمود: اين ركن ديگر بود(51).

46 - پرتو افكنى نور خدا بر فاطمه

رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: هنگامى كه خداوند متعال بهشت را آفريد، آن را از نور وجه خويش خلق كرد. سپس آن را گرفته به سوى ما افكند. يك سوم آن نور به من رسيد، و يك سوم آن به فاطمه و يك سوم ديگر به على و خاندانش اصابت كرد. از آن نور به هر كسى كه چيزى تابيده شده باشد به ولايت آل محمد راه پيدا مى كند و هر كس از آن نور چيزى به او نرسيده باشد، از ولايت خاندان محمد گمراه مى شود(52).

47 - پاداش سلام بر فاطمه

يزيد بن عبدالملك نوفلى از پدرش از جدش چنين روايت كرده است :
روزى خدمت حضرت فاطمه زهرا(سلام الله عليها) مشرف شدم ، ابتدا آن حضرت بر من سلام كرد و فرمود: پدرم (در زمان حياتش ) فرمود: هر كس سه روز بر من و تو سلام كند، بهشت براى او خ