شمان او كلمه ((محب )) را مى خواند و مى گويد: اى خداى من و اى آقاى من ! تو مرا فاطمه ناميدى و به وسيله من كسانى را كه دوستدار من و يا ذريه و فرزندان من هستند، از آتش نجات دادى . وعده تو حق است و تو از وعده خود تخلف نمى كنى . خداوند متعال مى فرمايد: راست مى گويى اى فاطمه ! من تو را فاطمه ناميدم و به وسيله تو دوستداران و كسانى را كه تو را به ولايت پذيرفته ، ذريه تو را دوست داشته ، ولايتشان را پذيرفته اند، از آتش نجات مى دهم ، وعده من حق است و من از وعده ام تخلف نمى كنم (61).

55- اسباب شفاعت فاطمه

پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) در بحبوحه شدايد روز قيامت اميرالمؤمنين (عليه السلام) را به سراغ فاطمه زهرا (سلام الله عليها) مى فرستد تا در جايگاه شفاعت قرار بگيرند.
پس اميرالمؤمنين (عليه السلام) مى فرمايد: اى فاطمه ! از اسباب شفاعت چه دارى و براى اين روز سخت چه مهيا ساخته اى ؟
پس فاطمه (سلام الله عليها) در جواب مى فرمايد: يا اميرالمؤمنين ! در اين جايگاه دو دست بريده فرزندم عباس ما را كفايت مى نمايد(62).

56- درخشش نور زهرا در سه وقت

ابو هاشم عسكرى گويد: از حضرت امام حسن عسكرى (عليه السلام) پرسيدم كه به چه مناسبت حضرت فاطمه را ((زهرا)) ناميده اند؟
فرمود: به خاطر آن كه چهره اش از اول صبح براى اميرالمؤمنين (عليه السلام) به سان خورشيد درخشان و به هنگام زوال مانند ماه نورانى و به هنگام غروب مانند ستاره درخشان روشن مى شد(63).

57- تعجب سلمان از لباس فاطمه

در ضمن حديثى طولانى از حضرت زهرا (سلام الله عليها) نقل شده است كه به رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: يا رسول الله ! سلمان از لباس من تعجب كرده است ، سوگند به خداوندى كه تو را بر حق مبعوث كرد، من و على پنج سال است كه چيزى نداريم به جز پوست قوچى كه روزها شترمان بر روى آن علف مى خورد و شب هنگام آن را فرش خود قرار مى دهيم و نيز بالش (زير سر) ما چرمى است كه اطرافش ‍ از ليف خرما درست شده است .
حضرت رسول (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: اى سلمان ! همانا دخترم در گروه پيشگامان و سابقين است (64)

58- خواب ديدن فاطمه

على بن ابراهيم قمى در تفسير خود نوشته است ، امام صادق (عليه السلام) فرمود: حضرت زهرا (سلام الله عليها) در عالم رؤ يا مشاهده كرد پدر بزرگوارش قصد دارند به اتفاق ايشان و حضرت امام حسن (عليه السلام) و حضرت امام حسين (عليه السلام) از شهر خارج شوند، سپس ‍ به خانه ايشان (منزل حضرت زهرا (سلام الله عليها) آمدند و با هم از مدينه بيرون آمده و به يك دو راهى رسيدند. پيامبر از سمت راست مسير را ادامه داده تا محلى رسيدند كه در آن آب و درختان خرمايى بود. رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) در آن جا گوسفندى خريدند و دستور دادند آن را ذبح كنند. وقتى از گوشت آن تناول فرمودند، همگى در آن مكان رحلت فرمودند. حضرت زهرا (سلام الله عليها) از اين رؤ يا نگران گرديد و با حالتى از گريه و اندوه از خواب بيدار شدند، اما جريان خواب را با باب خويش مطرح نكردند.
صبح آن شب پيامبر(صلى الله عليه و آله و سلم ) با مركبى به خانه فاطمه (سلام الله عليها) آمد و ايشان را بر آن مركب سوار نموده و دستور دادند حضرت على (عليه السلام) و فرزندانشان در اين سفر پيامبر را همراهى كنند. از شهر كه خارج شدند، حضرت محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) در مسير سمت راست ، راه خويش را ادامه دادند و به همان مكانى كه زهرا (سلام الله عليها) در خواب ديده بودند، رسيدند و با همان كيفيت گوسفندى را خريدارى كرده و دستور ذبح آن را صادر كردند، همين كه خواستند از آن تناول نمايند، حضرت زهرا (سلام الله عليها) به كنارى رفته و بناى گريستن را نهادند. چون پيامبر متوجه تاءثر دخترشان گرديدند، سبب را جويا شدند. در اين حال حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) رؤ ياى شب گذشته را براى رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ) بازگو نمودند.
پبامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) با استماع اين خواب دو ركعت نماز اقامه فرموده و با خداى خويش به راز و نياز پرداختند. فرشته وحى نازل شد و به پيامبر عرض كرد: يا رسول الله ! اين رؤ يا وسوسه شيطانى به نام ((دها)) بوده است ، او مى كوشد مؤمنان را در خواب نگران كند، شيطان با دستور پيامبر توسط جبرئيل احضار شد و چون رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) به او گفتند: آيا اين رؤ يا را تو به دخترم نمايانده اى ؟ عرض كرد: آرى ، اى رسول خدا! پيامبر سه مرتبه آب دهان بر وى افكندند و جبرئيل گفت : هر كس از مؤمنين كه دچار چنين القائاتى گرديد، جملات ذيل را بر زبان جارى سازد:
اعوذ بما عاذت به ملائكة الله المقربون و انبياء الله المرسلون و عباده الصالحون من شر ما راءيت من رؤ يانى و نيز سوره حمد و معوذتين و توحيد را قرائت كند(65).

59- صلوات و درود بر فاطمه

كعب بن عجره مى گويد:
هنگامى كه آيه شريفه ان الله و ملائكته يصلون على النبى يا ايها الذين آمنوا صلوا عليه و سلموا تسلميا(66) نازل شد، عرض كرديم : اى رسول خدا! ما مى دانيم كه چه گونه بر تو سلام كنيم ، ولى نمى دانيم كه چه گونه بر تو صلوات بفرستيم ؟
حضرت فرمود: بگوييد: اللهم صل على محمد و آل محمد.
در روايت حاكم آمده است كه گفتيم : اى رسول خدا! صلوات بر شما و خانواده شما چگونه است ؟
فرمود: بگوييد ((اللهم صل على محمد و آل محمد.
و روايت شده حضرت فرمود: صلوات بريده و بى دنباله بر من نفرستيد!
پرسيدند: صلوات بريده چيست ؟
فرمود: اين كه بگوييد اللهم صل على محمد و بعد ساكت شويد، بلكه بگوييد اللهم صل على محمد و آل محمد(67).
از آن حضرت سؤ ال شد: اهل شما چه كسانى هستند؟
فرمود: على ، فاطمه ، حسن و حسين (عليه السلام)(68)

 
60- شعر جبرئيل در شاءن فاطمه

در كتابهاى متعدد نقل شده است كه جبرئيل به هنگام جنباندن گهواره امام حسين (عليه السلام) شعر ذيل را مى خواند:
ان فى الجنة نهرا من لبن 	  	لعلى (و لزهراء) و حسين و حسن
كل من كان محبا لهم 	  	يدخل الجنة من غير حزن

يعنى : در بهشت نهرى است از شير، كه از آن على و فاطمه و حسين و حسن است . هر كس دوست اين خاندان باشد، بدون اندوه داخل بهشت خواهد شد(69).

61- جبرئيل ، خادم فاطمه

روايت شده كه رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمودند: اسرافيل بر جبرئيل تفاخر كرد و گفت : من از تو بهترم ! جبرئيل گفت : از چه جهت تو از من بهترى ؟ جواب داد: براى اين كه فرشتگان حامل عرش زير نظر من هستند و صاحب صورم و مقرب ترين فرشته خدايم ! جبرئيل گفت : من از تو بهترم ، زيرا من امين وحى خدا به سوى انبياء مى باشم و هر امتى را كه خداوند هلاك كرده ، به دست من بوده است .
خطاب آمد: ساكت باشيد! كه به عزت و جلال خودم ، افرادى را خلق كرده ام كه از شما بهترند. سپس حجابهاى قدرت برداشته شد، ديدند كه بر ساق عرش نوشته شده : لا اله الا الله ، محمد رسول الله ، على و فاطمة و الحسن والحسين خير خلق الله .
يعنى : اين پنج نور مقدس ، بهترين خلق خدايند.
جبرئيل عرض كرد: خدايا، از تو مسئلت دارم كه مرا خدمتگزار اين انوار مقدسه قرار دهى . خواسته اش 