پذيرفته شد و او جزء اهل بيت و خادم ما گرديد.
جبرئيل هيچ وقت در خدمتگزارى اهل بيت عصمت و طهارت (عليه السلام) كوتاهى نكرد. گاهى از بهشت مائده آورد و گاه ناقه آورد و به اميرالمؤمنين (عليه السلام) نسيه فروخت ، گاهى به صورت دحيه كلبى سيب و به و انار براى حسنين (عليه السلام) آورد و گاه لباسهاى بهشتى ، گاهى براى فاطمه زهرا (سلام الله عليها) لباس آورد تا آن حضرت بپوشد و در عروسى يكى از همسايگان شركت كند و در بعضى جنگها به يارى رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) و على مرتضى (عليه السلام) آمد. در جنگ احد براى اميرمؤمنان على (عليه السلام) ذوالفقار آورد و گفت : لا سيف الا ذوالفقار و لا فتى الا على .
و بنا به روايتى به رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) عرضه داشت :
ناد عليا مظهر العجائب 	  	تجده عونا لك فى النوائب
كل هم و غم سينجلى 	  	بولايتك يا على ، يا على !

گاه به كمك فاطمه زهرا (سلام الله عليها) مى آمد و آسياب را مى گرداند و گاهى گهواره امام حسين (عليه السلام) را به حركت مى آورد؛ چنان كه در روايت ام ايمن آمده است :
روزى جبرئيل نازل شد، ديد فاطمه زهرا (سلام الله عليها) خوابيده و امام حسين (عليه السلام) در گهواره گريه مى كند، شروع كرد گهواره را جنباندن و ذكر خواب خواندن و تسلى دادن تا فاطمه زهرا (سلام الله عليها) از خواب بيدار شد. فاطمه (سلام الله عليها) صداى جبرئيل را شنيد، ولى او را نديد، رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) به آن حضرت فرمودند: او جبرئيل امين بود(70).

62- صاحب مقام شفاعت

اميرمؤمنان على (عليه السلام) مى فرمايد: روزى هنگامى كه وارد منزل شدم ، ديدم رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) را، در حالى كه حسن (عليه السلام) در سمت راست و حسين (عليه السلام) در سمت چپ و فاطمه (سلام الله عليها) پيش روى آن حضرت نشسته بودند، و مى فرمود:
((اى حسن و اى حسين ! شما دو كفه ترازو هستيد و فاطمه زبانه آن است . دو كفه جز به وسيله زبانه يكسان و هماهنگ نمى شود و زبانه نيز جز بر روى دو كفه استوار نمى ماند. شما دو نفر امام هستيد و مادرتان داراى مقام شفاعت است (71))).

63- نگريستن مؤمن به نور خدا

حضرت فاطمه (سلام الله عليها) خطاب به شوهر بزرگوارش على (عليه السلام) فرمود:
اى ابوالحسن ! بدان كه خداوند نور مرا آفريد و آن تسبيح گوى خداوند بزرگ بود. آن گاه آن را در يكى از درختان بهشتى به وديعت گذارد و آن درخت درخشيد. هنگامى كه پدرم وارد بهشت شد، خداوند به آن حضرت الهام كرده دستور داد كه ميوه آن درخت را بچين و در داخل دهان خود بچرخان . حضرت اين كار را انجام داد و آن گاه خداوند مرا در صلب پدرم رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) به وديعت سپرد و بعد به خديجه منتقل كرد و او هم مرا بر زمين نهاد و من از آن نورم . آنچه را كه بوده و هست و هنوز نيامده است مى دانم . اى ابوالحسن ! مؤمن به نور خدا مى نگرد(72).

64- روشن شدن بهشت

روايتى را كه آلوسى مفسر معروف اهل سنت در ((روح المعانى )) از ابن عباس پيرامون آيه مباركه متكئين فيها على الارائك لا يرون فيها شمسا و لا زمهريرا؛ بهشتى ها در حالى هستند كه بر تختهايى زيبا تكيه كرده اند، نه آفتاب را در آن جا مى بينند، و نه سرما را)) يادآور شويم .
ابن عباس چنين نقل مى كند:
((هنگامى كه بهشتيان در بهشت هستند، ناگهان نورى همچون نور آفتاب مشاهده مى كنند كه صحنه بهشت را روشن ساخته است . بهشتيان به رضوان (فرشته ماءمور بهشت ) مى گويند: اين نور چيست با اين كه پروردگار ما فرسوده در بهشت نه آفتاب را مى بينند و نه سرما را؟ او در پاسخ مى گويد: اين نور خورشيد و ماه نيست ، على و فاطمه (سلام الله عليها) خندان شده اند و بهشت از نور دندانشان روشن گشته است (73))).

65- فاطمه ، شادمانى قلب پيامبر

امام حسين (عليه السلام) مى فرمايد: پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: ((فاطمه شادمانى قلب من است ، دو پسرش ميوه دلم ، و شوهرش ‍ نور ديدگانم ، و پيشوايان از فرزندانش امين هاى پروردگارم ، و رشته پيوند ميان او و آفريدگانش مى باشند. هر كه به آن ريسمان چنگ زند، نجات يافته و هر كه از آن تخلف ورزد، نابود خواهد شد(74))).

66- تشبيه على و فاطمه در قرآن

در آيات نورانى قرآن در سوره ((الرحمن )) به اين آيات شريفه مرج البحرين يلتقيان # بينهما برزخ لا بيغيان (75)... مى رسيم و يكى از علماى اهل سنت ، به نام ((ابن مردويه )) از ابن عباس ‍ روايت كرده است :
مقصود از دو دريا كه با يكديگر برخورد مى كنند، على (عليه السلام) و فاطمه (سلام الله عليها) است و برزخ بين آن دو كه بر يكديگر برترى نجويند، رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) است و لؤ لؤ و مرجان كه از آن دو دريا بيرون مى آيد، حسن و حسين (عليه السلام) هستند(76).

67- يكى از سواران چهارگانه در قيامت

در پاره اى از روايات آمده است كه فاطمه (سلام الله عليها) يكى از سواران چهارگانه روز قيامت است كه سوار بر ((غصباء)) ناقه (شتر) رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) مى گردد و وارد محضر مى شود.
مرحوم ابن شهر آشوب ، روايت مى كند: هنگامى كه پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) در بستر رحلت قرار گرفت ، ناقه غضباء به پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) عرض كرد: مرا بعد از خود براى چه كسى وصيت مى كنى ؟
پيامبر(صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: اى غضباء! خدا به تو بركت دهد، تو از آن دخترم فاطمه (سلام الله عليها) هستى ، كه در دنيا و آخرت بر تو سوار مى گردد.
هنگامى كه پيامبر(صلى الله عليه و آله و سلم ) رحلت كرد، آن ناقه ، شبانه نزد فاطمه (سلام الله عليها) آمد و گفت : سلام بر تو اى دختر رسول خدا، اكنون فراق من از دنيا نزديك شده است . سوگند به خدا، پس از رحلت خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) لب به آب و علف نزده ام . آن ناقه (از فراق جانسوز پيامبر) سه روز بعد از رحلت رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) جان داد(77).

68- ملاقات دوازده هزار حوريه

در تفسير فرات ابن ابراهيم نقل شده كه اميرمؤمنان على (عليه السلام) فرمود:
روزى رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) بر فاطمه (سلام الله عليها) وارد شد، در حالى كه فاطمه (سلام الله عليها) غمگين بود، پيامبر(صلى الله عليه و آله و سلم ) مطالبى درباره قيامت فرمود... تا به اين جا رسيد:
((اى فاطمه ! هنگامى كه به درب بهشت رسيدى ، دوازده هزار حوريه با تو ملاقات مى كنند، كه قبلا با هيچ كس ملاقات نكرده اند و بعد از ملاقات با تو نيز با كسى ملاقات نمى نمايند. در دست آنها سلاحى از نور است ، آنها بر ناقه هايى از نور سوار هستند كه پالان آن ناقه ها از طلاى زرد و ياقوت سرخ مى باشد، مهار آنها از مروايد تر است ، و بر همه ناقه بساطى از سندس كه با جواهر آبدار، مرصع و متراكم مى باشد، قرار داد. هنگامى كه وارد بهشت گردى ، بهشتيان از قدوم تو شادمان گردند، و از براى شيعيان تو مائده (سفره هاى ) مخصوصى كه بر كرسى نور قرار دارند حاضر كنند، و از غذاى آن تناول كنند، در حالى كه ساير مردم هنوز درگير حساب و كتاب خود هستند، و از براى شيعيان تو آنچه را كه ميل داشته با