ستاده تا اين كه حضرت نشست .
پس از آن كه از نماز فارغ شد، سلام كرده و گفتند: خداوند به تو سلام مى رساند و مصحف را در دامان آن حضرت گذاشتند.
حضرت فرمود: سلام مخصوص خداوند و از سوى او و به سوى اوست و بر شما اى فرستادگان خدايى سلام و سلامتى باد!
آن گاه فرشتگان به آسمان رفتند. پس از نماز صبح تا سر ظهر، به طور پيوسته به خواندن و مطالعه آن مصحف مشغول شد تا اين كه به آخرش ‍ رسيد. آن حضرت بر تمامى خلق خدا، از جن و انس ، پرندگان و وحوش ، ملايكه و پيامبران ، واجب الاطاعة مى باشد.
راوى مى گويد:
عرض كردم : فدايتان شوم ، پس از آن حضرت اين مصحف به چه كسى منتقل شد؟
امام باقر(عليه السلام) فرمود: آن را به اميرالمؤمنين (عليه السلام) داد و پس از درگذشت حضرت على ، به امام حسن و بعد به امام حسين (عليه السلام ) و بعد نزد اهلش باقى مى ماند تا اين كه به صاحب اين امر واگذار كند.
عرض كردم : اين علم بسيار زياد است !!
فرمود: اى ابومحمد! آنچه را كه من به تو گفتم ، در دو برگ اول بود و مطالب پس از ورقه دوم را براى تو نگفتم و حتى يك حرف از آن را هم بازگو نكردم (83).

73 - استدلال علمى فاطمه

دو نفر زن ، كه بر سر مساءله اى دينى با يكديگر اختلاف داشتند، براى حل اختلاف خود نزد فاطمه زهرا(سلام الله عليها) رفتند. يكى از زنان ، مؤمن و ديگرى معاند و كافر بود.
حضرت فاطمه (سلام الله عليها) مى فرمايد: من دلايل زن مؤمن را اثبات كردم و حقانيت سخن او را آشكار نمودم و در نتيجه او بر آن زن كه دشمن اسلام بود، پيروز شد و به شدت شاد و مسرور گرديد.
فاطمه زهرا(سلام الله عليها) به آن زن كه بسيار خوشحال شده بود، فرمود: شادى فرشته ها براى پيروزى تو بر او، بيشتر از شادى تو مى باشد و غم و اندوه شيطان و ياران او از غم و اندوه اين زن كافر زيادتر است (84).د: رابطه پيامبر(صلى الله عليه و آله و سلم ) با فاطمه زهرا(سلام الله عليها)

74 - استشمام نسيم بهشت از فاطمه

خديجه كبرى (سلام الله عليها) روزى از رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) خواست كه بعضى از ميوه هاى بهشتى را به وى نشان بدهد و تعريف بنمايد. جبرئيل در حالى كه دو سيب از بهشت براى پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) آورده بود، شرفياب شد و عرض ‍ كرد:
اى محمد! آن خدايى كه هر چيزى را به اندازه خلق فرموده و براى هر شيئى اندازه و حد معين قرار داده است ، مى گويد: يكى از اين سيب ها را خود بخور و ديگرى را به خديجه اطعام كن و با وى هم بستر شو، زيرا من فاطمه زهرا را از شما به وجود مى آورم .
پس پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) آن چه را كه خداوند فرمود و جبرئيل گفته بود انجام داد، تا اين كه گفت : هر زمانى كه شوق بهشت و نعمت هاى آن بر من ايجاد مى شود، فاطمه را مى بوسم و نسيم بهشت را از او استشمام مى كنم و هر وقت كه پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) اين كار را مى كرد، مى گفت : فاطمه فرشته اى است به صورت انسان (85).

75 - بوسيدن فاطمه

از عايشه نقل شده كه به رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) گفتم : چه شده و براى چيست زمانى كه فاطمه را مى بينى او را زياد مى بوسى و زبانت را در دهان او مى گذارى و گويا اين كه اراده مى كنى او را عسل بخورانى ؟
پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) در جواب فرمودند: همانا، وقتى كه مرا به معراج بردند، جبرئيل مرا داخل بهشت نمود و براى من سيبى آورد كه آن را خوردم ، سپس نطفه اى در پشت من گرديد، وقتى از آسمان برگشتم با خديجه هم بسبر شدم ، كه فاطمه از اين نطفه است و هر زمانى كه اشتياق و شوق به آن ميوه ها پيدا مى كنم ، فاطمه را مى بوسم (86))).

76 - نحوه صدا زدن پدر

فاطمه زهرا(سلام الله عليها) فرمودند: وقتى كه اين آيه نازل شد: لاتجعلوا دعاء الرسول بينكم كدعاء بعضكم بعضا از آن پس از اين كه بگويم يا ابة (اى پدر جان ) خوددارى كردم و ايشان را به ((رسول الله )) خطاب مى كردم . پس يك بار و دوبار و سه بار وقتى ايشان را ((يا رسول الله )) صدا كردم ، از پاسخ دادن خوددارى فرمودند. سپس به من روى كرده و فرمودند: فاطمه جان ! اين آيه درباره تو و خانواده تو و نسل تو نازل نگرديده ، زيرا كه تو از منى و من از تو؛ اين آيه درباره جفاكاران و اهل خشونت و سختى از قريش ، يعنى انسانهاى خودخواه و متكبران ، نازل گرديده . پس فاطمه جانم ! به من بگو ((اى پدرم ))، زيرا كه اين سخن قلبم را احيا كرده و خدا را راضى مى گرداند)).
عايشه گويد: كسى را در سخن گفتن به رسول خدا(سلام الله عليها) شبيه تر از فاطمه زهرا(سلام الله عليها) پيدا نكردم و هر هنگام كه صديقه طاهره بر پيامبر وارد مى شد، رسول گرامى به وى خوش آمد گفته و دستش ‍ را مى بوسيد و او را در مجلس خود مى نشاند و نيز هر وقت پيامبر بر فاطمه وارد مى شد، آن بانوى بزرگوار پيش پاى پدر برخاسته و خير مقدم مى گفت و دو دست رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) را مى بوسيد(87).

77 - فاطمه در جنگ احد

در روز احد چون فاطمه (عليه السلام) شنيد چهره پدرش آسيب ديده است با گروهى از زنان نزد او رفت و چون پدر را ديد دست در گردن او انداخت و گريست ، سپس آن خون را شست (88).

78 - احترام پيامبر به فاطمه

از عايشه نقل شده است : هرگاه فاطمه (سلام الله عليها) نزد رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ) مى آمد، قام لها من مجلسه و قبل راءسها و اجلسها مجلسه ، و اذا جاء اليها لقيته و قبل كل واحد منهما صاحبه و جلسا معا؛ پيغمبر(صلى الله عليه و آله و سلم ) از جاى خود برخاسته و سر فاطمه (سلام الله عليها) را مى بوسيد و به جاى خود مى نشاند، و نيز هرگاه پيغمبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) به ديدار فاطمه (سلام الله عليها) مى رفت ، حضرتش به استقبال رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) شتافته و هر يك ديگرى را بوسيده و باهم مى نشستند(89))).

79 - نزول آيه در تاءثير فاطمه

حضرت رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) دستور داد دست دزدى را قطع كنند. دزد گفت : اى رسول خدا! من اين دست را در اسلام تقديم كردم و شما دستور مى دهيد آن را ببرند؟
حضرت فرمود: اگر دخترم فاطمه نيز به جاى تو مى بود، اين دستور را مى دادم .
حضرت زهرا(سلام الله عليها) اين سخن را شنيد و غمگين شد. جبرئيل فرود آمده و اين آيه را آورد: لئن اشركت ليحبطن عملك (90).
رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) غمگين شد، در همين هنگام اين آيه نازل شد: لو كان فيهما آلهة الا الله لفسدتا(91).
حضرت رسول (صلى الله عليه و آله و سلم ) از نزول اين آيه تعجب كرد، جبرئيل نازل شده و گفت : فاطمه از سخن تو غمگين شده بود. اين آيات براى همراهى با او نازل شد تا خشنود گردد(92).
80 - سلام پيامبر به خاندان رحمت و رسالت

روزى پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) بر على (عليه السلام) و فاطمه (سلام الله عليها) وارد شد و دو طرف در خانه را گرفته ، فرمود:
سلام بر شما اى خاندان رحمت و جايگاه رسالت و محل نزول فرشتگان ! اى دخترم ! همانا خداوند سبحان توجهى خاص به اهل زمين فرمود و پدرت را برگزيده ، او را پيامبر نمود؛ بار ديگر به زمين نگريست و از مردم روى زمين همسرت على ر