ا انتخاب نموده او را برادر و جانشين من قرار داد؛ بعد از آن به زمين نگريست و تو و مادرت را برگزيده ، شما دو نفر را بانوى زنان جهانيان قرار داد؛ و براى چهارمين مرتبه به زمين توجه نموده ، دو پسرت را برگزيده ، آنان را دو آقاى جوانان اهل بهشت نمود، عرش ‍ پروردگار گفت : پروردگارا! اينان دو پسر پيامبرت و دو جانشين و وصى اويند، مرا به آنان زينت ده . بنابراين ، آن دو در روز قيامت ، همانند دو گوشواره بر دو سوى صورت در دو طرف عرش خدا قرار گيرند(93).

81 - فاطمه ، محبوب ترين شخص نزد پيامبر

از اسامة بن زيد روايت شده است : على و جعفر و زيد بن حارثه با يكديگر گفت و گو مى كردند و هريك از آنان از برترى خود سخنى مى گفت و خود را در نزد پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) محبوب تر از ديگران مى دانست . دسته جمعى نزد رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) رفته ، از آن حضرت اجازه ورود خواستند، حضرت به من فرمود: برو بيرون ، ببين كيست ؟
عرض كردم : على و جعفر و زيد مى باشند. آيا به آنان اجازه ورود بدهم ؟
حضرت فرمود: اجازه بده !
آنان وارد شده گفتند: يا رسول الله ! محبوب ترين فرد نزد شما كيست ؟
فرمود: فاطمه است (94)...

82 - بوسيدن طره موى پيشانى فاطمه

از عايشه روايت شده است : بسيارى از اوقات رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) طره موى بالاى پيشانى فاطمه را مى بوسيد، او را مى بوييد و زبانش را بر او مى كشيد(95).

83 - سفارش پيامبر به فاطمه

حضرت باقر(عليه السلام) از پدر بزرگوارش نقل مى فرمايد كه حضرت ، ازدواج فاطمه (سلام الله عليها) را يادآورى كرده ، فرمود:
روزى حضرت زهرا(سلام الله عليها) از رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) درخواست كرد خادمى براى او فراهم فرمايد... تا آن جا كه فرمود: رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) در يكى از جنگها و غزوه هاى ساحلى ، اسيرانى نصيبش شد. آنها را تقسيم فرمود و دو زن را كه يكى جوان و ديگرى به سن كمال رسيده و از جوانى گذشته بود، نزد خود نگاه داشت . به دنبال حضرت زهرا(سلام الله عليها) فرستاد و دست يكى از آن دو را گرفته در دست فاطمه (سلام الله عليها) گذاشت و فرمود: اى فاطمه ! اين از آن تو باشد، او را كتك نزنى ، زيرا من ديدم كه نماز مى خواند و جبرئيل مرا از اين كه نمازگزاران را كتك بزنم ، نهى كرد و بدين سفارش و توصيه تاءكيد فرمود.
فاطمه (سلام الله عليها) كه ديد رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) مرتب سفارش وى را مى كند، روى به حضرت كرده و گفت : اى رسول خدا! كارهاى خانه يك روز بر عهده من و يك روز بر عهده او باشد.
اشك از ديدگان رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) سرازير شد و فرمود: الله اعلم حيث يجعل رسالته ذرية بعضها من بعض والله سميع عليم (96).

84 - عيادت پيامبر با مردم از فاطمه

از جابر بن سمره روايت شده است :
رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) از راه رسيد، نشست و فرمود: فاطمه بيمار است .
مردم گفتند: خوب است از او عيادت كنيم .
حضرت به راه افتاد تا به در خانه رسيد. در بر روى آن حضرت بسته بود. حضرت صدا زد: لباسهايت را بپوش كه مردم به ديدار تو آمده اند!
زهرا(سلام الله عليها) گفت : اى پيامبر خدا! من جز يك عبا چيز ديگر ندارم .
حضرت پيراهنى را گرفته از پشت در به سوى او افكنده ، فرمود: سرت را با اين بپوشان ! بعد وارد شده ، مردم نيز به دنبال آن حضرت وارد شدند. ساعتى نشسته ، بيرون آمدند.
مردم گفتند: خدايا! دختر پيامبرمان بدين وضع به سر مى برد؟
رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: آگاه باشيد، او در روز قيامت بانوى زنان است (97)!

85 - تو عزيزتر، او محبوب تر

علامه اربلى (ره ) گويد: پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) فاطمه را تعظيم و گرامى مى داشت و با كلمه ((ام ابيها)) از او تعبير مى فرمود. آن قدر براى او منزلت و مقام قايل بود كه كسى به پايه او نمى رسيد.
روزى حضرت على (عليه السلام) از آن حضرت پرسيد: اى رسول خدا! آيا من در نزد شما محبوب ترم يا فاطمه !
پيامبر(صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: تو در نزد من عزيزترى و او از تو محبوب تر است (98).

86 - توصيف فضايل على براى فاطمه

حضرت فاطمه (سلام الله عليها) گويد: نزد رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) رفته سلام كردم .
حضرت فرمود: عليك السلام دخترم !
گفتم : اى پيامبر خدا! به خدا سوگند، امروز صبح در خانه على يك دانه گندم هم نبود و هم اكنون پنج روز است كه غذا به دهان او وارد نشده است . صبحگاهان نه گوسفندى داشتيم ، نه شترى و نه خوراكيى و نه آشاميدنيى !
حضرت فرمود: نزديك من بيا! نزديك رفتم . فرمود: دستت را ميان پشت و لباسم قرار ده !
من چنين كردم و مشاهده نمودم كه بين پشت و شانه حضرت سنگى است كه به سينه ايشان بسته شده است . فريادى كشيدم .
حضرت فرمود: حدود يك ماه است در خانه هاى خاندان محمد آتشى براى غذا افروخته نشده است .
سپس فرمود: آيا قدر و منزلت على را مى دانى ؟ او كارهاى مرا در سن دوازده سالگى كفايت كرد و در شانزده سالگى در پيش روى من به دفاع از من شمشير زد، در نوزده سالگى شجاعان را بر زمين زد و كشت و در بيست سالگى غم و اندوه مرا برطرف كرد و در قلعه خيبر را كه پنجاه نفر نمى توانستند آن را بلند كنند، در بيست و چند سالگى بلند نمود.
چهره فاطمه (سلام الله عليها) از شنيدن اين مطالب روشن شد. نزد على (عليه السلام) آمد، در حالى كه خانه اش از نور چهره اش روشن شده بود.
على (عليه السلام) به او فرمود: اى دختر محمد! هنگامى كه از نور من بيرون رفتى ، چهره ات بدين گونه روشن نبود، چه روى داده است ؟
گفت : همانا رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) فضايل تو را برايم گفت ، نتوانستم خود را نگاه دارم تا اين كه نزد تو آمدم (99).

87 - سيده زنان بهشت از اولين تا آخرين

حسن بن زياد عطار گويد: به امام صادق (عليه السلام) گفتم : گفتار رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) كه فاطمه سيده زنان بهشت است ، آيا سيده زنان دوران خود است ؟
فرمود: آن مريم بود و فاطمه سيده زنان بهشت است از اولين و آخرين .
عرض كردم : گفتار رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) كه حسن و حسين (عليه السلام) دو سيد جوانان اهل بهشت اند؟
فرمود: آنها هم سيد جوانان اهل بهشت اند از اولين و آخرين (100).

88 - سخن پيامبر هر بامداد بر در خانه فاطمه

پيغمبر هر سپيده دم بر در خانه على و فاطمه مى ايستاد و مى فرمود: حمد از آن خداى محسن و نيكويى كن و فضيلت بخش ، كه به نعمت خود اعمال صالحه را تمام كرده سميع است و سامع به حمد خدا و نعمت او و حسن آزمايش او بر ما. پناه برم به خدا از دوزخ ، پناه برم به خدا از بامداد دوزخ ، پناه برم به خدا از شام دوزخ ، رحمت بر شما اهل بيت ! همانا خدا خواسته پليدى را از شما ببرد، اى اهل بيت و به خوبى شما را پاكيزه كند(101).

89 - ديدن فاطمه به صورت حوريه در شب معراج

رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: شبى كه مرا به معراج بردند، جبرئيل دستم را گرفت و بهشتم برد و بر يكى از مسندهاى بهشتم رسانيد و يك دانه به من داد و چون او را دو نيم كردم ، يك حوريه از آن بيرون آمد كه مژگان چشمش چو