خانه على و فاطمه

عبدالله بن عجلان سكونى گويد:
از حضرت باقر(عليه السلام) شنيدم كه مى فرمود: خانه على و فاطمه از حجرات رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) است و سقف خانه شان عرش پروردگار جهانيان مى باشد و از درون خانه آنان پنجره اى گشاده به سوى عرش است كه معراج وحى مى باشد و فرشتگان صبح و شب و در هر ساعت و هر لحظه بر آنان وحى نازل مى كنند. ورود و خروج گروههاى فرشتگان از آنان نمى گسلد، گروهى فرود مى آيند و گروهى بالا مى روند(163).

143 - استقبال فاطمه از شوهرش على

از اسماء بنت عميس روايت شده است كه گويد:
پس از آن كه حضرت على (عليه السلام) مورد اصابت شمشير ابن ملجم قرار گرفته بود، من خدمت حضرت بودم ، ناله اى كرد و از هوش رفت و بعد از لحظه اى به هوش آمد و فرمود: خوش آمدى .
به آن حضرت گفته شد: چه مى بينى ؟
على (عليه السلام) فرمود: اينان رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) و برادرم جعفر و عمويم حمزه هستند، درهاى آسمان گشوده گشته و فرشتگان فرود آمده و بر من سلام و بشارت مى دهند و اين فاطمه (سلام الله عليها) است كه فرشتگان خدمتكارانش اطرافش را گرفته اند(164).

144 - تشبيه كردن على (عليه السلام) به كعبه

محمود بن لبيد در ضمن گفتارى طولانى گويد: عرض كردم : اى بانوى من ! چه شد كه على (عليه السلام) نسبت به حق خود سكوت كرد و اقدامى ننمود؟
فرمود: اى ابوعمر، همانا رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: امام على (عليه السلام) چون كعبه است ، به سوى او مى روند و او به سوى كسى نمى رود(165).

145 - خاموشى خشم خدا به وسيله اشك

فاطمه (سلام الله عليها) گفت : اى ابوالحسن ! من از پدرم شنيدم كه مى فرمود: اشك ، خشم خداوند را خاموش مى كند و قبر باغى از باغهاى بهشت نخواهد بود، مگر هنگامى كه بنده از ترس خدا گريه كند و خداوند عزيز جبار مى داند كه من با اين اشكها از خوف خدا مى گريم .
على (عليه السلام) گريست . فاطمه (سلام الله عليها) از اشكهاى آن حضرت گرفته و بر چهره خود كشيده گفت : اى ابوالحسن ! اگر غمگينى در بين امت گريه كند، خداوند آن امت را مورد بخشايش خود قرار مى دهد. پسر عمويم ! تو غمگين و محزونى و من اشك چشم تو را به صورت مى كشم تا مشمول رحمت خدا شوم (166).

146 - با تو هستم ، در هر شرايطى !

حضرت فاطمه (سلام الله عليها) فرمود: اى سلمان ! واى بر آنان ! مى خواهند فرزندانم حسن و حسين را يتيم كنند. به خدا سوگند، اى سلمان از درب مسجد به جايى نمى روم تا اين كه پسر عمويم را با چشمان سالم ببينم .
سلمان نزد حضرت على (عليه السلام) برگشته و فرمايش حضرت زهرا(سلام الله عليها) را بازگو كرد. على (عليه السلام) از جا حركت كرده و از مسجد بيرون آمد.
هنگامى كه چشم حضرت به اميرالمؤمنين (عليه السلام) افتاد، خود را بر شانه هاى آن حضرت آويخت و فرمود: روحم فداى روح تو و جانم سپر بلاى تو باد اى ابوالحسن ! اگر در شرايط خوب باشى من با تو هستم و اگر در شرايط بدى باشى من نيز با تو هستم . هر دو با هم گريستند. درود و رحمت خداوند بر آنان باد(167).

147 - ذخيره غذا براى سفر على

رسول گرامى (صلى الله عليه و آله و سلم ) حضرت على (عليه السلام) را به يكى از مسافرتهاى دور اعزام فرمود، زهرا(سلام الله عليها) كه بار سفر و وسايل رفت و آمد را آماده مى ساخت ، مقدارى از گوشت قربانى را براى شوهرش ذخيره نمود، از او پرسيدند: مگر رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) از مصرف گوشت قربانى نهى نفرموده است ؟ پاسخ داد: انه قد رخص فيها؛ مصرف گوشت عيد قربان اجازه داده شد(168))).

148 - تهديد به نفرين

ابو جعفر طوسى در ((اختيار الرجال )) از امام صادق (عليه السلام) به نقل از سلمان فارسى (ره ) روايت مى كند كه حضرت فاطمه زهرا(سلام الله عليها) در مورد كسانى كه به حقوق شوهر و پسر عمش ‍ على (عليه السلام ) تجاوز كرده بودند، چنين فرمود:
خلوا عن ابن عمى ! فو الذى بعث محمدا بالحق لئن لم تخلوا عنه لانشرن شعرى و لاضعن قميص رسول الله على راءسى و لاصرخن الى الله تبارك و تعالى فماناقة صالح باكرم على الله منى و لا الفصيل باكرم على الله من ولدى ؛
رها كنيد پسر عموى مرا! سوگند به آن خدايى كه محمد(صلى الله عليه و آله و سلم ) را به حق برانگيخت ، اگر از وى دست برنداريد، گيسوان خود را پريشان كرده و پيراهن رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) را بر سر افكنده و در برابر خدا فرياد خواهم زد. يقين بدانيد كه ناقه صالح ، در نزد خدا از من گرامى تر نبود، و بچه آن ناقه نيز از فرزندان من قدر و قيمتش ‍ زيادتر نبود(169))).

149 - فاطمه تنها همسر على در زمان حياتش

در كتاب امالى شيخ صدوق از ابوبصير نقل شده كه مى گويد:
امام صادق (عليه السلام) فرمود: خداى تعالى بر حضرت على بن ابى طالب (عليه السلام) تا وقتى حضرت فاطمه زهرا(سلام الله عليها) زنده بود، تمامى زنان را حرام كرد. ابوبصير گفت : اين براى چه بود؟ امام فرمود: چون حضرت فاطمه (سلام الله عليها) هيچ گاه حيض نمى شد و هميشه پاك بوده است (170).

150 - رفتار فاطمه از زبان على

امير مؤمنان على (عليه السلام) فرمود: تا فاطمه زنده بود، كارى نكردم كه او را به خشم آورد و بر هيچ كارى او را مجبور ننمودم و او نيز هيچ گاه مرا به خشم نياورد و در هيچ كارى نافرمانى مرا نكرد و به راستى هر وقت به او نظر مى كردم غم و اندوه هايم برطرف مى شد(171).

151 - سخن فاطمه درباره على

حضرت فاطمه (سلام الله عليها) در برابر يكى از افراد نادان مدينه فرمود:
مى دانيد على كيست ؟ على ، امامى ربانى و الهى ، و اندامى نورانى و مركز توجه همه عارفان و خداپرستان و فرزندى از خاندان پاكان ، گوينده به حق و روا، جايگاه اصلى محور امامت و پدر حسن و حسين دو دسته گل پيامبر(صلى الله عليه و آله و سلم ) و دو بزرگ و سرور جوانان اهل بهشت است (172).

152 - خستگى فاطمه

روزى رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) وارد خانه على (عليه السلام) گرديد. ملاحظه نمود كه آن حضرت به همراه فاطمه (سلام الله عليها) مشغول آسيا كردن مى باشند، پرسيد: كدام يك از شما بيشتر خسته مى باشيد؟
على (عليه السلام) عرض كرد: اى رسول خدا! فاطمه خسته تر است .
به فاطمه (سلام الله عليها) فرمود: بلند شو دخترم !
فاطمه (سلام الله عليها) حركت كرد و حضرت جاى او نشسته ، با على (عليه السلام) مشغول به آرد كردن دانه ها شد(173).ح : فاطمه زهرا(سلام الله عليها) و تربيت فرزندان

153 - توجه به حضور فرزندان در خانه

روايت شده است كه حضرت فاطمه (سلام الله عليها) به خدمت پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) رسيد و در حالى كه گريه مى كرد، گفت : حسن و حسين از خانه خارج شده اند و نمى دانم به كجا رفته اند؟
حضرت فرمود: مطمئن باش كه آنها در پناه خدا هستند.
در اين هنگام جبرئيل شتابان آمد و گفت : آنها در باغ بنى نجار، در كنار هم خوابيده اند و خداوند فرشته اى را فرستاده كه يك بالش را زير آنها و يك بالش را روى آنها گسترده است .
رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) با اصحابشان بيرون آمدند و آن دو را همان جا ديدند، در حالى كه مارى دور آنها حلقه زده بود. حضرت آنها را بر دوش خود گر