ن 33 نـفـر سـواره و چهل نفر پياده بوده اند)).
مـسـعـودى در جـلد دوم مـروج الذهـب ، صـفـحـه 65 گـويد:((همه كسانى كه در كربلا شهيد شدند، 87 تن بوده اند)).
21ـ تاريخ طبرى ، ج 7، ص 3017. اعيان الشيعه ، ج 1، ص ‍ 106.
22ـ الملهوف ، ص 141.
23ـ ناسخ ‌التواريخ ، حضرت زينب كبرى عليهاالسّلام ، از ص 208 به بعد.
24ـ حماسه عاشورا، فصل زينب كربلا.
25ـ تاريخ طبرى ، ج 7، ص 3060.
26ـ همان مدرك ، ص 3062.
27ـ ناسخ ‌التواريخ ، حضرت زينب كبرى عليهاالسّلام ، ص ‍ 245.
28ـ نـاسـخ ‌التواريخ ، زينب كبرى عليهاالسّلام ، از ص 247 به بعد.
29ـ ناسخ ‌التواريخ ، حضرت زينب كبرى عليهاالسّلام ، ص ‍ 258 به بعد.
30ـ حضرت زينب كبرى ، عمادزاده ، ص 53.
31ـ همان مدرك ، ص 52 و 53.
32ـ حضرت زينب كبرى ، عمادزاده ، ص 53 و 93.
33ـ حضرت زينب كبرى ، عمادزاده ، ص 53و93.
34ـ مـنـتهى الا مال ، ج 1، ص 394. ترجمه لهوف ، ص 75 در اعيان الشيعه ، جلد اول ، صـفـحـه 610، تـعـداد شـهدا را سى نفر ذكر كرده است . و ضمنا ((محمد بن عبداللّه جعفر)) را نيز فرزند حضرت زينب عليهاالسّلام مى داند.
35ـ نـاسـخ ‌التـواريـخ ، زنـدگـانـى حـضـرت زيـنـب ، ج 1، ص ‍ 281. منتهى الا مال ، ج 1، ص 484. ترجمه لهوف ، سيد بن طاووس ، ص ‍ 90.
36ـ مـى تـوان گـفـت كـه بـاريـدن خون از آسمان در روز شهادت حضرت امام حسين عليه السّلام به قدرى در كتب موثق ذكر شده كه از بديهيات گرديده است ما در اينجا به چـنـد منبع اكتفا مى كنيم . مناقب اهل بيت ، ص 248. الملهوف على قتلى الطفوف ، ص 14، در هـمـيـن كتاب ، محقق ارجمند در ذيل ((مطرت السماءُ يوم شهادةَ الحسين دما))، منابع ديگرى را ذكر كرده كه از آن جمله اند: مقتل الحسين ، ج 2، ص 89. ذخائر العقبى ، ص 144 و 145 و 150. تـاريـخ دمـشـق (كـمـا فـى مـنتجه )، ج 4، ص 339. الصواعق المحرقة ، ص 116 و 192، الخصائص الكبرى ، ص 126. وسيلة الَّمال ، ص 197. ينابيع المودة ، ص 320 و 356. نـورالابـصـار، ص 123. الاتـحـاف بحب الاشراف ، ص 12. تذكرة الخواص ، ص 284. نـظـم دررالسمطين ،ص 220.احقاق الحق ،ج 11،ص 458 ـ 462.تاريخ ‌الاسلام ،ج 2،ص 349.
37ـ ناسخ ‌التواريخ ، زندگانى حضرت زينب عليهاالسّلام ، ج 1، ص 281 به بـعـد. المـلهـوف عـلى قـتـلى الطـفـوف ، ص 192 بـه بـعـد. مـنـتـهـى الا مـال ، ج 1، ص 458. اعـيـان الشـيعه ، ج 1، ص 613. بحارالانوار، ج 45، ص 108 به بـعد. ((سيد بن طاووس )) نقل مى كند كه :((بعد از شنيدن اين سخنان ، پيرمردى در حالى كـه سـخـت مى گريست ، مى گفت : پدر و مادرم فداى شما باد! مردان شما بهترين مردان ، جـوانـان شـمـا بهترين جوانان ، زنان شما بهترين زنان و نژاد شما بهترين نژادهاست ))، (الملهوف على قتلى الطفوف ، ص 194).
بشير گويد:((وقتى زينب سخن مى گفت ، گويى على سخن مى گفت )).
38ـ زندگانى حضرت ابى عبداللّه الحسين عليه السّلام ، ج 2، ص 145.
39ـ الملهوف على قتلى الطفوف ، ص 191.
40ـ زنـدگـانـى حـضـرت ابـى عبداللّه الحسين عليه السّلام ، ج 2، ص 146. امام حـسـيـن عليه السّلام به ((حسن مثنى )) مى فرمايد:((...اخترتُ لك فاطمة فهى اكثرها شبها بـامـى فـاطـمـه بـنـت رسـول اللّه صـلّى اللّه عـليـه و آله وامـّا فـى الدّيـن تـقـوم الليـل كـله وتصوم النّهار ...))، زندگانى حضرت ابى عبداللّه الحسين عليه السّلام ، ج 2، ص 156.
41ـ ناسخ ‌التواريخ ،جلدسوم از جلد ششم ، ص 42 به بعد ترجمه لهوف ،ص 93 به بعد.
42ـ الملهوف على قتلى الطفوف ، ص 194 به بعد. بحارالانوار، ج 45، ص 112. ناسخ ‌التواريخ ، جلد سوم از جلد ششم ، ص ‍ 48.
43ـ نـاسـخ ‌التـواريـخ ، جـلد سـوم از جـلد شـشـم ، ص 49 بـه بـعـد. مـنـتـهى الا مـال ، ج 1، ص 486 بـه بـعـد. تـرجـمـه لهـوف ، ص 97 بـه بـعـد.المـلهـوف على قتلى الطفوف ، ص 199 به بعد. بحارالانوار، ج 45، ص 112.
44ـ سوره كهف ، آيه 9.
45ـ حبيب السّير، جزء اول از مجلد دوم ، ص 59. بحارالا نوار، ج 45، ص 121.
46ـ وقعة الطف ، ص 260 به بعد.
47ـ نـاسـخ ‌التـواريـخ ، جـلد سـوم از جـلد شـشـم ، ص 60 بـه بـعـد. مـنـتـهى الا مـال ، ج 1، ص 486 بـه بـعد. ((ابن اثير)) نيز از گفتگوى حضرت زينب عليهاالسّلام و هـمـچـنـيـن امـام سـجـاد عـليـه السـّلام بـا ابـن زيـاد در ايـن مجلس ، سخن به ميان آورده است (كـامل ، ج 5، ص 194 به بعد. روضة الصفا، ج 3، ص 172. ترجمه تاريخ طبرى ، ج 7، ص 3066. الملهوف على قتلى الطفوف ، ص 201 به بعد)
48ـ نـاسـخ ‌التـواريـخ ، جـلد سـوم از جـلد شـشـم ، ص 63 بـه بـعـد. مـنـتـهى الا مـال ، ج 1، ص 489. كـامـل ابـن اثـيـر، ج 5، ص 194 به بعد. روضة الصفا، ج 3، ص 173. تـرجـمـه لهـوف ، ص 101. تـاريـخ طـبـرى ، ج 7، ص 369. المـلهـوف على قتلى الطفوف ، ص 202. كامل ابن اثير، ج 3، ص 435.
49ـ كامل ابن اثير، ج 5، ص 196. ناسخ ‌التواريخ ، جلد سوم از جلد ششم ، ص 65 بـه بـعـد. مـنـتـهـى الا مـال ، ج 1، ص 490. روضـة الصفا، ج 3، ص 174. به بعد: زندگانى شهيد جاويدان ، ترجمه : الشهيد الخالد الحسين (ع )، ص 96 به بعد. ترجمه لهوف ، ص 101 به بعد. بحارالانوار، ج 45، ص 119.
50ـ نـاسـخ ‌التـواريخ ، جلد سوم از جلد ششم ، ص 67 به بعد. مختارنامه (چاپ سـنـگـى ) ص 203 بـه بـعـد.المـلهـوف ، ص 203 بـه بعد. وقعة الطف ، ص 265. حبيب السير، جزء اول از مجلد دوّم ، ص 59. كامل ابن اثير، ج 3، ص 436.
51ـ ناسخ ‌التواريخ ، جلد سوم از جلد ششم ، ص 73.
52ـ جـزوه مـربـوط بـه سـر مـطهر كه به وسيله مدير روزنامه آئين اسلام انتشار يافته و نوشته مرحوم عبدالحسين آيتى است .
53ـ مـنـتـهـى الا مـال ، ج 1، ص 447 بـه بعد. جزوه مربوط به سر مطهر در دير راهب .
54ـ نـاسـخ ‌التـواريـخ ، جـلد سـوم از جـلد شـشـم ، ص 143 بـه بـعـد. منتهى الا مال ، ج 1، ص 508 به بعد.
55ـ نـاسـخ ‌التـواريـخ ، جـلد سـوم از جـلد شـشـم ، ص 141 كـامـل ابـن اثـيـر، ج 5، ص 199 (گـويـد: زنـان يـزيـد و دختران معاويه ، ضجه و زارى كردند) ترجمه لهوف ، ص 113. الملهوف على قتلى الطفوف ، ص 213. وقعة الطف ، ص 269.
56ـ نـاسـخ ‌التـواريـخ ، جـلد سـوم از جـلد شـشـم ، ص 140. مـنـتـهـى الا مـال ، ج 1، ص 509. كامل ابن اثير، ج 5، ص 198. تاريخ طبرى نيز در جلد هفتم صفحه 3079 از اعـتـراض ((ابـوبـرزه اسـلمـى )) نـسـبـت بـه عـمـل يـزيـد سخن به ميان آورده مى نويسد: ابوبرزه اسلمى گفت : چرا با چوبت به دهان ((حـسـيـن )) مـى زنـى ، به خدا قسم چوب تو به جايى مى خورد كه بارها ديده ام پيغمبر صـلّى اللّه عـليـه و آله لب بـر آن مى نهاد. اى يزيد! به روز رستاخيز مى آيى و شفيع تو ابن زياد است و اين ، روز رستاخير مى آيد و شفيع او محمد صلّى اللّه عليه و آله است . گويد آنگاه برخاست و رفت . ولى در ترجمه لهوف ، صفحه 113 آمده كه ((ابوبرزه )) را كـشـان كـشـان از مجلس بيرون كردند. وقعة الطف ، ص 269. بحارالانوار، ج 45، ص ‍ 133.
57ـ جده معاويه و يكى از زنان معروف جاهليت است .
58ـ نـاسخ ‌التواريخ ، جلد سوم از جلد ششم ، ص 136. زندگانى حضرت ابى عبداللّه الحسين ،ج 2،ص 192 حبيب السّير، جزءاوّل از مجلد دوم ، ص 60. بحارالانوار، ج 45، ص 133.
59ـ فـرمـوده حـضـرت زيـنـب عـليـهـاالسـّلام بـه سـخـن رسـول خـدا صـلّى اللّه عـليـه و آله اشـاره دارد كـه در روز فـتـح مـكـه ، سـال هـشـتـم هـجرى ، كفار قريشِ