تعالى فرمود: اى محمد صلى الله عليه و آله اين فرشته را شبيه على بن ابى طالب خلق كرده ام تا مرا عبادت كند و آنچه تا روز قيامت حسنه و تسبيح و تقديس ‍ من مى نمايد ثوابش به على بن ابى طالب عليه السلام باشد. (84)
دوستى و ولاى امير المؤ منين على عليه السلام  
رسول اكرم صلى الله عليه و آله فرمود:
عنوان صحيفه المؤ من حب على بن ابى طالب عليه السلام (85)
سر فصل و عنوان پرونده مؤ من ، محبت نسبت به على بن ابى طالب عليه السلام است .
يا على لا يحبك الا طاهر الولادة و لا يبعضك الا خبيث الا خبيث الولادة (86)
اى على ، كسى كه ترا دوست مى دارد ولادتش پاكيزه است و كسى كه بغض ترا در دل دارد حتما ولادتش آلوده و خبيث است .
راءى امير المؤ منين عليه السلام رجلا من شيعته بعد عهد طويل و قد اثر السن فيه و كان يتجلد فى مشيه ، فقال عليه السلام كبر سنك يا رجل ، قال : فى طاعتك يا امير المؤ منين عليه السلام ، فقال عليه السلام انك لتتجلد، قال ، على اعدائك يا امير المؤ منين ، فقال عليه السلام : اجد فيك بقيه ، قال : هى لك يا امير المؤ منين (87)
امير المؤ منين عليه السلام با يكى از شيعيان خود بعد از مدتها كه او را نديده بود ملاقات كرده ؛ آثار پيرى در چهره اش هويدا گشته بود، اما در راه رفتن (چون جوانان رشيد و ورزشكار) تند و چابك راه مى رفت . حضرت به او فرمود: اى مرد پير شدى ؟ عرض كرد در اطاعت از شما. فرمود: پس چرا مثل جوانان (ورزشكار) تند و چابك راه مى روى ؟ عرض كرد: به رغم دشمنان تو، يا على ! فرمود: مقدارى هم از عمر و نيرويت باقى مانده ، گفت : آن هم پيشكش و فداى تو يا امير المؤ منين !
ابن عباس از رسول الله صلى الله عليه و آله روايت كرد:
حب على ياءكل الذنوب كما تاءكل النار
الحطب (88)
دوستى على عليه السلام گناهان را از بين مى برد همان طور كه آتش هيزم را از بين مى برد.
من اءحبك يا على كان مع النبيين فى در جتهم يوم القيامة و من مات يبغضك فلا يبالى مات يهوديا او نصرانيا (89)
اى على ، هر كس ترا دوست بدارد در روز قيامت همرتبه پيامبران خواهد بود و هر كس با تو دشمنى ورزد هيچ باكى نيست كه يهودى و يا مسيحى بميرد.
عمر بن خطاب از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل كرد:
لو اجتمع الناس على حب على بن ابى طالب لما خلق الله النار (90)
اگر همه مردم از مهر و محبت نسبت به امير المؤ منين عليه السلام برخوردار بودند خداوند آتش را خلق نمى كرد.
و ديگر باره پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
لو ان عبدالله مثل ما قام نوح فى قومه و كان له مثل احد ذهبا فانفق فى سبيل الله و مد فى عمره حتى يحج الف عام على قدميه ثم بين الصفا و المروة قتل مظلوما ثم لم يوالك يا على يشم رائحه الجنة و لم يدخلها (91)
اگر بنده اى به اندازه عمر حضرت نوح عليه السلام عبادت خدا را بنمايد و به مقدار كوه احد طلا در راه خدا انفاق كند و آن قدر عمرش طولانى شود كه هزار بار پياده به حج رود و بالاءخره بين صفا و مروه مظلومانه كشته شود، ولى تو را اى على دوست نداشته باشد، حتى بوى بهشت را هم استشمام نخواهد كرد!
ابى ذر غفارى كه آشكارا ولاى على عليه السلام را به مردم يادآورى مى كرد، پيرامون خانه هاى مردم مدينه بسان توفان مى گشت و با صداى بلند بانگ مى زد كه :
ادبوا اولادكم على حب على ، و من ابى فانظورا فى شاءن امه .
آيين زندگانى را بر اساس حب و دوستى على به فرزندان خود تعليم دهيد، و آن كه از اين كار خوددارى مى ورزد درباره مادرش مطالعه به عمل آوريد (يعنى حق داريد در طهارت مولد چنين فردى ترديد نماييد) (92)
صبر و مظلوميت امير المؤ منين على عليه السلام  
رسول الله صلى الله عليه و آله فرمود: على جان ، خداوند تبارك و تعالى به من وحى فرستاده تا فضايل و مناقب ترا بازگو نمايم و من هم اين كار را كردم و آنچه به آن امر شده بودم ابلاغ نمودم . على جان ، بدان كه بعد از من آنهايى كه كينه ترا در دل مخفى در دل مخفى كرده اند كينه هاشان را ظاهر خواهند ساخت ، كه لعنت خدا و هر لعن كننده بر آنها باد. سپس رسول الله صلى الله عليه و آله شورع به گريستن كرد؛ عرض كردند: چرا اشك مى ريزيد؟! فرمود:
اءخبر نى جبرئيل عليه السلام انهم يظلمونه و يمنعونه و يقاتلونه و يقتلون ولده و يظلمونهم بعده . (93)
جبرئيل عليه السلام به من خبر داده كه اين مردم به او ظلم مى كنند و حقش را غصب مى نمايند، با او مى جنگند و فرزندش را مى كشند و بعد از او به فرزندانش نيز ظلم مى كنند.(94)
ديگر بار هنگام مرك فرمود:
يا على انت المظلوم بعدى ، و انا خصم لمن انت خصمه يوم القيامة .
اى على ، تو مظلوم بعد از من هستى و من تا روز قيامت هر كه را تو با او دشمن هستى دشمنم .
امام هادى عليه السلام در كنار مرقد شريف مولا امير المؤ منين عليه السلام عرض مى كند:
السلام عليك يا ولى الله ، اشهد انك اول مظلوم و اول من غصب حقه صبرت و احتسبت حتى اءتاك اليقين (95)
سلام و درود بر تو اى ولى خدا، شهادت مى دهم كه تو اولين مظلوم و اولين كسى هستى كه حقش غصب شد و تا هنگاميكه مرگ ، براى خدا، بر همه سختيها و مصيبتها صبر كردى .
سليم بن قيس مى گويد: على بن ابى طالب عليه السلام فرمود: همراه پيامبر عليه السلام از بعضى راههاى مدينه مى گذشتيم ، به باغى رسيديم ، عرض كردم : يا رسول الله صلى الله عليه و آله چه باغ زيبايى ! فرمود: چه زيباست ! در بهشت زيباتر از اينها براى توست . به باغ ديگرى رسيديم ، گفتم : يا رسول الله چه باغ زيبايى است ! فرمود: چه زيباست ، و زيباتر از اينها براى تو در بهشت است . بدينگونه ، از هفت باغ گذشتيم و همواره من مى گفتم چه زيباست و او هم مى فرمود: زيباتر از اينها براى تو در بهشت هست . وقتى راهمان خلوت شد، پيامبر صلى الله عليه و آله مرا در آغوش گرفته و در حال گريه ناله اى زد و فرمود:
پدرم فداى شهيد تنها. عرض كردم : يا رسول الله ، چرا گريه مى كنى ؟
فرمود: از كينه هايى كه در دل اقوامى است كه بعد از من آن را ظاهر مى كنند؛ كينه هاى جنگ بدر و پى آوردهاى جنگ احد. پرسيدم : آيا دينم سالم خواهد ماند؟ فرمود: دينت در سلامت خواهد بود. (96)
بعد از داستان ننگين سقيفه بنى ساعده و غصب خلافت ، اميرالمؤ منين على عليه السلام خانه نشينى را برگزيد و مشغول جمع آورى و ترتيب قرآن شد و از خانه خارج شد تا آن را جمع آورى نمود، قرآنى كه به صورت اوراق پراكنده بود. همه آن را، اعم از آنچه نازل شده بود و آنچه قابل تاءويل بود و ناسخ و منسوخ را جمع آورى كرد و آنها را با دست خويش نوشت .
در حاليكه مردم با ابوبكر در مسجد پيامبر صلى الله عليه و آله نشسته بودند،، از منزل خارج شد و در جمع مردم به آواز بلند فرمود: اى مردم ، من بعد از رحلت رسول خدا صلى الله عليه و آله مشغول جمع آورى قرآن بودم و شما مى دانيد كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود من مى روم و دو چيز گرانبها و ارزشمند در ميان شما مى گذارم و آن دو، كتاب خدا و عترت و اهل بيت منند؛ اين هر دو از هم جدا نمى شوند تا روزى كه در لب حوض كوثر بر من وارد شوند. اينك قرآن گرد آورى شده و همراه عترت و اهل بيت او در برابر شمايند، عمر