ه خود را مى ربايد برداشت و در ميان كشته ها گذاشت و بر او نوحه و گريه كرد و نوحه و صيحه از مخدرات حرم به طورى بلند شد كه يقين كردى ملايك و جن با ايشان مى گزيند و زمين بر ما موج مى زند. پس امام حسين عليه السلام را ديديم كه به سوى ما مى آيد و الله او را چنان گمان كرديم كه پدرش على بن ابى طالب عليه السلام است ، پس ما را مانند گوسفند متفرق كرد و رو به سوى شريعه فرات آورده داخل آب گرديد و برفت تا آنكه آب به ركاب او رسيد. پس بايستاد كه آب بياشامد، ناگاه اسب او سر به جانب آب بدر و آن جناب اسب را بر خود مقدم داشت و لجام از سر ان برداشت ، با آن حيوان با آسودگى بياشامد و خود دست از آب برداشت ، با آن عطش و شدت حاجت به آب !
چون اين حالت ايثار و سخاوت را در او ديدم ، ملتفت آيه شريفه گريددم كه خداوند پدر او على بن ابى طالب عليه السلام ، را در ان مدح كرده و فرموده است : و يؤ ثرون على انفسهم و لو كان بهم خصاصة ، يعنى : ديگران را بر خود مقدم مى دارند هر چند كه خودشان در شدت باشند. پس تعجب كردم و گفتم كه حقا پسر رسول خدا صلى الله عليه و آله هستى كه در اين شدت تشنگى ، حيوان را بر خود مقدم مى دارى . بعد از تو كسى زنده نماند با مشاهده اين حالت شقاوت بر من مستولى شده مردم را تحريص و ترغيب بر ممانعت او كردم و كسى جراءت بر ممانعت نكرد.
پس با خود گفتم كه همانا اگر آب بياشامد جمع ما را خواهد كشت . پس شيطان دروغى در دهان من گذاشت كه گفتم : يا حسين : زنان و عيال و اطفال خود را درياب كه حرمت ايشان را هتك نمودند و خيمه ها را تاراج و غارت كردند! پس چون اين سخن بشنيد مضطرب گرديد و با لب تشنه از فرات بيرون آمد و خيال عيال را سالم ديد؛ دانست كه آن كلام از روى مكر و حيله بود و اراده رجوع به فرات نمود ديگر بار، و متمكن نگرديد. پس اشك او جارى شده بگريست و من هم بر حسن تدبير خود بر او بخنديدم و مكافات آن اين است كه مى بينى و ديدم .
عبدالله اهوازى ، راوى خبر، گويد مه چون اين حكايت شنيدم ، دلم آتش گرفت و به آن مردود مطرود بدتر از يهود گفتم : راست گفتى ، بنشين تا آنكه از براى تو غذا بياورم ! پس ‍ داخل شده شمشير خود را صيقل داده بيرون آوردم ، چون شمشير را ديد گفت : مهمان وضيف را شما چنين اكرام مى نماييد؟! گفتم : آرى ، اكرام كشندگان امام حسين عليه السلام نزد ما اين است ! پس خدام و غلامان ، مرا امداد كرده او را كشتيم و به آتش دنيا پيش از آتش آخرت سوزانديم ((لعنه الله عليه و على القوم الظالمين )) .(258)
3. جناب آقاى سيد محمد كاظم كجاب دزفولى ، ذاكر اهل بيت عصمت و طهارت عليه السلام در قم ، روز 12 محرم الحرام 1412ه‍ ق براى نگارنده نقل كردند:
شخصى بود در خوزستان ، ساكن دزفول ، كه لقبش چاووشى بود. قديمها، كسى كه جلوى زوار امامان شيعه عليه السلام مى افتاد و مى خواند به او چاوش مى گفتند. اين شخص نقل كرد: براى زيارت به كربلاى معلى مى رفتم . ماه قلب الاءسد (تير ماه ) بود. در زير نخلستان صدايى مى آمد چاووشى ، كه مرتبا تكرار مى شد. نزديك آن صدا رفتم ، ديدم لاك پشتى است ،مى گويد: ترا به خدا به من آب بده ! سابقا مشكهايى بود كه دسته چوبى داشت و به آن دول (دلو)مى گفتند. پرسيدم : شما كه هستيد، تا من به شما آب بدهم . گفت : اگر من خودم را معرفى كنم ، تو به من آب نمى دهم . گفت : به حضرت ابوالفضل العباس ‍ عليه السلام قسم بخور كه آب مى دهى تا خود را معرفى كنم ، مى گويد من هم قسم خوردم كه به تو آب مى دهم .
سپس گفت : من حكيم بن طفيل سنبسى هستم ، چون مرا به آقايم حضرت ابوالفضل عليه السلام قسم داده بود، من هم دول را، كه پر از آب بود، به او دادم . اما وقتى خواست آب بخورد آب منجمد شد و او از آن آب نتوانست استفاده بكند.
آقاى مجاب افزودند: اين قضيه در دزفول معروف و مشهور است .فصل نهم : اسامى شهداى كربلا، و مدفن رؤ وس آنان 
... السلام عليك يا اءبا عبدالله و على الاءرواح التى حلت بفنائك ، عليك منى سلام الله اءبدا منا بقيت و بقى الليل و النهار و لا جعلع الله آخر العهد منى لزيارتكم . السلام عليك على الحسين و على على بن الحسين و على اءولاد الحسين و على اءصحاب الحسين ...
فرازى از زيارت عاشورا
فهرست اسامى شهداى كربلا  
شهداى كربلا آموزگاران بشريتند و نام جاودانشان بر تارك روزگار مى درخشد. بجاست ما نيز نامهاى مقدس آنان را زينت بخش اين نوشتار كنيم .
اين نامها را بترتيب حروف الفبا و در دو بخش بنى هاشم و غير بنى هاشم خواهيم آورد:
الف - شهداى كربلا از بنى هاشم  
فرزندان امير المؤ منين على بن ابى طالب عليه السلام .  
1. ابوبكر بن على (شهادت او در كربلا قطعى نيست ).
2. حعفر بن على .
3. عباس بن على (ابوالفضل )
4. عبدالله بن على .
5. عبدالله بن العباس بن على .
6. عبدالله الاصغر.
7. عثمان بن على .
8. عمر بن على .
9. محمد الاءصغر بن على .
10. محمد بن العباس بن على .
فرزندان امام حسن مجتبى عليه السلام
11. ابو بكر بن الحسن .
12. بشر بن الحسن .
13. عبدالله بن الحسن .
14. القاسم بن الحسن .
فرزندان سيدالشهدا امام حسين عليه السلام .  
15. ابراهيم بن الحسين (اين نام را ابن شهر آشوب رد كتاب ((المناقب )) آورده است .)
16. عبد الله الرضيع (شير خوار).
17. على بن الحسين الاءكبر عليه السلام .
فرزندان عبد الله بن جعفر و زينب سلام الله عليها:  
18. عبيد الله بن عبدالله بن جعفر.
19. عون بن عبدالله بن جعفر.
20. محمد بن عبدالله بن جعفر.
فرزندان عقيل  
21. جعفر بن عقيل .
22. عبدالرحمن بن عقيل .
23. عبدالله الاءاكبر بن عقيل .
24. عبدالله بن مسلم بن عقيل .
25. عون بن مسلم بن عقيل .
26. محمد بن مسلم عقيل .
27. مسلم بن عقيل .
28. جعفر بن محمد بن عقيل (اين نام را ابن شهر آشوب آورده است )
29. احمد بن محمد الهاشمى (كه چهره شناخته شده اى نيست و تنها ابن آشوب از او ياد كرده است ).
ب - شهداى كربلا از غير بنى هاشم  
1. ابراهيم بن الحضين الاءسدى .
2. ابوالحتوف بن الحارث الاءنصارى .
3. ابوعامر النهشلى .
4. اسلم التركى (خدمتگزار امام عليه السلام ).
5. ادهم بن اميه العبدى .
6. امية بن سعد الطائى .
7. انس بن الحارث الكاهلى .
8. انيس بن معقل الاءصبحى .
9. برير بن خضير الهمدانى .
10. بشر بن عبدالله الحضرمى .
11. بكر بن حى التيمى .
12. جابر بن الحجاج التيمى .
13. جبلة بن على الشيبانى .
14. جنادة بن الحارث الهمدانى .
15. جنادة بن كعب الاءنصارى .
16. جندب بن حجير الخولانى .
17. جون (خدمتگزار ابوذر غفارى )
18. جوين بن مالك التميمى .
19. الحارث ابن امرء القيس الكندى .
20. الحارث بن النبهان .
21. الحباب بن الحارث .
22. الحباب بن عام الشعبى .
23. حبشى بن القيس النهمى .
24. حبيب بن مظاهر (يا مظهر) الاءسدى .
25. الحجاج بن بدر السعدى* .
26. الحجاج بن مسروق الجعفى .
27. حر بن يزيد الرياحى .
28. حلاس بن عمرو الراسبى .
29. حنظلة بن اسعد الشبامى* .
30. حنظلة بن عمرو الشيبانى .
31. رافع ، مولى مسلم الاءزدى .
32. زاهر بن عمرو الكندى (مولى عمرو بن الحمق )
33. زهير بن بشر الخثعمى .
34. زهير بن سليم الاءزدى .
35. زهير بن القين البجلى .
36. زياد بن عريب الصائدى .
37. سالم ، مولى بنى المدينه الكلبى .
38. سالم ، مو