ى عامر العبدى .
39. سعد بن الحارث الاءنصارى .
40. سعد، مولى على بن ابى طالب عليه السلام .
41. سعد، مولى عمرو بن خالد الصيداوى .
42. سعيد بن عبدالله الحنفى .
43. سلمان بن مضارب البجلى .
44. سليكان مولى الحسين عليه السلام .
45. سوار بن منعم النهمى .
46. سويد بن عمرو بن ابى المطاع .
47. سيف بن الحارث بن سريع الجابرى .
48. سيف بن مالك العبدى .
49. شبيب ، مولى حارث الجابرى .
50. شوذب ، مولى بنى شاكر.
51. ضرغامة بن مالك .
52. عائذ بن مجمع العائذى .
53. عابس بن ابى شبيب الشاكرى .
54. عابر بن حساس بن شريح .
55. عامر بن مسلم العبدى .
56. عباد بن مهاجر الجهنى .
57. عبدالاعلى بن يزيد الكلبى .
58. عبدالرحمن الاحربى .
59. عبدالرحمن بن عبد ربه الانصارى .
60. عبدالرحمن بن عروة الغفارى .
61. عبدالرحمن بن مسعود التيمى .
62. عبدالله بن ابى بكر (اين نام را جاحظ در كتاب ((الحيوان )) آورده است .
63. عبدالله بن بشر الخثعمى .
64. عبدالله بن عروة الغفارى .
65. عبدالله بن عمير بن حباب الكلبى .
66. عبدالله بن يزيد الكلبى .
67. عبيدالله بن يزيد الكلبى .
68. عقبة بن سمعان .
69. عقبة بن الصلت الجهنى .
70. عمارة بن صلخب الازدى .
71. عمران بن كعب بن حارثة الاشجعى .
72. عمار بن حسان الطائى .
73. عمار بن سلامة الدالانى .
74. عمرو بن عبدالله الجندعى .
75. عمرو بن خالد الازدى .
76. عمرو بن خالد الصيداوى .
77. عمرو بن جنادة الانصارى .
78. عمرو بن مطاع الجعفى .
79. عمرو بن حنادة الانصارى .
80. عمرو بن ضبيعة الضبعى .
81. عمرو بن كعب ، ابو ثمامه الصائدى .
82. قارب ، مولى الحسين عليه السلام .
83. القاسط بن زهير التغلبى .
84. القاسم بن حبيب الازدى .
85. كردوس التغلبى .
86. كنانة بن عتيق التغلبى .
87. مالك بن الدودان .
88. مالك بن عبدالله بن سريع الجابرى .
89. مجمع الجهنى .
90. مجمع بن عبيدالله العائذى .
91. محمد بن بشير الحضرمى .
92. مسعود بن حجاج التيمى .
93. مسلم بن عوسجة الاسدى .
94. مسلم بن الكثير الازدى .
95. مسقط بن زهير التغلبى (احتمالا بن عبدالله بن زهير).
96. منجح ، مولى الحسين عليه السلام .
97. الموقع بن ثمامة الاسدى .
98. نافع بن الهلال البجلى
99. نصر، مولى على عليه السلام .
100. نعمان بن عمر و الراسبى .
101. نعيم بن عجلان الانصارى .
102. واضح الرومى ، مولى الحارث السلمانى .
103. وهب بن حباب الكلبى .
104. يزيد بن ثبيط العبدى .
105. يزيد بن زياد بن مهاصر الكندى .
106. يزيد بن مغفل الجعفى .
حال اگر شهداى بنى هاشم را به اين عدد بيافزاييم ، شماره شهادى كربلا به 136 نفر مى رسد، و اگر قيس بن مسهر صيداوى ، عبدالله بن يقطر وهانى بن عروه را نيز جزو شهداى كربلا به شمار آوريم ، رقم شهادى رزمندگان اردوى حسينى به 139 نفر خواهد رسيد. درود خدا به سرور شهيدان و ياران با وفايش .
مقام رؤ وس الشهداء 
از جمله مقامات باب الصغير، كه نام قبرستانى در دمشق مى باشد.
مقام رؤ وس الشداءمى باشد كه مرقدى در آنجا ساخته شده است و 16 علامت بر روى آن به نشانه 16 سر گذاشته شده است . نام شهدايى كعه به اين مقام به آنان منسوب است از قرار زير است :
1. ابو الفضل العباس بن امير المؤ منين عليه السلام .
2. على بن حسين الاكبر.
3. حبيب بن مظاهر.
4. قاسم بن الحسن .
5. عبدالله بن على .
6. عمر بن على .
7. الحر الرياحى .
8. محمد بن على .
9. عبدالله بن عوف .
10. على بن ابى بكر.
11. عثمان بن على .
12. جعفر بن على .
13. جعفر بن عقيل .
14. محمد بن مسلم .
15. عبداببه بن عقيل .
16 حسين بن عبدالله .
البته دفن سرهاى مطهر شهداء در باب الصغير، با قطع نظر از تعدادشان ، با قرائن و اعتبارات موافق است . زيرا پس از وارد شدن اسرا به دمشق ، هدفى كه بن زياد از فرستادن اهل بيت عليه السلام به شام و يزيد از فراخواندن آنان داشت ظاهرا تاءمين شده بود. و مخصوصا با دگرگونى اوضاع شام و تحريك احساسات و افكار عمومى مردم آن شهر عليه دستگاه حاكم در نتيجه خطبه امام سجاد عليه السلام و ديگر فعاليتهاى پيام رسانى اسراى اهل بيت عليه السلام ، ادامه رفتار سابق رژيم به صلاحش نبود، لذا هر چه زودتر وسايل مراجعت خاندان رسالت را به مدينه فراهم ساخت و طبعا اين جريان ، اقتضاى آن را داشت كه سرهاى مقدس شهداء را نيز در همان دمشق به خاك سپرده باشند.
نيز طبيعى است كه بعد از دفن سرهاى مطهر در قبرستان عمومى شهر، جايگاه دفن مانند مقامات محفوظ و نگهدارى شده باشد.
ولى مرحوم امين در اعيان الشيعه (طبع بيروت ، جلد 1،ص 627) مى نويسد: من پس از سال 1321 هجرى - در قبرستانى كه معروف به باب الصغير است مقامى را ديدم كه بر سر در آن سنگى بود كه بر آن نوشته شده بود: هذا راءس العباس بن على و راءس ‍ على بن الحسين الاكبر و راءس حبيب بن مظاهر . اينجا محل دفن سر عباس بن على و سر على اكبر فرزند حسين و سر حبيب بن مظاهر است . دو سال بعد از آن ، مقام مذكور ويران شد، و بناى آن تجديد گرديد و آن سنگ را از سر در برداشته و در داخل مقام ، ضريحى كار گذاشته شد كه نام بسيارى از شهداى كربلا بر آن نوشته شده بود. و لكن حقيقت امر آن است كه اين مقام صرفا يه همان سرهاى شريف سه گانه كه ذكر كرديم نسبت دارد (بر حسب آنچه بر سر در آن نوشته شده بود). سپس علامه سيد محسن امين اضافه مى كند كه ظن قوى آن است كه اين نسبت درست باشد.....و خدا داناست .
مقام دستهاى ابوالفضل العباس عليه السلام  
شيعيان و پيروان اهل بيت عليه السلام ، همان گونه كه در معارف و احكام دين از دستورات و فرمايشات آن بزرگواران تبعيت مى كنند، تمامى آن چيزهايى هم كه به آنها تعلق دارد (از قبيل قبر مطهر، مكان عبادت و محل عبور آنان و امثال آن )
مورد احترام و بزرگداشت و تبرك قرار مى دهند. و اين امر را از عوامل متمم ولايت و محبت خود به سرورانشان و لوازم اتباع و تشيع مى دانند.
و اين شيوه ، كردارى شايسته و صحيح است ، زيرا نقاط مزبور، يا محل دفن آنان است كه به زيارتشان مى شتابند. يا جاى عبادتشان است كه در آن به عبادت حق متعال مشغول مى شوند. يا مكان سرور آنان مى باشد كه شيعيان با ديدن آن شاد مى شوند و يا جايگاه حزن و غمشان بوده كه پيروانشان در آنجا براى ايشان اندوهگين و اشكبار مى گردند، و اين همان تشيع محض و اقتداى صحيح است .
از اين قبيل است آنچه در كربلا مشاهده مى كنيم از مقام دستهاى حضرت ابوالفضل عليه السلام شناخته شده و در هر عصرى شيعيان به زيارت آن دو مقام شتافته اند و هر نسلى از نسل پيشين فرا گرفته است كه در اين دو مكان مقدس به پيشگاه آن حضرت عرض ادب نمايند و همين شيوه پسنديده كه سيره مستمره ناميده مى شود براى اثبات قد است آن دو مكان كافى است ، وگرنه بسيارى از مشاهده مشرفه مورد سؤ ال قرار مى گيرند.
مقام دست راست در سمت شمال شرقى دروازه بغداد، ور محله باب خان نزديك در شرقى صحن مطهر حضرت ابوالفضل عليه السلام قرار دارد. بر ديوار مقام ، ضريحى كوچك نصب شده است كه بر آن كتيبه است ، دو بيت به فارسى نگاشته شده است كه سراينده آن و نيز تاريخ بنا و ضريح در كتيبه مزبور مشخص نگشته است . آن دو بيت به قرار زير است :
افتاد دست راست خدايا زپيكرم
بر دامن حسين رسان دست ديگرم
دست چپم بجاست اگر نيست دس