 پشت بام هایش را

یکی ست نیزه نشین و یکی ست ناقه نشین!

ببین چگونه می آرند امام هایش را؟

به این سه ساله بچسبد، سکینه می افتد

مراقبت کند آخر کدام هایش را؟!

 

شاعر: علی اکبر لطیفیانمُردم از دلواپسی بس که پریشان خاطرم

سایه ات تا بر سرم باشد خدا را شاکرم

دیگر از امروز یک لحظه مشو از من جدا

تو شبیه کعبه باش و من شبیه زائرم

در نماز شب دعا کردم نبینم داغ تو

تو سلامت باشی امّا من بمیرم حاضرم

تو به فکر حنجرت باش و غم من را مخور

دختر زهرایم و در حفظ معجر ماهرم

دست خود روی سرم بگذار و یا ستار گو

بوی خاک چادر مادر گرفته چادرم

ناز کم کن ای نگار نازنینم یا حسین

ترس من این است داغت را ببینم یا حسین

 

شاعر: قاسم نعمتیتا صوت قرآن از لب آن ها می آید

کفر تمام نیزه ها بالا می آید

دجّال های کوفه در فکر فرارند

دارد سپاه زینب کبری می آید

سد سپاه کفر را در هم شکستند

تکبیرهای حضرت سقا می آید

انگار که زخم فدک سر باز کرده

از هر طرف فریاد یا زهرا می آید

خون علی گویان عالم را بریزید

ای دشنه ها، تازه ترین فتوا می آید

آداب جنگ کربلا مثل مدینه ست

چون ضربه هاشان سمت پهلوها می آید

ای نیزه داران، نیزه هاتان را مکوبید

روز مبادا، عصر عاشورا می آید

خون گلوشان خاک را بی آبرو کرد

آسیمه سر با طشت خود یحیی می آید

ای تیغ های کُند،با تقسیم سرها

چیزی از آنها گیرتان آیا می آید!؟

این اولین باریست که از پشت خیمه

دارد صدای گریه ی آقا می آید

زینب بیا از خیمه ها بیرون، که تنها -

با دیدن تو حال آقا جا می آید

 

شاعر: وحید قاسمیدوباره ضربه ی سیلی نشست بر رویی

به تازیانه کشیدند باز، بازویی

اگر چه هیچ دری وا نشد، ولی آن روز -

به جای میخ به نیزه زدند، پهلویی

شنیده ایم که یک عصر پای یک خیمه

به دست باد پریشان شده ست گیسویی

شنیده ایم که یک ظهر، روی یک نیزه

بدون آب جوانه زده ست، شب بویی

وَ ماجرا که به اینجای کار ختم نشد

چقدر زخم زبان ها شنید، بانویی

تمام دغدغه ی من ز ماجرا این ست

که خم نگشت در آن روز هیچ ابرویی

 

شاعر: نادر حسینیبانوی مهربان غزل زاده ی‌‌ متین

ای آفتاب بافته گیسوی نازنین!

امشب به نام چشم تو آغاز می کنم

شعری جدید با کلماتی که بعد از این -

تندیسی از شجاعت و عشق و لطافت ست

تصویری از نجابتِ دریا، ام البنین

مثل غروبِ خلوتِ زهرا، زلال و پاک

بانوی آب و آینه، یعنی غزل ترین

گُر می زند میان گلویم چکاوکی

دستِ نجیبِ سرو تو افتاده بر زمین

امواجِ مشکِ چشمِ تو جاری ترین سرود

داغِ چهار نخلِ تو، زیباترین یقین

روییده در سکوتِ بیابان، صدای تو

سر داده در گلوی زمین، ناله ای حزین

دستی کنار علقمه فریاد می زند:

بر غیرت و شهامت و صبر تو آفرین

 

شاعر: افسون امینیجلوه‏هاى الگويى زينب سلام الله عليها

كدام زن را مى‏توان همتاى -زينب- دانست؟ در فخر و شرافت، در وقار و حيا، در صبورى و دليرى، در معرفت و صدق، در حمايت از ولايت و رهبرى و دفاع از امام، و ... جز مادرش حضرت زهراى اطهر سلام الله عليها كه در اين زمينه ‏ها برتر از او بود و الگوى دختر!

و اين، شگفت نيست، چرا كه كمالات زينب، جلوه‏اى از فضايل مادرى همچون فاطمه بود كه دامنش، چنين گلى را به عالم وجود تقديم داشت.

زينب، كه به -عقيله بنى هاشم- معروف بود، در همه صحنه‏ ها و عرصه هاى زندگى، درخشيد و جلوه ‏هاى كمال خويش را در منظر صاحبنظرن به نمايش گذاشت، تا ديدگان حق جو و فضيلت‏ ياب، از اين جلوه به كانون فروغ گسترى چونان -اهل بيت- راه يابند و اسوه جويان، در اين خاندان عفيف‏ پرور و فضيلت‏ گستر، الگوهاى تربيتى خويش را پيدا كنند.

از اين رو، زينب را -الگو- مى‏شناسيم و زندگى او را سراسر -درس- و -الهام- مى‏دانيم. {درباره مقامات معنوى حضرت زينب، از جمله ر. ك: -الخصائص الزينبيّه- سيد نورالدين جزايرى.}

راستى از چه ابعادى، اين بانوى بزرگ، براى ما الگو و سرمشق است؟ و جامعه اسلامى بويژه قشر عظيم و سرنوشت‏ساز -بانوان-، از چه جهاتى مى‏توانند - و بايد - به اين -زن نمونه- اقتدا و تأسّى كنند و بكوشند زينب گونه گردند؟

برخى از جهات الگويى آن حضرت از اين قرار است:

1- تربيت مكتبى

هر مكتب و آيينى را از دريچه دست پروردگانش بهتر مى ‏توان شناخت و چهره ‏هاى شاخص هر مكتب، زلال ترين و بى ‏غبارترين آينه ‏اى است كه محتوا واصالت آن را نشان مى‏دهد.

زينب كبرى را مى‏توان با قاطعيّت، نمونه عينى اسلام و تربيت قرآنى دانست و اگر كسى سؤال كرد كه پرورده‏هاى مكتب شما كه بتوان آنان را الگو قرار داد، چه كسانى‏اند؟ قطعاً يكى از اين چهره‏ها -زينب- است.

زندگى، خانه ‏دارى، فداكارى، آگاهى اجتماعى، عبادت، عفاف و ديگر فضايل زينب، او را به عنوان اسوه ‏اى قابل طرح براى جهانيان ساخته است.

از اين رو، ما نيز در خود سازى و تزكيه نفس و تربيت فردى خويش چنان بايد باشيم كه بتوانيم آينه‏ دار خورشيد دين و آبرو بخش مكتب و آيين باشيم و با نوع رفتار و منش فردى و اجتماعى خود مبلّغ اسلام گرديم.

2- صبر و مقاومت

زينب، الگوى مقاومت و صبورى در برابر مشكلات بود. پا به پاى مردان رشيد بنى هاشم در كربلاى خونين، رنج ها و داغ ها را تحمل كرد و مصيبت ها را صبورانه بر دوش كشيد و چون در راه خدا و براى دين بود، خم به ابرو نياورد و لب به شِكوه نگشود و اظهار بى تابى و نارضايى نكرد.

تحمّل داغ شهادت، نيرويى فوق ‏العاده مى ‏خواهد و روحى بزرگ و ايمانى قوى مى ‏طلبد. در حادثه كربلا، اين بانوى مقاوم، علاوه بر داغ حسين شهيد، كه بزرگترين مصيبت عالم است، داغ چند برادر و برادرزاده و عموزاده ديد، دو پسر جوان خودش نيز در ركاب سيدالشهدا به شهادت رسيدند، ليكن در مقابل آن همه شدايد، چون كوه ايستاد و در فصل دوم انقلاب كربلا (يعنى مرحله اسارت) شجاعانه كاروانسالارى آن قافله داغديده و كتك‏ خورده و تشنه و خسته را بر عهده گرفت.

عزم، ثبات و مقاومت او، درس ‏آموز بانوان جامعه ما بويژه خانواده‏هاى شهدا، خواهران، مادران و همسران شهداست. اگر زنان با شرف و شعور، درپى الگوى مقاومتند، بايد از زينب كبرى درس بگيرند و صبورى او را سرمايه تقويت صبر و ايمان خويش سازند.

3- تعهّد و مبارزه

ايمان و آگاهى و تعهّد حضرت زينب بود كه، او را از مدينه به كربلا كشيد. و گرنه مى‏توانست زندگى آسوده خود را در كنار همسر و فرزندانش در مدينه ادامه دهد و خود را به آن رنجها و محنتها نيفكند. البته آن وقت ديگر زينبى نمى‏شد كه امروز، فخر انسانيّت و آبرو بخش اسلام و اهل‏بيت باشد.

به همان دليل كه امام حسين عليه السلام سر از بيعت با حكومت ستم و فسق باز زد و درپى آن مخالفت با خلافت يزيد، از كنار قبر جدّش هجرت كرد، زينب نيز راهىِ اين راه و همسفر كربلاى عشق شد و دست از همسر كشيد و با برادرش به -مسلخ شهادت- آمد.

پس، زن مسلمان در مسائل سياسى و اجتماعى هم نقش ايفا مى‏كند و به ميدان مبارزه مكتبى و مرامى گام مى‏نهد و نسبت به وضع حكومت و كارگزاران و مسائل سياسى جامعه، حساس وموضعدار ا