  الحوائج اش همه جا گفتگو کنند

درگاه او چو قبله  ارباب حاجت است

از شاه  تا گدا همه روسوى او کنند
سقا
شاعر : على اکبر لطيفيان

آبى نبود اگر که تو سقا نمى شدى

مشکى نبود اگر که تو دريا نمى شدى

از سمت خانواده زهرا به سمت ما

فيضى نبود اگر که تو آقا نمى شدى

حالا که مثل نور شدى و قمر شدى

اى کاش هيچ وقت تو پيدا نمى شدى

اين تير با نگاش نظر مى زند تو را

حالا نمى شد اين همه زيبا نمى شدى

مى خواستى که تير نگيرد تن تو را

کارى نداشت، خوش قد و بالا نمى شدى

تو جمع خيمه بودى و تقسيم کردنت

ورنه در اين مزار کمت جا نمى شدى

پيش قد حسين، تمامت شکسته بود

تقصير تو نبود اگر پا نمى شدى
سپهسالار عشق
شاعر : محمد حسن فرح بخشيان (ژوليده نيشابورى)

امشب است آن شب كه شادى بر در دربار عشق

حلقه مى كوبد كه عقل آمد پى ديدار عشق

ساقيا لبريز كن امشب ز مى پيمانه را

تا به مستى پرده بردارم من از اسرار عشق

سينه زنها سينه چاكان سينه سرخان را بگو

دست افشانى كنيد آمد سپهسالار عشق

تا كه سازد پرچم خودكامگى را سرنگون

زد قدم در ملك عالم ميرو پرچمدار عشق

نقطه پرگار هستى گر حسين بن على است

آمد از ره پاسدار نقطه پرگار عشق

تا دهد سرمشق جانبازى به جانبازى ما

آمد ان جانبازى قطعه قطعه پيكار عشق

آنكه با تيغ كجش شد قامت اسلام راست

آمد از ره تا ببوسد سنگر ايثار عشق

تشنه لب رفت و برون شد تشنه و لب تشنه كرد

جان شيرين را نثار مقدم دلدار عشق

بر سر پيمان نشست و با عدو پيمان نبست

داد سر با سرفرازى تا كه شد سردار عشق

دست داد و دست از فرزند زهرا بر نداشت

كز مقام و مرتبت شد جعفر طيار عشق

چشم داد و چشم بر خوان ستمكاران ندوخت

تا كه شد سيراب از سر چشمه سر شار عشق

ميشود مستور زير ابر تا روز معاد

ماه بيند روى ماهش تا كه نگردد خار عشق

از على بايد چنين فرزند تا روز مصاف

همچو گل پرپر شود تا كه نگردد خار عشق

شير حق را شرزه شيرى داد حق ، كز هيبتش

روبهان را مى كند در دهر تار و مار عشق

اى بنازم بر چنين آزاد مردى كز شرف

گوى سبقت برده در ايثار با اقرار عشق

آفرين بر همت مردانه اش كز يك نگه

چون على وا مى كند صدها گره از كار عشق

رحمت حق باد بر شير تو اى ام البنين

اين چنين شيرى نمودى هديه بر دادار عشق

تا كه او باب الحوائج هست دست حاجتى

شاعر ژوليده را نبود بر اغيار عشق

1- نـظام , دانشمند بزرگ اهل سنت گويد: روز بيعت ابوبكر, عمر آن قدر به شكم فاطمه بزد تاآن كه فاطمه سقط جنين كرد.(ملل ونحل شهرستانى ,مسئله يازدهم از اقوال نظام ). ابن ابى الحديد نيز اين سخن را ازاستاد بزرگ خود ابو جعفر نقيب نقل مى كند. (شرح نهج البلاغه , ج 14, ص 193) و نـيزابن شهرآشوب از كتاب معارف ابن قتيبه نقل مى كند: محسن فرزند زهرا در اثر فشار قنفذ عـدوى تـلـف شد. (مناقب , ج 5, ص 113) و نيزفقيه الحرمين مفتى العراقين صدرالحفاظ محدث شـام مـحـمـدبـن يـوسف گنجى شافعى ازابن قتيبه نقل مى كند: پس ازوفات رسول خدا (ص ) فـاطـمـه محسن را سقط كرد (كفاية الطالب , ص 413). بنابراين , محسن از زينب كوچك تر بوده وولادت زينب پيش از محسن بوده است . نـكـته قابل توجه آن كه من دسترسى به نسخه هاى خطى وقديمى كتاب ابن قتيبه پيدانكردم ولى دركـتـاب مـعـارفـى كه درسال 1353 قمرى درمصر به چاپ رسيده است در جايى كه نام محسن را مـى بـرد, چنين چيزى نيست ؟ پس اين پرسش پيش مى آيد: آياهنگام چاپ خيانتى شده ؟ زيرا اين دو دانشمند بزرگ شيعه وسنى دروغ نمى گويند, مخصوصا ابن شهرآشوب كه معارف را با پنج واسطه از خود ابن قتيبه روايت مى كند. بنابراين , نسخه مصححه مقروة برمشايخ , نزد او بوده است . اگـر بـگـويـيـم چيزى كه سبب شد كه چند روز پس از وفات رسول خدا(ص ) محسن سقط شود وهـمـان سبب شد كه عده اى از مورخان اهل سنت سقطمحسن را در نقل هاى خود سقط كنند و ايـن ظـلـم جان سوز را ناديده بگيرند, همان سبب شد كه هنگام چاپ كتاب معارف درمصر براى بارسوم نيزمحسن را سقط كنند, گزافه نگفته ايم .(مترجم )
2- عتبه و معتب پسران ابولهب , شوهران رقيه و ام كلثوم بودند و بعد از اسلام به قصد آزردن رسول خـدا(ص ) هـمـسران خود را ترك گفتند و آن دو رايكى پس از ديگرى عثمان بگرفت و هر دو زير دسـت عـثـمـان جـان سـپـردند. دانشمندان , در اين كه اين سه خواهر, دختران پيغمبر بودند يا ربيبه هاى آن حضرت , اختلاف دارند.(مترجم )
3- پـس از مـسـلـمان شدن ابوالعاص و هجرتش به مدينه , رسول خدا(ص ) همسرش زينب را به او برگردانيد. مدت جدايى اين دوهمسر, دوسال بود.مسند احمد, ج 1, ص 351. (مترجم )
4- كنيه يا لقب هريك از همسران رسول خدا(ص ) ام المؤمنين (مادر مؤمنان ) وجمع آن امهات المؤمنين مى شود.
5- علق (96) آيه 1 ـ 5 .
6- رسـول خدا(ص ) پيش از آن كه نزد خديجه بيايد, مى دانست كه از طرف خدا براى كارى بزرگ برانگيخته شده است . (مترجم )
7- در بعضى از تواريخ , عتبه ومعتب ناميده شده اند. (مترجم )
8- مقاتل الطالبيين , ص 5, مكتبة الحيدريه فى النجف .
9- مسد (111).
10- نـويسنده از اين صحابى رسول خدا, شيخ تعبير كرده كه ظاهرا در اين جا مراد پيرمرد باشد, زيـرا مـعـنـاهاى ديگر شيخ در اين وقت براو سازگارنيست . اتفاقا او در اين وقت پيرمرد هم نبوده , چون عمرش بيشتر از پنجاه نبوده است . (مترجم )
11- كامل ابن اثير, ج3 , ص 303.
12- گويا زمان خلفاى راشدين باشد نه زمان پيغمبر(ص ). (مترجم )
13- احـتـمـال دارد كه سلمان بن ربيعه باهلى باشد, زيرا او فرمانده سپاه بوده است و از كامل ابن اثير بر مى آيد كه سلمان فارسى نيز در اين جنگ (جنگ بلنجر) شركت كرده است . (مترجم )
14- از سـخـن ابـن عـباس چنين برمى آيد كه رسول خدا(ص ) در خانه فاطمه زهرا دفن گرديده است . امالى صدوق , مجلس 92. (مترجم )
15- آل عمران (3) آيه 144.
16- بـلـكـه سـرمـبـارك در دامـان پـدر زيـنب مى افتد,زيرا سررسول خدا در سينه على بود كه از دنـيـارفت .راجع به وفات پيامبر(ص ) به منابع زير مراجعه شود:نهج البلاغه عبده , ص 197 و 208, مـسـنـداحمد, ج 6, ص 300, مستدرك حاكم , ج 3, ص 139, تلخيص مستدرك ذهبى , چاپ شده ذيل مستدرك , ص 138,كفاية الطالب گنجى , ص 133 و 134, كنزالعمال , ج 4, ص 55, ح 1106 و 1107 و 1108 و 113, شرح نهج البلاغه , ابن ابى الحديد, ج2 , ص 562 و 591,تاريخ يعقوبى , ج 2, ص 103, تاريخ ابوالفداء, ج 1, ص 156. علامه بزرگ و محقق عالى مقام ابن شهر آشوب مازندرانى نيز اين مطلب را از صحيح دار قطنى و فـضـائل الـصـحابه سمعانى نقل مى كند. امام الحرمين ومفتى العراقين گنجى نيز آن را از مسند ابويعلى نقل مى كند.(مترجم )
17- يـا بـه دوپارچه كفن مى شود. كنزالعمال , ج 4, ص 54, ح 1124 و 1125 و 1130, امالى صدوق , مجلس 92. (مترجم )
18- الامـامة و السياسة , تحقيق طه الزينى , ج 1, ص 19ـ20, امام المتقين , عبدالرحمن الشرقاوى , ج1 , ص 70.
19- هم براى مرگ پدر و هم از بى وفايى اصحاب .
20- قـبر فاطمه (ع ) معلوم نيست در چه جايى هست و مدفون شدنش در بقيع كاملا مورد ترديد است واين يكى از اسرار الهى است .(مترجم )
21- در بحارالانوار, ج 42, ص 92, محياة و در اعيان الشيعة , محباه ذكر شده است .
22- از تحقيق در تواريخ به دست مى آيد كه فرمانده اول ج