جه قرار گرفته است :
1 . ويرايش صورى ,
2 . تصحيح اغلاط چاپى (چاپ هاى قبلى ),
3 . تخريج منابع و مصادر به قدر امكان ,
4 . اعراب گذارى و تصحيح اشعار عربى ,
5 . تعيين ضبط اسامى و لغات مشكل .
سيدباقر خسروشاهى <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:191.txt">با زخم دل و زخم جبینی دیگر</a><a class="text" href="w:text:192.txt">دلم با چشم ساقي عشق مي باخت</a><a class="text" href="w:text:193.txt">اسطوره ی صبر و استقامت، زینب</a><a class="text" href="w:text:194.txt">نسیم و موج دریایی است زینب</a><a class="text" href="w:text:195.txt">ای کاش فراغتی فراهم می شد</a><a class="text" href="w:text:196.txt">از مردم شهر، کینه باقی مانده</a><a class="text" href="w:text:197.txt">در صحنه با شکوه عاشورایی</a><a class="text" href="w:text:198.txt">من و ماه پریشان قیامت </a><a class="text" href="w:text:199.txt">تو مهر قبول کربلایی زینب</a></body></html>با زخم دل و زخم جبینی دیگر

با ناله و آه آتشینی دیگر

از ماتم خواهر تو باید جان داد

از راه رسیده اربعینی دیگر

 

شاعر: یوسف رحیمیدلم با چشم ساقي عشق مي باخت

دوبیتی كز گلوي طفل مي ساخت

طواف خيمه ها، پای رقیه

دل بی تاب را در خاک انداخت

 

شاعر: سائل الزهرااسطوره ی صبر و استقامت، زینب

مفهوم تقدّس و کرامت، زینب

با یاری عدل تا معاد احیا کرد -

توحید و نبّوت و امامت زینب

 

شاعر: عباس خوش عملنسیم و موج دریایی است زینب

عجب لبریز زیبایی است زینب

قسم بر راز فرداهای باران

که تمثیل شکوفایی است زینب

 

شاعر: سید محمد آتشیای کاش فراغتی فراهم می شد

از وسعت دردهای تو کم می شد

این بار مصیبتی که بر شانه توست

ایوب اگر داشت قدش خم می شد

 

شاعر: میلاد عرفان پوراز مردم شهر، کینه باقی مانده

از اهل حرم سکینه باقی مانده

زینب تو به دل نگیر در کوفه فقط

یک خاطره از مدینه باقی مانده

 

شاعر: مرتضی پارسادر صحنه با شکوه عاشورایی

در بارش تیغ و غربت و تنهایی

با قافله ای که رنج با خود می برد

والله ندیده ام به جر زیبایی!

 

شاعر: عبدالرحیم سعیدی رادمن و ماه پریشان قیامت

شکستم در نیستان قیامت

دل زینب چرا شد شرحه شرحه

که زد آتش به دامان قیامت

 

شاعر: سودابه امینیتو مهر قبول کربلایی زینب

زهرای بتول کربلایی زینب

ای وارث نهضت حسین بن علی!

در شام، رسول کربلایی زینب

 

شاعر: یوسف رحیمی<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:3.xml">کتابخانه جامع انصار الحسین (ع)</a><a class="text" href="w:text:1003.txt">درباره کتاب</a><a class="text" href="w:text:1004.txt">ارسال نظرات و  پیشنهادات</a></body></html>مقدمه مترجم

به نام او
بانوى بانوان
ستاره درخشانى در آسمان تقوا طلوع كرد, گوهر گران بهايى در معدن فضيلت و انسانيت تكون يـافـت و در اصـلاب شـامـخـه وارحـام مـطهره نگه دارى شد.
نوگلى بويا در گلستان شرافت و بـزرگـوارى نمو يافت , نوزادى از مقدس ترين پستان ها شير خورد و در آغوش پاكيزه ترين مادران چشم گشود.
كودكى در دامان با فضيلت ترين بانوى عالم پرورش يافت .
دخترى كه دانشمندترين اساتيد به تربيتش همت گمارد.
دوشيزه اى كه در ساده ترين و بى آلايش ترين زندگى هارشد كرد و در تمام شؤون زندگى , پيوسته با واقعيت و حقيقت سروكار داشت و هرگز با زندگى خيالى و پـنـدارى ارتـبـاطى حاصل نكرد و در مكتب مقدسى كه در جهان بشرى نظير نداشت , عالى ترين تـعـلـيمات را فراگرفت و موردعنايت مخصوص موجد مكتب و استادان بزرگ آن كه بزرگ ترين مـربـيـان بـشـر بـوده انـد قـرار داشـت و هر روز درس جديدى از دانش و بينش و تقوا و فضيلت مـى آمـوخـت و بـا هـوش سـرشار و استعداد فوق العاده , همه آن تعليمات مقدس را در خزينه دل مـى انـدوخـت و پـيـاپـى , خود را براى گرفتن درس هاى بالاتر, آماده مى نمود, شاگردى كه در محيطتحصيلى خود هيچ گونه رادع و مانعى نداشت و هر روز بهتر از دى , بر نردبان ترقى و تعالى صـعـود مـى كـرد.
خـردمـنـدبانويى كه از آغاز عمر در مركز حوادث بزرگ و پيش آمدهايى كه در تـحـولات زنـدگـى بشر, داراى بزرگ ترين تاثير بوده ,جاى داشت و از نزديك , با هوشى سرشار و نظرى دقيق به حقيقت آن حوادث پى مى برد و موقعيت شخصيت هاى رحمانى و شيطانى را, كه در بـرابـر يك ديگر قرار گرفته بود, تشخيص مى داد و تاثير هركدام را به خوبى درك مى كرد واز راز پـيـروزى ايـن و رمـز شـكـست آن آگاه بود و موفقيت هاى ابدى را كه در آغاز با شكست صورى جلوه گر مى شد, ازشكست قطعى , كه در ابتدا با موفقيت پندارى همراه بود, تميز مى داد.
يـكـتـا زنـى كه نه تنها در زنان , بلكه در مردان عالم , كمتر نظيرش را مى توان ديد.
توانا بانويى كه عـالـى تـريـن نـمـونه اى ازشهامت و دليرى , دانش و بينش , كفايت و خردمندى , قدرت روحى و تـشـخـيص موقعيت بوده وهر وظيفه اى ازوظايف گوناگون اجتماعى را كه به عهده گرفت , به خوبى انجام داد.
دانـشـمـنـد بـانـويى كه بايد مردان جهان از خوان تعليماتش بهره برگيرند و از خرمن كمالاتش خوشه ها بچينند.
او بانوى بانوان , زينب , دختر اميرالمؤمنين بود.
تاريخ , خانواده اى مانند خانواده كوچك على (ع ) سراغ ندارد, كه تمام افراد آن شخصيت هايى باشند كه در سير تاريخ ‌تاثيرى عميق داشته و تحولى فوق العاده ايجاد كرده باشند.
تـاريـخ به ما چنين نشان مى دهد كه اگر نابغه اى بزرگ از خانواده اى برخاست , نابغه ديگرى ازآن كـمـتـر بـرمـى خيزد, گويا اوهمه برجستگى ها و شايستگى هاى افرادخانواده را مى گيرد و براى دگران چيزى نمى گذارد.
لـذا, او هـمه چيز مى شود و افراد ديگر خانواده هيچ ...
خانواده اميرالمؤمنين از اين قانون اجتماعى جداست .
زيرا همه افراد آن از بزرگان جهان مى باشند: على (ع ) بزرگ است , زهرا(ع ) بزرگ است , حسن (ع ) بزرگ است , حسين (ع ) بزرگ است , زينب (ع ) بزرگ است .
هـر چـه رشـد فـكـرى بـشـر بـيشتر شود, عظمت اينان آشكارتر و شايستگى هاى آن ها نمايان تر مى گردد.
نويسندگان جهان در باره هركدام , كتاب ها نوشته اند, ولى هنوز كسى نتوانسته عظمت آن ها را, آن طورى كه بوده , نشان دهد.
اگـر اندكى چشم خود را بازتر كنيم و طبقه اعلاى اين خانواده را بنگريم , بزرگى و عظمتشان , عقل را مات مى كند.
مـؤسـس اين خانواده , رسول خدا(ص ) بزرگ ترين مرد تاريخ است .
مادر زهرا خديجه نمونه اى از بـزرگ ترين فداكارى است .
پدر على , ابوطالب , بزرگ ترين پشتيبان رسول خدا(ص ) و سرور قريش بوده , او كسى است كه اسلام بر دوشش پايه گذارى شد.
مـادر عـلى (ع ) فاطمه دخت اسد, مهربان ترين مادر براى رسول و بهترين پرستار آن حضرت بوده است .
كسانى كه در طبقات سه گانه اين خاندان قراردارند, هرچندخودشان در عظمت با يك ديگر تفاوت دارند, ولى همه آن ها ازبزرگ ترين عظماى جهان مى باشند.
جد عظيم است , جده عظيم است .
پدر عظيم است , مادر عظيم است .
پسر عظيم است , دختر عظيم است .
زينب يكى از اين عظماست .
من زينبى مى گويم و شما زينبى مى شنويد, كه نه خود به حقيقت كمالات و فضايل او رسيده ام و نه شما مى توانيد به اين حقيقت عالى برسيد.
مـن از دور ايـسـتاده , آفتاب درخشان فضايل او را مى نگرم و هنگام مطالعه زندگى پرحادثه او از بس فوق العادگى از خودنشان داده 