اک

مطلع شعبان همايون اثر

بر ادب تست دليلى دگر

سوم اينماه چونور اميد

شعشعه­ى صبح حسينى دميد

چارم اينمه که پر از عطر و بوست

نوبت ميلاد علمدار اوست

شد بهم آميخته از مشرقين

نور ابوالفضل و شعاع حسين

اى بفداى سر و جان و تنت

وين ادب آمدن و رفتنت

وقت ولادت قدمى پشت سر

وقت شهادت قدمى بيشتر

مدح تو اين بس که شه ملک و جان

شاه شهيدان و امام زمان

گفت بتو گوهر والا نژاد

جان برادر بفداى تو باد

شه چو بقربان برادر رود

کيست رياضى که فدايت شوداین که بر سینه خود داغ برادر دارد

نتواند که سر از سینه ی تو بردارد

تیر ها با همه قامت به تنت جا شده اند

وای بر من چقدر پیکر تو پر دارد

می کشی پا به زمین و کمرم می شکنی

کمی آرام که در پای تو مادر دارد....

....می کشد تیر ز چشمان تو با دست کبود

ولی این تیر چرا هیبت خنجر دارد؟

ای رشید حرمم بی تو حرم غارت شد

آخر این خیمه آتش زده دختر دارد

چه شده با سرت از ضربه سنگین عمود

بین دو ابروی تو سخت است ترک بر دارد

شعر از حسن لطفیعطش از خشکی لب های تو سیراب شده
آب از هرم ترک های لبت آب شده
بعد از آن که تو لب تشنه عطش را کشتی
تشنه لب ماندن ساقی همه جا باب شده
بعد افتادن عکس تو در آیینه ی آب
برکه از شوق رخت خانه ی مهتاب شده
این فرات است که از درد غمت  ای دریا!
بس که پیچیده به خود یک سره ، گرداب شده
تب و تاب حرم از تشنگی و گرما نیست
دل اهل حرم از داغ تو بی تاب شده
تیرها رو به سوی چشم تو خواندند نماز
همه گفتند که ابروی تو محراب شده
صحنه ای که کمر کوه شکست از غم آن
عکس تیری ست که در دیده ی تو قاب شده

شعر از محسن عرب خالقی<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:410.txt">دوباره بی تاب روی یارم </a><a class="text" href="w:text:411.txt">کاش می گشتم فدای دست تو</a><a class="text" href="w:text:412.txt">در بین آغوشم سر ذوالجناحم</a><a class="text" href="w:text:413.txt">کیست این آبشار عاشورا</a><a class="text" href="w:text:414.txt">آبی نبود اگر که تو دریا نمی شدی</a><a class="text" href="w:text:415.txt">لبریز از تو گفتنم اما نمی  شود</a><a class="text" href="w:text:416.txt">وقتش رسیده تا به بیانم توان دهید</a><a class="text" href="w:text:417.txt">الا یا ایها الساقی، در میخانه وا کردی</a><a class="text" href="w:text:418.txt">الا یا ایها الساقی، جوابی خواهش من را</a><a class="text" href="w:text:419.txt">دین و دلم برده ای، ماه سکینه</a></body></html> پيشگفتار

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
زينب كيست ؟
زينب فرزند كيست ؟
نام زينب را چه كسى براى او انتخاب كرد؟
جانشين زهرا(س ) كيست ؟
زينب چه كرد كه امام حسين (ع ) به احترام او از جا برخاست ؟
زينب چه كرد كه به اين مقامات عالى رسيد؟
وقتى زينب فرق شكافته پدرش را ديد، چه حالى به او دست داد؟
زينب فراق مادرش را چگونه تحمل كرد؟
وقتى زينب لخته هاى جگر برادرش را در تشت ديد، چه حالى به او دست داد؟
چرا زينب را مادر مصيبت ها خوانده اند؟
قهرمان كربلا كيست ؟
وقتى زينب بر فراز تل زينبيه ايستاده بود، چه ديد؟
وقتى زينب سى هزار لشكر دشمن را در مقابل ديد، چه احساسى داشت ؟
زينب چگونه تشنگى خود و كودكان را تحمل كرد؟
زينب چه احساسى داشت وقتى مى ديد عزيزانش در برابر او كشته مى شوند؟
زينب در قتلگاه چه ديد؟
زينب چگونه بدن پاره پاره برادر را شناخت ؟
زينب وقتى كنار بدن برادر آمد، چه دعايى كرد
زينب ، چگونه مصيبت از دست دادن جد، پدر، مادر، برادران ، و عزيزانش را تاب آورد؟
زينب چرا سيلى خورد؟
آن هنگام كه خيمه ها را به آتش مى كشيدند، زينب در چه حالى بود؟
زينب در اسارت چه مصايبى چه مصايبى را تحمل كرد؟
زينب چه احساسى داشت وقتى سر بريده برادر را بر بالاى نيزه ديد؟
زينب در مجلس يزيد چه صحنه هايى را مشاهده كرد؟
زينب در آن مجلس و بعد از آن چه خطبه هايى خواند كه كاخ ستم يزيديان را بر سرشان خراب كرد؟
زينب چرا نماز شب خود را نشسته خواند؟
زينب در كجا و در چه شرايطى وفات يافت ؟
در اين كتاب ، دويست از فضايل ، مصايب و كرامات صديقه صغرى حضرت زينب كبرى (س ) بيان گرديده و در قسمت پايانى اشعار منتخب از شاعران اهل بيت عصمت و طهارت (ع ) نقل شده است .
اميد است بتوانيم خود را به اوصاف و كمالات آن الگوى ايثار و فداكارى نزديك كنيم و از خصايل و خصايص آن حضرت بهره وافر بر گيريم و بدانيم كه توسل با اخلاص به آن بانوى پاك و مصيبت ديده ، بدون پاداش و نتيجه نخواهد ماند.دوباره بی تاب روی یارم 

دوباره بی تاب روی یارم

دوباره مجنون و دل فَکارم

دوباره دنبال چوبِ دارم

دوباره بر لب ترانه دارم

دوباره میل بلا خریدن

به چشم ساقیِ تشنه دارم

دوباره روی بُراق لطفِ خدا سوارم

دلیل دارم، اگر که مستانه بی قرارم

شبِ جنون تمام دل هاست

شب گدایی، شب تمناست

صدا بزن عاشقانه امشب

امیر عشق و وفا، ابالفضل

یا کاشف الکرب و یا ابالفضل

شبی گرفتار و زار بودم

و بی خبر از نگار بودم

به درد تنهایی عجیبی

دچار بودم، خمار بودم

به دام غفلت، اسیر ظلمت

جدا ز نور و ملازم اهل نار بودم

که ناگهان در میان کوچه

سرِ حسینیه ای قدیمی

به بیرق دلبر کریمی

نگاهم افتاد، نوشته بودند

روی پرچم به خط زیبا،آقا ابالفضل

یا کاشف الکرب، یا ابالفضل

سلام آقا، سلام مولا

سلام ای مهر روح افزا

سلام، مهتاب عالم آرا

سلام، ای دلخوشی طاها

سلام، فخر تبار زهرا

سلام، جنگ آوری مولا

سلام، حلم حسن، امام کریم دنیا

سلام، حجب نگاه زینب

سلام، بالا نشین والا

سلام، پیر جوان لیلا

امید تنهاییِ امام غریب و تنها

سلام، حرز علی اصغر

سلام، عشق علی اکبر

سلام، آرامش رقیه

سلام، همبازی رقیه

امیر عالم، اسیر زینب

سلام، جوشن صغیر زینب، برادر بی نظیر زینب

ز دست پاک تو هر که آید، مراد گیرد

سلام، ای آشنای شیرین

به جان زینب، نگاه لطفی به جانب ما

سلام، ای آشنای شیرین

نگار مشکل گشا، ابالفضل

یا کاشف الکرب یا ابالفضل

فرشته ها بنده ی نگاهت

هزار حاتم، گدای راهت

تو میر عشقی و عشق بازان

همه سیه لشکر سپاهت

وجیه عند الحسینی و

رنگ و بو گرفته ز تو وجاهت

تمام عالم، تمام هستی، تمام دنیا

نشسته زیر پَر کلاهت

بگو چه کردی، بگو که هستی

که میرسد روز و شب ز بالا

ز عرش اعلی، سلام طاها

سلام مولا، سلام زهرا

سلام آقا به بارگاهت

مرید عشقم، تویی مرادم

تو رفتی و سروری زمین خورد

پس از شما رهبری زمین خورد

زمان رفتن به سوی میدان

حسین می گفت که پایه ی لشکر زمین خورد

تو که فتادی، فرشته های خدا به نوحه

فغان نمودند که باز هم حیدری زمین خورد

غریب آب آوری زمین خورد

و آن طرف هلهله به پا شد

دلیر نام آوری زمین خورد

میان خیمه، کنار گهواره

یک طرف مادری زمین خورد

زنی شکسته، دل خمیده

نشسته بالای پیکری که به خون تپیده

به پیشت ای سرو قد کشیده

حسین آمد ولی قد خمیده

فقط خدا آیه هست آنجا

چه گفته با تو، چه ها شنیده

همین که دستت به پیش پای امام افتاد

گذارِ سیلی به روی اهل خیال افتاد

پس از تو سردار تشنه ی سر شکسته

خواب از سر زنان حرم پریده

کنار دستِ ز تن جدایت

مه یگانه، دو زانوی دلبری زمین خورد

پس از تو ای غیرت مجسم

میان مقتل سَری زمین خ