ه و مرد بسيار دانا سيد جعفر، از خويشاوندان بحرالعلوم طباطبايى ، در كتاب ((تحفة العالم )) چنين مى نويسد:
((در جلالت قدر و بزرگى مقام و برترى شاءن و بزرگى حال و چگونگى او بس است آنچه در برخى از اخبار رسيده ، به اينكه زينب (س ) نزد امام حسين (ع ) در آمد و آن حضرت قرآن مى خواند، پس حضرت (چون ديد زينب آمد) قرآن را بر زمين نهاد و براى اجلال و تعظيم و بزرگ داشتن او بر پاى ايستاد.))(45)

شرط ازدواج زينب (س )

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
و گفته اند: حضرت اميرالمؤ منين (ع ) هنگامى كه زينب (س ) را به پسر برادرش عبدالله بن جعفر تزويج كرد، در ضمن عقد، شرط نمود هر گاه زينب خواست با برادرش حضرت امام حسن (ع ) سفر رود، او را از آن منع نكرده و باز ندارد، و چون عبدالله بن جعفر خواست حضرت امام حسين (ع ) را از سفر عراق باز دارد و حضرت آن را نپذيرفت و عبدالله ماءيوس و نوميد گرديد، دو فرزندش عون و محمد را فرمان داد كه به همراه آن بزرگوار به عراق روند و در برابر آن حضرت جهاد و كارزار نمايند، و هنگامى كه حضرت امام حسين (ع ) روانه كوفه شد، هر كس او را ملاقات و ديدار مى نمود، از مردم كوفه و مكر و فريب ايشان او را مى ترسانيد، حضرت امام حسين (ع ) مى فرمود: ((ايم الله لتقتلنى الفئة ، و ليسلطن عليهم من يذلهم ))؛ به خدا سوگند هر آينه گروه ستمگران مرا مى كشند، و خدا كسى را كه آنان را ذليل و خوار گرداند، بر ايشان مسلط و چيره نمايد.(46)

سخنرانى بين حسن و حسين (ع )

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
از امورى كه بيانگر اوج مقام ارجمند زينب (س ) است ، اينكه امام حسن مجتبى (ع ) در شاءن او خطاب به او فرمود: ((تو از درخت نبوت و از معدن رسالت مى باشى .))
در اين راستا به روايت زير توجه كنيد:
((روزى حضرت زينب (س ) در محضر دو برادرش ، حسن و حسين (ع ) نشسته بود، و آنها درباره بعضى از گفتار رسول خدا (ص ) با هم گفت و گو مى كردند. زينب (س ) به آنها عرض كرد: شنيدم در گفتار خود مى گفتيد رسول خدا (ص ) فرمود:((الحلال بين و الحرام بين شبهات لا يعلمهن كثير من الناس ...))؛ بعضى از امور حلال آشكار است و بعضى حرام آشكار، ولى بعضى شبهه ناك است كه بسيارى از مردم حكم آن را نمى دانند و تشخيص ‍ نمى دهند.
آن گاه زينب (س ) چنين شرح داد: هر كس از امور مشتبه پرهيز كند، دين و آبرويش را از انحراف حفظ مى كند و هر كس كه مرتكب امور شبهه ناك شد، پايش به سوى حرام مى لغزد، مانند چوپانى كه گوسفندانش را در نزديك پرتگاهى عبور مى دهد، قطعا احتمال سقوط آن گوسفندان از آن پرتگاه ، بسيار است ، بدان كه هر چيزى پرتگاهى دارد، امورى را كه خداوند حرام كرده ، همان پرتگاه هستند، ارتكاب امور شبه ناك ، نزديك به آن پرتگاه خواهد بود كه موجب سقوط خواهد شد.
در هر انسانى عضوى وجود دارد كه اگر صالح شود، موجب صالح شدن ساير اعضا است و اگر فاسد شود، باعث فاسد شدن ساير اعضا مى گردد. آن عضو قلب است . اى برادرانم ! (حسن و حسين ) آيا از پيامبر (ص ) كه به تاءديب الهى ادب شده ، شنيده ايد كه فرمود: ((ادبنى ربى و احسن تاءديبى ))؛ خداوند مرا تاءديب نمود و نيكو ادب كرد؟
حلال آن است كه خداوند آن را حلال نموده ، قرآن آن را بيان كرده و پيامبر (ص ) آن را توضيح داده است ، مانند: حلال بودن خريد و فروش ، اقامه نماز در وقتش ، اداى زكات ، انجام روزه ماه رمضان و حج براى مستطيع ، و ترك دروغ ، نفاق و خيانت و مانند: امر به معروف و نهى از منكر.
حرام آن است كه خداوند آن را حرام كرده ، و در قرآن بيان نموده است و به طور كلى حرام نقيض حلال است . امام امور شبهه ناك ، امورى است كه نه حلال بودن آن را مى دانيم و نه حرام بودن آن را، انسان با ايمانى كه نه حلال بودن چيزى را مى داند و نه حرام بودن آن را، اگر سعادت دنيا و آخرت را مى طلبيد،
بايد هيچ گاه به دنبال چيزى كه آخرش مشتبه است نرود، واجبات الهى را انجام دهد و محرمات او را ترك نمايد و از شبهه ها پرهيز كند، در اين صورت قطعا رستگار شود، و گرنه پايش به سوى حرام بلغزد و سرانجام در ميان حرام بيفتد.
هنگامى كه گفتار زينب كبرى (س ) به اين جا رسيد، امام حسن (ع ) به زينب (س ) رو كرد و فرمود: خداوند به كمالات تو بيفزايد، آرى همان گونه است كه مى گويى ، ((انك حقا من شجرة النبوة و من معدن الرسالة ))؛ حقا كه تو از درخت نبوت و از معدن رسالت هستى . يعنى گفتار و روش و منش تو، از مركز نبوت و مخزن رسالت پيامبر اسلام (ص ) نشاءت مى گيرد.(47)

سؤ ال و جواب برادر و خواهر

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
روزى جناب زينب (س ) از برادر بزرگوار خود امام حسين (ع ) چند مطلب پرسيد كه در ذيل مى خوانيد:
حضرت زينب : اى برادر! مصيبت شما بزرگتر است يا مصيبت حضرت آدم ؟
حضرت امام حسين : اى خواهرم ! آدم بعد از فراق حضرت حوا به وصال رسيد اما من بعد از فراق به شهادت مى رسم .
حضرت زينب : اى برادر! مصيبت شما نسبت به مصيبت حضرت ابراهيم خليل در مقام مقايسه چگونه است ؟
حضرت امام حسين : اى خواهرم ! آتش به روى حضرت ابراهيم گلستان شد، اما آتش جنگ من سوزان گردد.
حضرت زينب : اى برادر! مصيبت شما بزرگتر است يا مصيبت حضرت زكريا؟
حضرت امام حسين : اى خواهرم ! زكريا را دفن كردند، اما بدن مرا زير سم اسبان قرار مى دهند.
حضرت زينب : اى برادر! مصيبت شما در مقام مقايسه با مصيبت حضرت يحيى چگونه است ؟
حضرت امام حسين : اى خواهرم ! اگر چه سر يحيى را از طريق ظلم و ستم بريدند اما بستگانش را اسير نكردند، ولى اهل و عيالم را بعد از شهادتم اسير خواهند كرد.
حضرت زينب : اى برادر! مصيبت شما نسبت به ايوب چگونه است ؟
حضرت امام حسين : اى خواهرم ! زخمهاى ايوب مرهم پذير شد و خوب گرديد، امام زخمهاى من خوب نخواهد شد.(48)

سؤ ال زينب از پدر در لحظه آخر

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
حضرت زينب (س ) مى گويد: هنگامى كه پدرم على (ع ) بر اثر ضربت ابن ملجم بسترى گرديد، نشانه هاى مرگ را در رخسار آن حضرت ديدم ، به او عرض كردم : ام ايمن به من چنين و چنان حديث كرد (كه پنج تن در يك جا جمع بودند و پيامبر (ص ) ناگهان غمگين شد و علت غم را پرسيدند، جريان شهادت حضرت زهرا (س ) و على (ع ) و حسن و حسين (ع ) را شرح داد) مى خواهم از شما آن را بشنوم .
امام على (ع ) فرمود: دخترم ! حديث ام ايمن صحيح است ، گويا تو و دختران رسول خدا (ص ) را مى نگرم كه به صورت اسير با كمال پريشانى وارد اين شهر (كوفه ) مى كنند، به گونه اى كه ترس آن داريد كه مردم به سرعت شما را بقاپند ((فصبرا صبرا...)).
((صبر و استقامت كنيد، سوگند به خداوندى كه دانه را شكافت و انسان را آفريد، در آن روز در سراسر روى زمين ولى خدا غير از شما و دوستان و شيعيان شما، وجود ندارد، رسول خدا (ص ) به ما چنين خبر داد و فرمود: در اين هنگام ابليس با بچه ها و اعوان خود در سراسر زمين سير مى كنند، و ابليس به آنها مى گويد: ((اى گروه شيطانها، ما انتقام آدم (ع ) از فرزندانش گرفتيم ، و در هلاكت آنها سعى بليغ كرديم ، بكوشيد تا مردم را نسبت به آنها به تريد و شك بيندازيد و مردم را به دشمنى آنها وادار ن