افتند؛ زيرا قرآن ناطق ، عصاره نبوت و رسول خاتم و سيدالمرسلين - صلى الله عليه و آله - بر آنان شوريد و مواضع اصيل اسلامى را آشكار كرد.
خون حسين شهيد و سبط رسول اكرم - صلى الله عليه و آله - مصداق اين آيه قرآن بود كه :
انا نحن نزلنا الذكر و انا له لحافظون (1).
البته ما قرآن را بر تو نازل كرديم و ما هم او را محققا (آسيب حسودان و منكران ) نگاه خواهيم داشت .
بنابراين ، ما قيام و انقلاب بزرگ امام را در مقياس هستى درك مى كنيم و خود را ملزم به تن دادن و پذيرش چهارچوبهاى تنگ نظرى و افقهاى محدود نمى دانيم و كمترين احتياجى به اين گونه چهار نداريم ، در حالى كه در برابر ما آسمان وسيع و افقهاى روشن اين قيام آشكار است .
بنابراين در مقياس هستى ، قيام امام يك حادثه علوى و بالايى تلقى مى گردد و آن را بايد متصل به آسمان و اراده مطلقه بارى تعالى و ملهم از خواست خداوندى دانست كه : ان الله شاء ان يراك قتيلا؛ اراده الهى بر شهادت تو قرار گرفته است .
مهمترين مرحله ترك و قيام حسينى كه منجر به انفجار بزرگ كربلا گشت ، مرحله فرستادند نماينده از سوى حضرت به كوفه بود. اين حركت از امام ، يكى از جلوه هاى فرزانگى رهبر قيام ، امام حسين - عليه السلام - را نشان مى دهد و روشن مى سازد كه برخلاف تصور تخطئه گران ، اين قيام يك حركت بى مقدمه و خودبخودى نبوده است بلكه از آگاهى و بصيرت كامل و درك تمام جوانب مطلب برخاسته است و بالاءخره برخى تصورات نادرست را درباره قيام ، تصحيح مى كند.
قيام امام بدون انديشه و تعيين راهى آزموده و بررسى نتايج ، صورت نگرفت و امام برخلاف نوشته هاى سطحى و القاآت زودگذر، با تاءثير از نامه هاى اهل كوفه فورا عكس العمل نشان نداد.
اين قيام بالاتر از قيامهاى خودبخودى و بدون برنامه بوده است . بررسى مرحله فرستادن سفير به كوفه ، دليل روشنى به دست ما مى دهد تا ظرافت و دقت برنامه ريزى آن را درك كنيم و سستى اعتقاد به حركت خودبخودى را دريابيم و گمانهاى بى برنامه بودن نهضت را درهم بكوبيم . از اينجاست كه به اهميت بررسى اين مرحله بيشتر پى مى بريم و خود را ناگزير از طرح جنبه هاى مختلف سفارت سفير حسين - عليه السلام - به كوفه مى دانيم .
با وجود آنكه مؤلفين مسلمان - شيعه و سنى - به بررسى قيام امام حسين - عليه السلام - پرداخته اند، ليكن غالبا از اين مرحله به آسانى گذشته اند. همچنانكه از جامعه كوفه به راحتى رد شده اند. آنان لازم ندانسته اند اندكى تاءمل كنند و به مردم پرجنبش ، مظلوم و پرحماسه كوفه بپردازند و به كار بردن تعابير كلى و پيشداريهاى منبعث از تصورات قديمى و جديد در مورد مردم شهرها را كافى ديده اند و بدين ترتيب انسان مسلمان را - حتى تا امروز- از درك واقعيت مردم و اهل كوفه ، محروم داشته اند.
البته فكر نمى كنيم علت كم توجهى محققين به اين مرحله ، كوتاهى زمان آن و بسرآمدن سفارت در مدت كم بوده باشد، زيرا اهميت اين حوادث در طول زمان آنها نيست ، بلكه در ارتباط تنگاتنگى است كه با انقلاب اسلامى حسينى داشته اند؛ همچنان كه در طول تاريخ نقش فعالى را به عهده گرفته اند.
به نظر ما علت كم توجهى محققان و مورخان به اين مقطع مهم تاريخى ، انگيزه هاى درونى و روش بررسى هاى تاريخى آنان بوده است . مورخان در اين گونه موارد بدون داشتن دركى و استنباطى از اسرار صعود و افول نهصت ها، به تكرار مكررات اكتفا كرده اند و روايات متناقص ، آنان را از فرورفتن در باطن امر و گذر از سطح به عمق ، بازداشته است . لذا اكثر آنان به چنين تصورى ، قيام سيدالشهداء را بدون طرح مساءله سفارت مسلم بن عقيل ترسيم نموده و نيازى به درك شرايط آن روز مردم ، مخصوصا اهل كوفه نديده اند.
اين شيوه از خلف تا سلف همچنان ادامه داشته و ما را از دريافت حقيقت امر بازداشته و خورشيد واقعيت را در پس ابرهاى تصورات ظاهرى پنهان داشته است .
و اين نوع نگرش مورد قبول اكثر نويسندگان شيعه و اهل سنت بوده است و كتب آنان تنها وقايع را ذكر مى كنند و حالت روايت گونه خود را حفظ كرده ، به نقل سيره ، اقوال ، قرار گيرند، به طور خلاصه عبارتند از:
1 - جنبه هايى از مهترين جوانب سبط پيامبر بزرگ - صلى الله عليه و آله -
2 - مهمترين جلوه هاى پيكار قهرمان مدافع آيين محمدى - صلى الله عليه و آله - مسلم بن عقيل ، و رهبرى تحركات مردم كوفه
3 - آشكارترين جنبه هاى ظلم بر مسلمانان - مانند كوفيان - و شدت رنج آنان و آگاهى از آزادى و حق خواهى مردم .
4 - روشن ترين جلوه هاى رعب و وحشت ايجاد شده توسط امويان ...
به زودى بيان خواهيم كرد كه سياست بنى اميه انواع وسيله ها را به كار مى گيرد تا فرد مسلمان و جامعه اسلامى را از التزام عملى به مبادى دين اصلح و طريق اقوم ، بازداشته و همه استعدادهاى مردم را سركوب كرده و جوهر عمل را از آنان گرفته بود. تمام اين سياستها در جهت آن بود كه تنها نام اسلام و انتساب اسمى به اين دين مبين باقى بماند - بدون تمسك به هدايت اين دين بزرگ - و بنى اميه بتوانند تحت نام خلافت رسول الله - صلى الله عليه و آله - مدت بيشترى بر مردم حكومت كنند.
اين بررسى ، در تلاش بحث تفصيلى نمايندگى مسلم برآمده ، سعى نموده است اقوال و روايات را از منابع تاريخى مورد قبول تمام مسلمانان ، اخذ كند.
اين بحث در چند بخش صورت گرفته و هر بخش به سه فصل تقسيم گشته كه فصل اول آن تقريبا سه موضوع را بررسى مى كند.
فهرست كتاب گوياى مطلب است و ما را از طرح جزئيات در اين مقدمه كوتاه بى نياز مى كند. از خداوند متعال قبول اين عمل اندك را اميد داريم و از او مى خواهيم تا ما را در احياى معالم هدايت و نشانه هاى دين خود يارى فرمايد.
قل هذه سبيل ادعوا الى الله على بصيرة انا و من اتبعنى (2)
بگو: اين راه من است كه من و پيروانم آگاهانه به سوى راه خدا دعوت مى كنيم .
محمد على عابدين 1396 ه‍- قمرى . 1976 م .<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:480.txt">مسلم و كوفه</a><a class="text" href="w:text:481.txt">فصل : اول عقيل بن ابى طالب مجاهد </a><a class="text" href="w:text:482.txt">فصل دوم : مسلم بن عقيل (پيكار از آغاز زندگى ) </a><a class="text" href="w:text:483.txt">فصل سوم : ساختار پيچيده اجتماع كوفه (ماهيت وقايع سياسى آن )</a></body></html>مصايب گلهاى كربلا
درد دل بچه ها با زينب (س )

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
حضرت زينب (س ) بانوان و كودكان پراكنده را جمع آورى كرد، با هر كدام از آنها سخنى مى گفت و گريه مى كرد. يكى از پدر مى پرسيد، ديگرى از عمو سؤ ال مى كرد، سومى از اصغر تشنه كام ياد مى كرد، چهارمى از اكبر و قاسم و عون و مسلم و...
يكى مى گفت :اى عمه جان ! سيلى خورده ام ، ديگرى مى گفت : گوشم مى سوزد، زيرا گوشم را به طمع گوشواره ، دريده اند، سومى مى گفت : تازيانه خورده ام ، زينب (س ) در برابر دهها حوادث جانسوز قرار گرفته كه به قول شاعر از زبان زينب (ع ):
اگر دردم يكى بودى چه بودى
اگر غم اندكى بودى چه بودى ؟(98)

ممانعت از به ميدان رفتن عبدالله

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
عبدالله بن حسن (ع ) كه هنوز به حد بلوغ نرسيده بود، با سرعت ا