حرف ، خلفاى اموى قرار داشتند كه بندگان خدا را به بردگى و اموال الهى را ((تيول ))(2) خود گرفته بودند. آنان علاوه بر ظلم به امّت و دست اندازى به كرامت آنان به طور خاص ، علويان را مورد ستم و تعدّى قرار مى دادند و شيعيانِ آنان را مى كشتند.
ابوالفضل ( عليه السّلام ) همه اين محنتهاى سخت و ناگوار را كه بر سر اهل بيتش و دوستان آنان مى آمد، مشاهده مى كرد و بدون ترديد در درونش سخت ترين انواع رنجها و دردها را بجا مى گذاشت .
ابوالفضل العباس ( عليه السّلام ) پس از امام حسين ( عليه السّلام ) در حماسه كربلا بزرگترين نقش را ايفا كرد و پس از سازنده اين حماسه جاويد در دنياى حق و عدالت امام حسين ( عليه السّلام ) بر تمام اصحاب امام و افراد خاندان حضرت ، مقدم گشت ؛ زيرا علاوه بر مواضع قهرمانانه حيرت آور و ايستادگى درخشانش در برابر لشكريان ابن زياد، خدمات بزرگى براى برادرش انجام داد. ابوالفضل ( عليه السّلام ) در ميان اصحاب و اهل بيت برادرش ، روحيه عزم ، ايستادگى و تصميم بر شهادت و جانبازى در راه امام را مى گسترد، مرگ را سبك مى گرفت و زندگى را ريشخند مى كرد. اين پديده بر ياران امام اثر گذاشت و آنان جامه شهادت را به تن كردند و براى سربلندى كلمة اللّه به ميدان جهاد شتافتند.
عباس ( عليه السّلام ) در ايام سخت محنت بزرگ برادر، همراه امام ماند و او را ترك نكرد، انواع نيكيها و خوبيها را در حق برادر انجام داد، با خون و جان از او دفاع كرد، علمدار امام بود و سرپرست امور حضرت و دست نيرومند امام به شمار مى رفت .
راويان مى گويند: ((محبّت و اخلاص ابوالفضل نسبت به برادر، قلب امام را فراگرفته بود تا آنكه خود را فداى برادر ساخت ، حضرت ( عليه السّلام ) دريغ مى كرد و اجازه پيكار نمى داد مگر پس از آنكه تمام اصحاب و مردان اهل بيت به شهادت رسيدند زيرا توانمندى و حمايتگرى برادر را تا وقتى كه زنده بود در كنار خود حس مى كرد)).
هنگامى كه عباس به شهادت رسيد، امام حسين ( عليه السّلام ) غربت ، تنهايى و فقدان برادر را احساس كرد و همه آرزوى خود را در زندگى از دست داد و به تلخى بر او گريست و با قلبى حزين او را ندبه كرد و سپس به ميدان جنگ شتافت تا برادر را در بهشت برين ديدار كند.
سلام خدا بر تو باد اى ابوالفضل كه در زندگى و شهادتت ، آيينه تمام نماى همه ارزشهاى انسانى بودى و همين افتخار تو را بس كه به تنهايى نمونه والايى از شهيدان طف (3) بودى كه به قله مجد و كرامت دست يافتند.
ساليانى قبل بر آن بودم تا شرف نوشتن سيره ابوالفضل العباس ( عليه السّلام ) پيشاهنگ شرافت و كرامت اين امت را نصيب خود سازم . يكى از فضلا و آقايان حوزه علميه نجف نيز اين درخواست را از من داشت ، ليكن اشتغال به نوشتن دائرة المعارفى درباره امامان اهل بيت ( عليهم السّلام ) مرا از پاسخگويى به اين خواسته بازداشت تا آنكه يكى از فرزندانم دچار حادثه اى ناگوار شد و من و او خاضعانه از خداوند، رفع اين گرفتارى را به دعا خواستيم . خداوند متعال دعاى من و او را اجابت كرد و او را نجات داد، الحمدللّه . پس از آن فرزندم از من خواست تا كتابى درباره زندگى و شهادت ابوالفضل ( عليه السّلام ) بنگارم و من هم خواسته اش را برآوردم ، موضوعى را كه در دست نوشتن داشتم متوقف كردم . و به اميد آنكه خداوند موفّقم گرداند تا به گونه اى روشن و كامل و در نظر گرفتن واقعيت و حفظ حقيقت ، آنچه را بايسته است بنگارم ، متوجه حضرت ابوالفضل ( عليه السّلام ) گشتم و گام در اين راه نهادم كه :((مرا لطف تو مى بايد، دگر هيچ )).

باقر شريف القرشىفصل اوّل : ولادت و رشد

پيش از پرداختن به ولادت و رشد ابوالفضل العباس ( عليه السّلام ) به اختصار از دودمان تابناك ايشان كه در ساخت شخصيت و سلوك درخشان و زندگى سراسر حماسه ايشان اثرى ژرف داشتند، سخن مى گوييم .

دودمان درخشان

حَسَب و نَسَبى والاتر و درخشانتر از نسب حضرت ، در دنياى حسب و نسب وجود ندارد. عباس از بطن خاندان علوى برخاسته است ، يكى از والاترين و شريفترين خاندانهايى كه بشريت در طول تاريخ خود شناخته است ، خاندانى تناور و ريشه دار در بزرگى و شرافت كه با قربانى دادن در راه نيكى و سودرسانى به مردم ، دنياى عربى و اسلامى را يارى كرد و الگوهايى از فضيلت و شرف براى همگان بجا گذاشت و زندگى عامه را با روح تقوا و ايمان منوّر ساخت . در اين جا اشاره اى كوتاه به ريشه هاى گرانقدرى كه ((قمر بنى هاشم )) و ((افتخار عدنان )) از آنها بوجود آمد، مى كنيم .

پدر

پدر بزرگوار حضرت عباس ( عليه السّلام ) اميرالمؤ منين ، وصىّ رسول خدا( صلّى اللّه عليه و آله ) در مدينه علم نبوت ، اولين ايمان آورنده به پروردگار و مصدق رسولش ، همسر دخت پيامبرش ، همپايه ((هارون )) براى ((موسى )) نزد حضرت ختمى مرتبت ، قهرمان اسلام و نخستين مدافع كلمه توحيد است كه براى گسترش رسالت اسلامى و تحقق اهداف بزرگ آن با نزديكان و بيگانگان جنگيد.
تمام فضيلتهاى دنيا در برابر عظمت او ناچيزند و در فضيلت و عمل ، كسى را ياراى رقابت با او نيست . مسلمانان به اجماع او را پس از پيامبراكرم ( صلّى اللّه عليه و آله ) داناترين ، فقيه ترين و فرزانه ترين كس مى دانند. آوازه بزرگيش در همه جهان پيچيده است و ديگر نيازى به تعريف و توصيف ندارد.
عباس را همين سرافرازى و سربلندى بس كه برخاسته از درخت امامت و برادر دو سبط پيامبر اكرم ( صلّى اللّه عليه و آله ) است .

مادر

مادر گرامى و بزرگوار ابوالفضل العباس ( عليه السّلام ) بانوى پاك ، ((فاطمه دخت حزام بن خالد)) است . ((حزام )) از استوانه هاى شرافت در ميان عرب به شمار مى رفت و در بخشش ، مهمان نوازى ، دلاورى و رادمردى مشهور بود. خاندان اين بانو از خاندانهاى ريشه دار و جليل القدر بود كه به دليرى و دستگيرى معروف بودند. گروهى از اين خاندان به شجاعت و بزرگ منشى ، نامى شدند، از جمله :

1 عامر بن طفيل :

عامر برادر ((عمره ))، مادر مادربزرگ ((ام البنين )) بود كه از معروفترين سواران عرب به شمار مى رفت و آوازه دلاورى او در تمام محافل عربى و غير آن پيچيده بود تا آنجا كه اگر هياءتى از عرب نزد ((قيصر روم )) مى رفت در صورتى كه با عامر نسبتى داشت ، مورد تجليل و تقدير قرار مى گرفت وگرنه توجهى به آن نمى شد.

2 عامر بن مالك :

عامر جدّ دوّم بانو ((ام البنين )) است كه از سواران و دلاوران عرب به شمار مى رفت و به سبب دليرى بسيارش ، او را ((ملاعب الاسّنة )) (همبازى نيزه ها) لقب داده بودند. شاعرى درباره اش مى گويد:
((عامر با سرنيزه ها بازى مى كند و بهره گردانها را يكجا از آن خود ساخته است )).(4)
علاوه بر دلاورى ، از پايبندان به پيمان و ياور محرومان بود و مردانگى او ضعيفان را دستگير بود كه مورخان در اين باب نمونه هاى متعددى از او نقل كرده اند.

3 طفيل :

طفيل پدر عمره (مادر مادر بزرگ ام البنين ) از نامدارترين دلاوران عرب بود و برادرانى از بهترين سواران عرب داشت از جمله : ربيع ، عبيده و معاويه . به مادر آنان ((ام البنين )) گفته مى شد. اين چند برادر نزد ((نعمان بن منذر)) رفتند.
در آ