مام صادق ( عليه السّلام ) زيارت خود را ادامه مى دهد و صفات برگزيده عمويش ‍ عباس را برمى شمارد و پاداش او را چنين ياد مى كند:
((شهادت مى دهم (كه ) حق نصيحت را بجا آوردى و نهايت تلاشت را كردى ، پس خداوند تو را در ميان شهيدان مبعوث كرد و روحت را با روحهاى سعيدان همراه ساخت و در وسيعترين منزل بهشتى جاى داد و بهترين غرفه را به تو عطا كرد و نامت را در ((علّيين )) پرآوازه ساخت و با پيامبران ، شهيدان و صالحان كه چه خوب رفيقانى هستند محشورت كرد.
شهادت مى دهم كه تو سستى نكردى و عقب ننشستى و با بصيرت نسبت به امرت پيش رفتى در حالى كه به صالحان اقتدا كرده بودى و پيامبران را پيروى مى كردى . پس خداوند ما، تو، پيامبرش و اوليايش را در جايگاه برگزيدگان و پاكان جمع كند كه اوست مهربانترين مهربانان )).(25)
در قسمت پايانى زيارت ، متوجه اهميت بى مانند و موقعيت والاى حضرت عباس نزد امام صادق ( عليه السّلام ) مى شويم ؛ زيرا اين قهرمان بزرگوار با نصيحت خالصانه و فداكارى در راه ريحانه رسول خدا( صلّى اللّه عليه و آله )، امام حسين ( عليه السّلام ) از احترامى خاص نزد امام برخوردار گرديد؛ لذا امام صادق دعا مى كند تا خداوند عمويش را به بالاترين درجات قرب برساند و او را با پيامبران و صديقان محشور كند.

3 حضرت حجت (ع )

مصلح بزرگ ، حجت خدا و بقية اللّه الاعظم ، امام زمان عجل اللّه تعالى فرجه الشريف قائم آل محمد( صلّى اللّه عليه و آله ) در بخشى از سخنان زيباى خود درباره عمويش عباس ( عليه السّلام ) چنين مى گويد:
((سلام بر ابوالفضل ، عباس بن اميرالمؤ منين ، همدرد بزرگ برادر كه جانش ‍ را فداى او ساخت و از ديروز بهره فردايش را برگزيد، آنكه فدايى برادر بود و از او حفاظت كرد و براى رساندن آب به او كوشيد و دستانش قطع گشت . خداوند قاتلانش ، ((يزيد بن رقاد)) و ((حكيم بن طفيل طايى )) را لعنت كند...)).(26)
امام عصر عجل اللّه تعالى فرجه صفات والاى ريشه دار در عمويش ، قمر بنى هاشم و مايه افتخار عدنان را چنين برمى شمارد و مى ستايد:
1 همدردى و همگامى با برادرش سيدالشهداء( عليه السّلام ) در سخت ترين و دشوارترين شرايط تا آنجا كه اين همگامى و همدلى ضرب المثل تاريخ گشت .
2 فرستادن توشه آخرت با تقوا، خويشتندارى و يارى امام هدايت و نور.
3 فدا كردن جان خود، برادران و فرزندانش در راه سرور جوانان بهشت ، امام حسين ( عليه السّلام ).
4 حفاظت از برادر مظلومش با خون خود.
5 كوشش براى رساندن آب به برادر و اهل بيتش هنگامى كه نيروهاى ستمگر و ظالم مانع از رسيدن قطره اى آب به خاندان پيامبر( صلّى اللّه عليه و آله ) شده بودند.

4 شاعران

شاعران آزاده متمسك به اهل بيت ( عليهم السّلام ) شيفته شخصيت ابوالفضل كه در اوج بزرگى و شرافت مى درخشيد، بودند و تحت تاءثير شخصيت بى مانند و صفات والاى او قصايد زيبايى سرودند كه از شاهكارهاى ادب عرب به شمار مى رود. در اينجا پاره اى از آنها و شعرشان را نقل مى كنيم :

1 كميت :

بزرگترين شاعر اسلام ((كميت اسدى )) دلباخته عظمت ابوالفضل بود و در يكى از ((هاشميات )) جاودانه خود چنين سرود: ((... و ابوالفضل خاطره شيرين آنان ، درمان جانها از دردهاست )).(27)
ياد ابوالفضل و ساير اهل بيت ( عليهم السّلام ) نزد هر بزرگ منشى شيرين است ؛ زيرا يادآورى فضيلت و كمال مطلق است . همچنين داروى جانها از بيماريهاى جهل و غرور و ديگر بيماريهاى روحى است .

2 فضل بن محمد:

فضل بن محمد بن فضل بن حسن بن عبيداللّه بن عباس ( عليه السّلام ) از نوادگان ابوالفضل ، شاعرى آسمانى و شيفته شخصيت نياى بزرگش پرچمدار كربلاست . در قصيده اى چنين مى سرايد:
((ايستادگى عباس را در كربلا روزى كه دشمن از همه سو ديوانه وار هجوم مى آورد، به ياد مى آورم . حمايت از حسين ( عليه السّلام ) نموده و در نهايت تشنگى او را نگهبانى مى كرد و روى نمى گرداند، سستى نشان نمى داد و پروانه وار به گرد وجود برادر مى گشت . هرگز صحنه اى چون رفتارش با حسين فضيلت و شرف بر او باد نديده ام . چه صحنه بى مانندى كه سرشار از فضيلت بود و جانشين او كردارش را تباه نكرده است )).(28)
اين ابيات شجاعت و دليرى بى مانند ابوالفضل ( عليه السّلام ) و نقش درخشان و افتخارآميز او را در حمايت برادرش پدر آزادگان و دفاع از او با خون خود و سقايى خاندان او را به خوبى نشان مى دهد. صحنه اى درخشانتر و زيباتر از اين موضع و حضور بى مانند ابوالفضل در كنار برادرش وجود ندارد. مواضع و شخصيت ابوالفضل بر نواده اش ((فضل )) تاءثيرى شگفت آور دارد و او را شيفته كرده است ؛ پس با قلبى آتشين و جانى سوخته ، طى ابيات لطيفى جدش را چنين مرثيه مى گويد:
((شايسته ترين كس براى گريستن بر او، رادمردى است كه حسين را در كربلا به گريستن واداشت ؛ برادر و فرزند پدرش على ، ابوالفضل آغشته به خون . آنكه در همه حال حق برادرى را بجا آورد و مواسات كرد كه از ثناگويى او عاجزيم و در عين تشنگى ، برادر را بر خود مقدم داشت )).(29)
آرى ، شايسته ترين مردمان براى بزرگداشت و گريستن بر او به سبب مصايب هولناكش ، ابوالفضل سمبل ايستادگى و فضيلت است . امام حسين ( عليه السّلام ) با شهادت برادر، كمرش شكست و بر او به تلخى گريست ؛ زيرا مهربانترين و نيكترين برادر خود را از دست داده بود.

3 سيد راضى قزوينى :

شاعر علوى سيد راضى قزوينى شيفته شخصيت ابوالفضل ( عليه السّلام ) مى شود و چنين او را مى ستايد:
((اى ابوالفضل ! اى سرور فضيلت و ايستادگى و خويشتندارى ! فضيلت جز تو را به پدرى قبول نكرد. كوشيدى و به اوج عظمت و بزرگى دست يافتى ، اما هر كوشنده اى به خواسته اش دست پيدا نمى كند. با عزّت و سرافرازى و علو همّت از پذيرفتن ظلم سرباز زدى و پيكان نيزه ها را مركب خود كردى )).(30)
ابوالفضل ( عليه السّلام ) از بنيانگذاران فضيلت و ايستادگى در دنياى عرب و اسلام به شمار مى رود. حضرتش مراتب كمال را پشت سر گذاشت و به قلّه شرف و كرامت دست يافت و براى رهايى از ذلّت و ظلم ، پيكان نيزه ها را برگزيد.

4 محمد رضا ازرى :

حاج ((محمد رضا ازرى )) در قصيده شيواى خود به ذكر و ستايش از صفات گرامى قمر بنى هاشم كه قلب و عقل آزادگان را تسخير كرده ، پرداخته است و چنين مى سرايد:
((براى كسب ياد و نام نيك بكوش كه نام نيك بهترين سرمايه كريمان است .
آيا ماجراى كربلا را كه غبار پيكارش آسمان را تيره و تار و نبردش گوش ‍ فلك را كر كرده است نشنيده اى ؟! روزى كه خورشيد از شدت گردباد آن تيره شده و امام هدايت به ابوالفضل پناهنده شده بود)).
در نخستين بيت ، ((ازرى )) آدمى را به كسب نام نيك فرامى خواند؛ زيرا تنها سرمايه ماندنى و پايدار همين ذكر جميل است .
در دومين بيت به عبرت گرفتن از واقعه كربلا كه آتش فشان فضايل و رادمرديهاى اهل بيت ( عليهم السّلام ) است ، دعوت مى كند.
در سوّمين بيت ، ((ازرى )) از پناه بردن سبط گرامى پيامبراكرم و ريحانه رسول خدا( صلّى اللّه عليه و آله ) به حضرت ابوالفضل ( عليه السّلام ) سخن مى گويد.
به ابيات ديگر ((ازرى )) كه در آنها از ياريها و دلاوريهاى عباس در راه برادرش سخن 