وردگار عالم است ، كه به ذات مقدس او ايمان دارم ، و در همه سختى ها تكيه گاه من ، ذات زوال ناپذير اوست .
من شهادت مى دهم ، كه جز او خداوند يگانه اى وجود ندارد، هرگز براى آن ذات بى همتا شريكى قابل تصور نيست ، و بدين خاطر با همه وجود در برابر وجود مقدس او، سر ايمان و اطاعت و تسليم فرود مى آورم .
هم چنين ، با همه وجود خود گواهى مى دهم ، كه محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) بنده برگزيده ، و رسول رستگار خداوند عالم مى باشد، چنانكه شهادت مى دهم و با دو چشم خود ديدم ، كه فرزندان پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) را بدون گناه و خطا، بلكه به خاطر اعمال عقده ها و كينه ها و انتقامجويى ها، در كنار ((نهر فرات )) سر بريدند و آن عزيزان ، در خون خود غلتيدند.
بار خدايا! به ذات اقدس تو پناه مى برم ، از اين كه سخن دروغ و ناروايى را به زبان رانم و چيزى بگويم كه بر خلاف حكم قرآن تو و اطاعت و رضايت تو باشد.
بنابراين ، اعلام مى كنم كه پيامبر تو، بر اساس فرمان تو، على بن ابيطالب (عليه السلام ) را به وصايت خويش و امامت خلق منصوب فرمود، اما اشخاصى حق امامت على (عليه السلام ) را غصب نمودند، و آن امام معصوم مظلوم را، در همين شهر ((كوفه )) به قتل رساندند.
پس از آن ، فرزند آن امام ((حسن بن على (عليه السلام ((- را بدون اينكه جرم و خطايى مرتكب شده باشد، در سرزمين مقدس مدينه مسموم و مقتول ساختند، البته قاتلان على و حسن (عليه السلام ) گروهى بودند كه به زبان ، ادعاى مسلمانى داشتند، اما در باطن به چنگال كفر و نفاق اسير بودند و بدين خاطر دست به خون پاكان و نيكان بندگان تو آلودند.
مرگ بر سردمداران الحاد و نفاق ، و نابود باد آنان كه دست به خون امامان معصوم (عليه السلام ) آلودند، و نه در زمان حيات و نه بعد از مرگ آن مظلومان توانستند، از ساحت آن آتش سوزان ظلم و ستم را فرو نشانند.
درباره على (عليه السلام )
خدايا! سردمداران كفر و نفاق على (عليه السلام ) را كشتند، او به حضور تو بار يافت ، در حالى كه پاك و معصوم بود و به مقام بس بلندى دست يافته بود و تو نيز از اعمال و رفتار صالحانه او خرسند بودى .
خداوندا! فضايل و مناقب عالى و انسانى على (عليه السلام ) براى همگان روشن بود، و هر كسى در هر مذهب و مرامى قرار داشت ، در برابر صداقت و عظمت بى مانند او سر تسليم فرود مى آورد، زيرا آن بزرگوار عنصرى بود كه در راه اداى رسالت خويش و انجام دستورهاى تو لحظه اى نياسود و از سرزنش ملامتگران و مخالفت دشمنان دين ، ذره اى ترس و بيم به خود راه نداد.
پروردگارا! تو خود على (عليه السلام ) را از كودكى به آغوش اسلام هدايت فرمودى ، فضايل و مناقب او را ستودى ، و او همواره در سراسر زندگى تا آن گاه كه به عشق ملاقات با تو تن به شهادت مى سپرد، در راه اطاعت و رضايت تو و رسول تو، خيرخواه و مصلح امت بود، و در اين رهگذر زاهدانه زيست و رنج ها و سختى ها تحمل نمود.
آرى ، اى خداى بزرگ ! على (عليه السلام ) در راه احياى معارف دين تو، نبرد و جهاد كرد، تو از او خرسند و خوشنود بودى ، خود، او را برگزيدى و خود او را به صراط مستقيم استوار ساختى .
اى مردم ...
اما شما، اى مردم كوفه ! اى مردمى كه شيوه شما نيرنگ و افسون و حيله گرى و فريبكارى است ! اين را بدانيد كه خداوند، ما اهل بيت پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) را به وسيله شما امتحان نمود، و شما هم به وسيله ما امتحان شديد، ولى امتحان ما نيك بود و نام نيك به جاى گذاشت و شما با امتحان ناپسند خود گرفتار ننگ و عار گرديديد.
آرى ، در اين امتحان بزرگ خداوند عالم از خزانه علم خويش ، به علم و دانش و فهم و بصيرت ما افزود، و ما مخزن علم و دانش الهى و معدن معرفت و حكمت پروردگار، و حجت خلق و مقتداى بندگان ، در روى زمين گرديديم .
بارى ، اى مردم كوفه ! در پرتو اين فداكارى و آزمون بزرگ ، خداوند بر ما تاج كرامت عطا فرمود، و در سايه نبوت محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) ما را بر همه انسان ها برترى و فضيلت روشن بخشيد. البته اين در حالى است ، كه شما مقام عظيم ما را ناديده گرفتيد، به تكذيب و كفران نعمت امامت مبتلا شديد، و حتى كشتن ما را حلال دانستيد و اموال و زندگى ما را غارت نموديد، و اين گونه مى پنداشتيد كه ما بيگانگان ((ترك )) و ((كابل )) هستيم !
البته چنين اشتباه بزرگى از شما عجيب و بى سابقه هم نيست ، زيرا ديروز جد ما على بن ابيطالب (عليه السلام ) را به قتل رسانديد، و اكنون هم شمشيرهاى آخته شما از خون ما اهل بيت پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) خون چكان است .
افسوس كه شما با ما عقده و كينه ديرينه اى داشتيد، و اكنون با قتل و اسارت ما، چشمهاى خود را روشن و دلهاى خود را شادمان و پرنشاط مى پنداريد، اما از اين معنا غفلت داريد، كه بر خدا و دين او افترا وارد آورده ايد، نيرنگ و حيله به كار برده ايد، و خداوند براى نقش بر آب ساختن حيله گرى ها و فريبكارى ها شما، قدرت و سياست بالاترى دارد.
آرى ، خود را فريب ندهيد، و از اين كه خون ما را ريختيد و دست غارت به اموال و دارايى ما رسانديد، خود را كامياب و پيروز نپنداريد زيرا:
در مرحله نخست ، اين مصيبت هاى بزرگ و حوادث تلخى كه بر ما وارد شد، آن طور كه قرآن كريم بيان داشته : ((تقديرى بود، كه قبل از آفرينش ‍ زمين در لوح محفوظ مكتوب گرديده ، و اين كار براى خداوند آسان است ، تا به خاطر آنچه از دست داده ايد (داده ايم ) تاسف نخوريد (نخوريم ) و براى آنچه به شما (ما) داده شده ، دل خوش نداريد (نداريم ) زيرا خداوند هيچ متكبر فخرفروشى را دوست نمى دارد.))(140)
اضافه بر اين ، از مدت خوشحالى و پيروزى شما چيزى نخواهد گذاشت ، كه به چنگال مرگ و هلاكت دچار خواهيد شد، و تازيانه لعنت و عذاب خداوندى پيكر شما را خواهد نواخت . البته هم اكنون شما در عذاب سخت وجدان قرار داريد، و نيز امواج عذاب الهى به خاطر اعمال خود، شما را در كام خود كشيده است ، و ديرى هم نخواهد پاييد، كه گروهى از خود شما، گروه سفاك و ستمگر را با همان شمشيرهاى خونريز به كام مجازات و انتقام خواهد كشانيد، و به خاطر ظلم و جنايتى كه نسبت به ما مرتكب شديد، براى هميشه در چنگال عذاب و كيفر الهى اسير خواهيد شد.
آرى ، نفرت و لعنت خداوند، همواره گريبانگير ستمگران خواهد بود.(141)
مى دانيد، چه كرديد؟
اى مردم كوفه ! واى بر حال شما! مى دانيد شما چه كرده ايد! شما با چه پايى به ميدان جنگ با ما قدم گذاشتيد؟ و با چه دستى به ريختن خون ما دست آلوديد؟ و اين گونه گرفتار ظلم و ستمگرى رسوايى گشتيد؟
آيا مى دانيد، شما گرفتار قساوت و سنگدلى شده ايد؟ جگر سخت و بى باكى داريد. گوش شنوا و چشم بينا را از دست داده ايد. و شيطان شما را اسير هوسها و آرزوهاى فريبنده كرده ، و با صحنه سازى هاى دروغين و فريبنده ، شما را از نعمت هدايت و انسانيت منحرف ساخته است ؟.(142)
اى مردم كوفه ! واى به حال شما! مى دانيد چه تعداد از خون فرزندان پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) به گردن شماست ؟ و بايد پاسخ اين آدمكشى ها را به پيغمبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) بدهي