مام حسين (عليه السلام ) بود، و از لحاظ حسب و نسب و فضايل اخلاقى خالص و ممتاز بودند، و نيز عبدالله اولين كس از اولاد حسن (عليه السلام ) بود كه با اولين اولاد امام حسين (عليه السلام ) وصلت كرد، او را ((عبدالله محض )) يعنى ((عبدالله خالص و ممتاز)) مى ناميدند.(230)
اصالت عبدالله محض ، از سوى پدر و مادر به رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) منتهى مى گرديد، و بدين جهت درباره ايمان و عقيده و دانش ‍ و صداقت و اطاعت او، از امامان (عليه السلام )؛ علامه عبدالحسين امينى مى نويسد: عبدالله محض فرزند ((حسن مثنى )) را عالم بزرگ شيعى ، ابوجعفر ((شيخ طوسى )) در كتاب رجال خود از اصحاب امام صادق (عليه السلام ) شمرده ، و ((جمال الدين مهنا)) او را شبيه ترين افراد به رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) و بزرگ بنى هاشم در زمان خود دانسته ، و او را پس از پدرش ((حسن مثنى )) متولى املاك كشاورزى و صدقات اميرالمومنين (عليه السلام ) معرفى كرده است .
علامه امينى مى نويسد: اگر چه درباره ((عبدالله )) مطالب ضد و نقيضى وارد شده ، اما ((سيد بن طاووس )) در كتاب اقبال خود، صلاحيت و اعتقاد خوب او را نسبت به امامت امام جعفر صادق (عليه السلام ) تاييد نموده ، و امام صادق (عليه السلام ) هم طى نامه اى به عبدالله ، او را به عنوان بنده صالح خدا توصيف فرموده ، و براى وى و فرزندان عموى او (كه عارف به حق امامان بوده و ظلم ستيزى داشته اند) دعاى خير و درخواست سعادت نموده است .(231)
((ابن ابى الحديد)) مى گويد: از مردان بزرگ و نامدار، عبدالله بن حسن بن على بن ابيطالب (عليه السلام ) است ، كه به ((عبدالله محض )) شهرت دارد، پدر او حسن بن حسن (عليه السلام ) و مادر او فاطمه دختر حسين بن على (عليه السلام ) مى باشد. شخصيت عبدالله هم تا بدان پايه بود، كه هر گاه از زيباترين ، سخاوتمندترين ، و بزرگوارترين افراد سوال مى شد، در جواب مى گفتند: عبدالله بن حسن .(232)
اگر چه همان طور كه اشاره كرديم ، عبدالله محض متولى زمينهاى وقفى امام على (عليه السلام ) در مدينه بود و به اين كار مى پرداخت ، اما از باب اين كه او چون ديگر ((بنى هاشم )) نمى توانستند خون به ناحق ريخته شده حضرت سيدالشهداء (عليه السلام ) را فراموش كنند، و از طرف ديگر دشمنان اهل بيت (عليه السلام ) از باب ((الخائن خائف )) براى حكومت خويش بيمناك بودند، عبدالله محض به دستور ((منصور دوانيقى )) زندانى شد، مدت سه سال در زندان به سر برد، و سرانجام به سال 145 هجرى به دستور ((منصور)) در سن هفتاد و پنج سالگى ، مسموم و شهيد گرديد!.(233)
فرزندان عبدالله
فرزندان ((عبدالله محض )) و نوه هاى فاطمه دخت امام حسين (عليه السلام ) عبارت بودند از:
1- محمد، معروف به ((نفس الزكيه ))، كه ((شيخ طوسى )) او را از ياران امام صادق (عليه السلام ) شمرده ، و ((حميد بن قحطبه )) در سال 145 هجرى او را شهيد كرد، و سر بريده او را براى ((عيسى بن موسى )) فرمانده سپاه منصور فرستاد و عيسى هم آن را براى ((منصور دوانيقى )) فرستاد، و در كوفه نصب كردند و سپس آن را در شهرها گردانيدند.(234)
2- ابراهيم ، ((مقتول با خمرى )) فرزند ديگر ((عبدالله بن حسن )) است ، كه در ((باخمرى )) شانزده فرسنگى كوفه ، در سرزمين ((طف )) به هنگام درگيرى با لشكر ((منصور دوانيقى )) در ذيحجه سال 145 هجرى ، به همراه چهارصد يا پانصد نفر از همراهان و همرزمان خود شهيد شدند.(235)
((شيخ طوسى )) ابراهيم را از ياران امام جعفر صادق (عليه السلام ) معرفى كرده ، كنيه او ((ابوالحسن )) بوده ، و ((دعبل بن على خزاعى )) شاعر مومن و متعهد شيعى ، در قصيده معروف ((مدارس ‍ آيات )) كه آن را در حضور حضرت امام رضا (عليه السلام ) قرائت نموده ، درباره عظمت خاندان پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) و شهيدان ((بنى هاشم )) كه از جمله آنان ((ابراهيم فرزند عبدالله )) بوده ، مى گويد:
قبرهايى در كوفه قرار دارد، و قبرهايى در مدينه ، و قبرهاى ديگرى در سرزمين ((فخ )) نزديك مكه ، كه درود من نثار آنان باد.
و قبر ديگرى ، در محل ((جوزجان )) (ميان ((مرو)) و ((بلخ )) از سرزمين خراسان قرار دارد، و يحيى بن زيد بن على بن الحسين (عليه السلام ) در آن شهيد و مدفون است )(236) و قبرى هم به صورت غريبانه ، در ((باخمرى )) قرار گرفته است .(237)
عبدالله بن حسن ، معروف به ((عبدالله محض )) غير از محمد و ابراهيم ، چهار پسر ديگر هم ، به نامهاى : موسى ، يحيى ، سليمان و ادريس ‍ داشته ، همه اهل اطاعت امامان معصوم (عليه السلام ) و مجاهد و مبارز عليه ظلم و ستم خلفاى غاصب و جائر بوده اند(238) كه بررسى تاريخ زندگى و مبارزه هاى آنان ، از حوصله اين كتاب بيرون است .
2- حسن مثلث
فرزند دوم فاطمه بنت الحسين (عليه السلام ) و حسن مثنى ، به دليل آن كه پدربزرگ او امام حسن مجتبى (عليه السلام ) حسن اول بوده ، و پدر او حسن دوم ناميده مى شده ، وى به ((حسن مثلث )) يعنى حسن سوم موسوم گرديده است .
از تاريخ ولادت ((حسن مثلث )) تاريخ چيزى را به ما ارائه نمى دهد، اما ((ابن ابى الحديد)) مى نويسد: حسن بن حسن بن حسن بن على بن ابيطالب (عليه السلام )، مردى خداشناس ، متعبد، دانشمند و پرهيزگار بود، و بر اساس مرام و مكتب خود، براى اجراى امر به معروف و نهى از منكر تلاش مى كرده است .(239)
به همين دليل آن طور كه ((علامه امينى )) نوشته است : وليد بن عبدالملك مروان ، طى نامه اى به فرماندار خود ((عثمان بن حيان مرى )) نوشت : حسن بن حسن را دستگير كند، او را صد ضربه شلاق بزند، يك روز او را در ميان مردم و آفتاب نگهدارد و سرانجام او را به قتل برساند، امام حسن وقتى از مضمون چنين نامه اى باخبر شد، نزد على بن الحسين (عليه السلام ) رفت ، دعايى را براى نجات و آزادى خود آموخت ، و آن گاه كه ماموران او را دستگير كردند و براى شكنجه و كشتن مى بردند، وى آن دعا را زمزمه كرد و بدين ترتيب از اسارت و مرگ نجات يافت و از بيم ستم دشمنان اموى ، راه زندگى مخفيانه را انتخاب كرد.(240)
اما سرانجام ((منصور دوانيقى )) به عنوان تحريك مردم عليه حكومت و طرفدارى از ائمه اطهار (عليه السلام )، حسن مثلث را دستگير، و در زندانى كه در كوفه به ((بنى هاشم )) اختصاص يافته بود، حبس گردانيد. وقتى هم برادر او ((عبدالله )) كه در محلى بيرون مدينه به نام ((ذى اثل )) زندگى مى كرد به مدينه آمد و اقامت گزيد، سوگند ياد كرد، تا حسن در زندان است ، زينت نكند و لباس نو نپوشد و گاهى هم نامه اى به حسن مى نوشت ، اما نامه دير به دست او مى رسيد، و حسن از اين جهت هم آزرده خاطر بود، تا آن كه بالاخره ((حسن مثلث )) در همان ((زندان بنى هاشم )) كوفه ، در ماه ذيقعده سال 145 هجرى ، در سن 68 سالگى از دنيا رفت .(241) روى اين حساب وى به سال 77 هجرى ولادت يافته است .
حسن مثلث ، داراى شش پسر به نامهاى : طلحه ، عباس ، حمزه ، ابراهيم ، عبدالله و على بود(242) كه زندگى هر يك داستانهاى مفصل و مجاهدانه اى دارد، و شرح آن در اين كتاب نمى گنجد.
3- ابراهيم غمر
ابراهيم ، فرزند ديگر فاطمه دختر امام حسين (عليه السلام ) و حسن مثنى است كه كنيه او ((ابوالحسن )) بود، و به خاطر زيبايى و سخاوت فراوان و فضايل ا