لاقى ، به لقب ((غمر)) خوانده مى شد.
ابوالفرج اصفهانى و ابن ابى الحديد، درباره او نوشته اند: ابراهيم بن حسن بن حسن بن على بن ابيطالب (عليه السلام ) بزرگ خاندان خود و شخصيت محترم و برجسته اى بود، و شبيه ترين افراد هم عصر خود، به رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) محسوب مى گرديد.(243)
محدث قمى ، و اردبيلى هم ابراهيم و برادر او عبدالله بن حسن را، راوى حديث معرفى كرده اند.(244)
ابراهيم بن حسن هم ، چون دو برادر خود: عبدالله و حسن مثلث ، به خاطر ظلم ستيزى و مبارزه بر ضد خلفاى ستمگر، به دستور منصور دوانيقى دستگير، و از مدينه به كوفه منتقل نمودند، مدت 5 سال در ((زندان هاشميان )) كوفه اه سختى زياد و تحمل شكنجه فراوان اسير بود، و سرانجام نخستين زندانى از زندانيان ((بنى هاشم )) بود، كه در همان زندان ، در ماه ربيع الاول سال 145 هجرى ، به سن 69 سالگى از دنيا چشم فرو بست .(245) اما از خود يازده فرزند به نامهاى : يعقوب ، محمداكبر، محمداصغر، اسحاق ، على ، اسماعيل ، رقيه ، خديجه ، فاطمه ، حسنه و ام اسحاق به جاى گذاشت (246) كه براى مطالعه شرح زندگى و روزگار مبارزه آنان عليه خلفاى جور و ستم ، به كتابها و منابع مربوط مى توان مراجعه نمود.
به هر حال ، فاطمه دختر شجاع و دانشمند حسين (عليه السلام ) پس از بازگشت از كربلا و اقامت در مدينه با شوهر خود ((حسن مثنى )) به زندگى ادامه مى داد، و در كانون گرم و باصفاى خانواده خود، چنين فرزندان مومن و شجاع و دلاورى را پرورش داد، كه هر كدام به نوعى ادامه دهندگان راه مبارزاتى امام حسن و امام حسين (عليه السلام ) عليه راه و رسم ظالمانه خلفاى غاصب و جور بودند.
در مرگ شوهر
همان طور كه در فصل هاى قبل هم اشاره كرديم ، وليد بن عبدالملك مروان ، كه به سال 86 هجرى به خلافت رسيده بود، حسن مثنى ، شوهر نازنين فاطمه را - بدون اينكه از تاريخ ولادت او اطلاعى بدست آورده باشيم - در 35 سالگى ، به وسيله زهرى كه ارسال داشته بود، مسموم و شهيد كرد، و جسد او را در قبرستان بقيع به خاك سپردند.(247)
حسن مثنى چند روز قبل از شهادت خود در خواب ديده بود: بر پيشانى او جمله قول هو الله احد، نوشته شده است ، آن گاه خواب خود را نشانه خير و سعادت خود تعبير كرد و حتى به فاطمه و ساير اعضاى خانواده خويش هم ، مژده سعادتمندى داد.(248)
فاطمه ، كه هنوز از حوادث و مصائب دردناك كربلا، چندان قلب خود را التيام نداده بود، با مرگ شوهر جوان و مهربان خود، با سوگ و ماتم تازه اى دست به گريبان گرديد و سنگينى فشار روزگار را بيشتر بر وجود خود احساس مى نمود، بدين جهت ، با چشمى اشكبار و دلى پر از غم و اندوه ، در قبرستان بقيع و بر مزار شوهر خيمه اى افراشت و مدت يكسال در آن اقامت گزيد، و در آن خيمه به عبادت و مناجات روزه دارى و سوگوارى مى پرداخت ، تا از طرفى قلب دردمند خويش را التيام بخشد، و از طرف ديگر علاقه و وفادارى خود را بيشتر به شوهر بزرگوار خود ابراز نمايد.
اما پس از گذشتن يك سال ، همين كه شب فرا رسيد، ندايى شنيد كه مى گفت : آيا آنچه را از دست داده اند، باز خواهند يافت ؟ و ديگرى در پاسخ گفت : نه ، چنين نيست ، و بايد ماءيوسانه راه بازگشت به خانه را پيش ‍ گرفت !
بدين جهت فاطمه ، در حالى كه شعر ((لبيد)) شاعر را زمزمه مى كرد: پس از گذشتن يك سال بايد وداع كنيد، و هر كس يك سال كامل گريه كند، ديگر معذور خواهد بود. همين كه سياهى شب پرده بر چهره شهر كشيد، به خدمتگزاران خود دستور داد خيمه را جمع كنند، و آن گاه شبانه با قلبى انباشته از غم و اندوه به خانه بازگشت .(249)فصل دوازدهم : شخصيت معنوى و انسانى
اگر چه از مطالعه فصلهاى قبلى اين كتاب ، با حضور موثر فاطمه دخت ارجمند حسين (عليه السلام ) در پيكار كربلا، و ايراد خطابه عميق و آتشين و عالمانه و افشاگرانه آن بزرگوار، عليه مظالم ((بنى اميه )) در كوفه ، به آگاهى و دانايى او به معارف اسلامى و رفتار مجاهدانه او آشنا شديم ، و تا حد زيادى شخصيت معنوى و انسانى آن بانوى بزرگ را شناختيم ، در عين حال ، براى آشنايى بيشتر با فضايل و ارزشهاى بلند انسانى فاطمه ، مناسب خواهد بود فرازهاى درخشان اخلاقى و اجتماعى ديگرى از زندگى او را، مورد مطالعه قرار دهيم :
1- عبادت فوق العاده
فاطمه دختر ارجمند سيد الشهدا (عليه السلام )، چه آن روزهايى كه جوان بود و هنوز در پيكار مقدس كربلا شركت نكرده بود، و چه آن روزگارى كه از سفر دردناك و پر محنت و طاقت فرساى كربلا، به مدينه بازگشت و با سوك دردمندانه از دست دادن پدر و ساير عزيزان والا مقام و نيز داغ مرگ شوهر جوان خود ((حسن مثنى )) دست به گريبان گرديد، لحظه اى از عبادت و مناجات و راز و نياز با پروردگار عالم غفلت نمى كرد، كه چند نمونه از آن را كه تاريخ در خافظه خود محفوظ داشته ، مورد اشاره قرار مى دهيم :
الف : آن گاه كه ((حسن مثنى )) برادر زاده حضرت امام حسين (عليه السلام ) به خواستگارى يكى از دخترهاى عموى خود آمد، امام حسين (عليه السلام ) ضمن معرفى فاطمه دختر خود، به اين جهت كه او به مادرش فاطمه زهرا (سلام الله عليها) نيز شباهت بيشترى داشت ، درباره مقام بلند معنوى فاطمه فرمود: اما فى الدين ، فتقوم الليل كله و تصوم النهار.(250)
اما وضع ديندارى فاطمه چنين است ، كه پيوسته نماز شب مى خواند، شب را به عبادت و مناجات با خداوند مى گذراند، و روزها را با روزه دارى و اطاعت در برابر ذات مقدس پروردگار عالم سپرى مى گرداند.
ب : محمد بن نعمان عبكرى بغدادى ، فقيه و محدث نامدار شيعى ، معروف به ((شيخ مفيد)) پس از آن كه سخن حضرت حسين (عليه السلام ) درباره عبادت فاطمه را مى آورد، اضافه مى كند: وقتى فاطمه شوهر ارجمند خود ((حسن بن حسن (عليه السلام ((- را از دست داد، بر سر قبر او خيمه اى بر پا كرد، و در آن به شب زنده دارى و روزه گرفتن مى پرداخت ، و اين كار مدت يك سال طول كشيد، تا آن كه غلامان او خيمه را برداشتند، تا فاطمه (سلام الله عليها) از رنج و غم اندكى بياسايد.(251)
ج : در منابع ديگرى آمده : زبان فاطمه پيوسته به ذكر و تسبيح خداوند گويا بود و براى ذكر و تسبيح خداوند، به ريسمانى گره هايى زده بود، آن را به صورت تسبيح معمولى در آورده بود، و با آن به ذكر و تسبيح مداوم مى پرداخت .(252)
2- سخاوت و بزرگوارى
سخاوت و بزرگوارى ، روش و منش همه اعضاى خاندان پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) بود، و فاطمه دختر امام حسين (عليه السلام ) نيز از خصلتهاى ارزشمند اخلاقى و انسانى را از اجداد و به خصوص پدر خود حضرت سيد الشهداء (عليه السلام ) به ارث برده بود.
((كميت بن زيد بن خنيس بن مخابد اسدى )) شاعر قهرمان و مجاهد شيعى ، متولد سال 60 و متوفاى سال 126 هجرت ، كه قصيده عميق و بلند ((هاشميات )) را درباره حقانيت و مظلوميت اهل بيت (عليهم السلام ) سروده بود(253) بديدار فاطمه دختر امام حسين (عليه السلام ) شرفياب شد.
كميت بن زيد اسدى ، شاعر بلند آوازه و مجاهد شيعه در زمان خلافت ((مروان بن محمد)) به جرم سرودن اشعار، در مورد ترويج آل على (عليه السلام ) و حقانيت مكتب اهل بيت (علي