 كردند و بخش وسيعى از تبليغات و تحريفات مسموم و گمراه كننده غرض ورزان و فرصت طلبان را، نقش بر آب مى ساختند، و از اين ناحيه به حفظ و گسترش معارف اسلامى همت مى گماشتند.
در اين ميان ، از فاطمه دخت آگاه و دانشمند حسين بن على (عليه السلام ) - كه آن روزها بيش از سى سال داشته - مى توان نام برد، كه پس از بازگشت به ((مدينه )) و اقامت در آن سرزمين مقدس ، در عين تحمل داغ مرگ عزيزان و پرداختن به عبادت ((محفل درس و بحث تشكيل مى دهد، فقه و حديث بيان مى دارد، راه موعظه و هدايت مردم را پيش مى گيرد، و به عنوان يك مرجع دينى ، احكام اسلامى را آموزش ‍ مى دهد، خانه او مركز مراجعه مردم مى شود، و حتى پس از شهادت شوهر خود، تا مدتى براى اداى اين رسالت ، از ازدواج و انتخاب همسر جديد هم خوددارى مى نمايد)).(267)
آرى ، فاطمه دختر سيد الشهدا (عليه السلام ) در روزگارى كه در مدينه اقامت گزيده ، به عنوان يك زن مومن و دانشمند، كه ميراث دار حسين (عليه السلام ) و امامت است ، از طرفى راوى احاديث دينى از ديگران مى گردد، و مقام متعالى روايت حديث و معارف دينى را به خود اختصاص مى دهد، و از طرف ديگر او احاديثى را به ديگران منتقل مى كند، تا آنان احاديث و معارف اسلامى را به گوش ديگران برسانند و آن را گسترش دهند.
ناگفته نماند كه ، مقام علمى فاطمه تا آنجا بوده كه ، امام باقر (عليه السلام ) هم با آن بانوى دانشمند درباره ((صدقات رسول خدا - (صلى الله عليه و آله و سلم ((- مذاكره و گفت وگو مى كرده است .(268)
روايت حديث
درباره مقام علمى و عنوان مهم روايت حديث فاطمه دختر امام حسين (عليه السلام ) عمر رضا كحاله (269) و احمد بن على بن محمد، معروف به ((ابن حجر عسقلانى )) مورخ و دانشمند مشهور مصرى ، متولد 773 و متوفاى سال 852 هجرى ، مى نويسند:
فاطمه دختر حسين بن على بن ابى طالب هاشمى مدنى ، از جده خود فاطمه زهرا (سلام الله عليها) با واسطه ، و از پدر خود حسين (عليه السلام )، از برادرش زين العابدين (عليه السلام )، از عمه خود زينب كبرى (سلام الله عليها)، از بلال موذن پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم )، از عبدالله بن عباس ، از اسماء دختر عميس و از عايشه دختر عبدالله ، روايت بازگو نموده است .(270)
اين شخصيت ها، كه مرجع اخذ حديث و بيان معارف دينى بوده اند، عموما از نظر عالمان دينى و حديث شناس ، هر كدام داراى مقام بلند علمى بوده ، و مقام ايمان و وثاقت آنان مورد ستايش و اعتماد قرار گرفته و به همين دليل پيرامون آنان ، كه مرجع حديث فاطمه دخت والاگهر حضرت سيد الشهدا (عليه السلام ) بوده اند، اندكى توضيح مى دهيم :
1- فاطمه زهرا (سلام الله عليها) دختر گرامى رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم )، همسر على بن ابى طالب (عليه السلام ) و مادر امام حسن و امام حسين (عليه السلام ) خود بانوى معصوم و دانشمند و راوى حديث مورد اعتماد بوده ، پرورش يافته مكتب مكتب وحى و نبوت است ، كه روز جمعه بيستم جمادى الثانى ، پنج سال پس از بعثت رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) در مكه از دامن خديجه كبرى (سلام الله عليها) چشم به جهان گشود، و هفتاد و پنج روز پس از رحلت پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم )، سوم جمادى الثانى سال يازدهم هجرت ، حدود 18 سالگى در مدينه چشم از جهان فرو بست ، و در قبرستان ((بقيع )) به آغوش خاك آرميد.(271)
2- حسين بن على (عليه السلام ) پدر فاطمه سوم شعبان سال چهارم هجرت در مدينه ، از دامن فاطمه زهرا (سلام الله عليها) چشم به جهان گشوده ، و روز دهم محرم سال 61 هجرى ، به 57 سالگى در راه دفاع از اسلام و مبارزه با خلافت غاصب امويان ، در بيابان كربلا شربت شهادت نوشيد، و در همان سرزمين مدفون گرديد.(272)
3- زين العابدين (عليه السلام ) سيد سجاد، امام چهارم ما، و برادر فاطمه در نيمه جمادى الاول سال 38 هجرى در مدينه از دامن ((شهربانو)) بانوى ايرانى به دنيا آمد، پس از 34 سال امامت ، به وسيله ((وليدبن عبدالملك مروان )) مسموم گرديد و 25 محرم سال 95 هجرى در 57 سالگى شهيد شد، و در قبرستان ((بقيع )) مدينه ، در جوار مرقد عموى خود، امام حسن بن على (عليه السلام ) به خاك آرميد.(273)
4- زينب كبرى (سلام الله عليها) دختر بزرگ امام على (عليه السلام ) بانوى قهرمان و دانشمند ديگرى است ، كه فاطمه دخت سيد الشهدا (عليه السلام ) از او حديث روايت كرده است .
زينب (سلام الله عليها) پنجم جمادى الاولى سال پنجم هجرت ، در مدينه از دامن فاطمه زهرا (سلام الله عليها) چشم به دنيا گشود، و پس از گذراندن يك زندگى 57 ساله پر ماجرا و آميخته با مبارزه و جهاد به همراه برادر خود حسين بن على (عليه السلام )، سرانجام چهاردهم ماه رجب سال 62 هجرت ، در ((مصر)) يا ((مدينه )) زندگى را بدرود گفت ، و در مصر يا قبرستان ((بقيع )) مدينه ، به آغوش خاك آرميد.(274)
5- بلال بن رباح ، معروف به ابو عبدالله ، صحابى مخلص و موذن رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) بود، كه در مكه از مادرى به نام ((حمامه )) اهل حبشه چشم به دنيا گشود، در همه جا همراه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) بود، در جنگهاى : بدر، احد، خندق و همه جنگهاى پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) حضور داشت ، پس از وفات رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) به خاطر به رسميت نشناختن خلفاى موجود، براى هيچ يك اذان نگفت ، بدين جهت او را به ((شام )) تبعيد كردند و فقط وقتى براى زيارت قبر پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) به ((مدينه )) آمد، يكبار به در خواست حضرت فاطمه (سلام الله عليها) اذان ناتمامى گفت و به شام بازگشت و سرانجام در سال هيجدهم يا بيستم هجرى ، در 63 سالگى بر اثر بيمارى طاعون از دنيا رفت و در ((باب الصغير)) دمشق به خاك خفت .(275)
6- عبدالله فرزند عباس بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف مكى هاشمى ، پسر عموى پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) و امام على (عليه السلام )، از روزگارى كه مسلمانان در ((شعب ابوطالب )) در محاصره دشمنان كافر قرار داشتند، از مادرى به نام ((لبابه كبرى )) متولد شد، آن گاه كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) رحلت كرد، عبدالله سيزده ساله بود، اما در اثر استعداد سرشار و كوشش فراوان ، در شعر و علم فقه و تفسير قرآن ، به مقام بلندى دست يافت ، تا جايى كه او را ((قلم امت )) و ((درياى علم )) مى ناميدند. ((ليث بن سليم )) گفته است : من هفتاد نفر از اصحاب پيغمبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) را مشاهده كردم ، كه هرگاه درباره يك مسئله مهم دينى اختلاف نظر پيدا مى كردند، براى حل آن به ((عبدالله بن عباس )) مراجعه مى نمودند.(276)
عبدالله ، از ياران مخلص و مطيع امام على (عليه السلام ) محسوب مى شد، در كنار آن حضرت در جنگ ((جمل )) شركت داشت ، و در ((جنگ صفين )) هم از فرماندهان على (عليه السلام ) به حساب مى آمد. افراد زيادى از عبدالله حديث روايت كرده اند، كه فاطمه دختر امام حسين (عليه السلام ) هم از آن جمله مى باشد.
عبدالله ، بين سالهاى 70 - 68 هجرى به سن حدود 83 سالگى در ((طائف )) از دنيا رفت ، محمد بن حنفيه فرزند امام على (عليه السلام ) بر او نماز خواند، و در همان ((طائف )) م