اعلام مى دارد: اينان شيعيان على بن ابى طالب هستند، كه در دنيا در برابر اذيت و آزار ديگران صبر و مقاومت به خرج داده ، به وظايف دينى خود عمل نموده ، و امروز اين گونه سربلند و سرفراز مى باشند.(305)
6- مزد رسالت
عطاء بن اءبى رباح ، مى گويد: به فاطمه دختر امام حسين (عليه السلام ) گفتم فدايت شوم ، حديثى را براى من بيان كن ، تا به وسيله آن بتوانم با افراد ناصالح بحث و استدلال كنم .
فاطمه گفت : پدر حضرت حسين (عليه السلام ) براى من بيان كرد كه ، وقتى رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) به مدينه آمد و مهاجران از ((مكه )) بر آن حضرت وارد شدند، ((انصار)) كه از مشكلات رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) مطلع شده بودند، به حضور او رسيدند. تا سهمى از دارايى خود را در اختيار او گذارند، وقتى رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) از تصميم آنان با خبر شد، مدتى سر خود را به زير انداخت و سپس سر خود را بلند كرد و فرمود: من ماءمور نشده ام كه از شما كمك مالى بگيرم ، شما آزاد هستيد، بلكه من ماءمور هستم كه به شما علم و دانش و آگاهى بخشم .
در آن حال جبرئيل نازل شد و گفت : اى محمد (صلى الله عليه و آله و سلم )! خداوند سخن قوم تو و تقاضاى آنان را شنيد، و تكليفى را بر آنان واجب كرد، بگو: مزد رسالت از شما نمى خواهم ، بلكه مودت و محبت مرا در حق خويشانم داشته باشيد.(306)
افراد با شنيدن اين سخن ، از نزد رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) بيرون رفتند و مى گفتند: رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) مى خواهد تا آسمان ها و زمين برقرار است ، همه چيز و همه كس را در برابر ((فرزندان عبدالمطلب )) تسليم كند!
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) وقتى از سخن آنان مطلع شد، سراغ على بن ابى طالب (عليه السلام ) فرستاد، و پيغام داد آن حضرت مردم را به مسجد دعوت كن ، و بر بالاى منبر قرار گرفته اعلام كند: اى مردم ! هر كس مزد كارگزارى را كم گذارد، جايگاه خويش را آتش دوزخ قرار داده است ، هر كس خود را به غير ((موالى خويش )) منسوب گرداند، جاى خود را در دوزخ قرار داده است ، و هر كس ((والدين )) خود را ترك نمايد، جايگاه خويش را در آتش دوزخ قرار داده است .
امام حسين (عليه السلام ) فرمود: با شنيدن اين سخنان ، يكى از افراد برخاست و گفت : اى ابوالحسن ! منظور از اين جملات چيست ؟
على (عليه السلام ) فرمود: خدا و رسول (صلى الله عليه و آله و سلم ) به آن داناترند. آن گاه على (عليه السلام ) نزد رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) بازگشت و داستان پيام رسانى خويش و سوال آن مردم را گزارش داد، اما رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) سه مرتبه فرمود: واى به حال ((قريش )) كه منظور تو را نفهميدند، اكنون نزد آنان رفته و اعلام كن : آن ((كار گزارى )) كه خداوند ((مودت )) او را اثبات كرده ، من هستم پيغمبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) و من ((مولاى مومنان )) هستيم ، و نيز پيغمبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) و من ((پدران اهل ايمان )) مى باشيم .
سپس رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) از خانه بيرون آمد، و با صداى بلند فرياد زد: از جماعت قريش ، و مهاجران ، و انصار! وقتى آنان جمع شدند، فرمود: ايها الناس ! ان عليا اءولكم ايمانا بالله ، و اءقومكم باءمرالله ، و اءوفاكم بعهدالله ، و اءعلمكم بالقضية ، و اءقسمكم بالسوية ، و ارحمكم بالرعية ، و اءفضلكم عند الله مزية .
اى مردم ! على (عليه السلام ) اول كسى است كه ، از ميان شما به خداوند ايمان آورد، على (عليه السلام ) استوارترين شما در برابر فرمان خدا، با وفاترين شخص به پيمان الهى ، داناترين فرد به احكام دين ، عادل ترين انسان ها در تقسيم سهم ها، مهربان ترين كس نسبت به مردم ، و پر فضيلت ترين و ممتازترين اهل ايمان ، در پيشگاه خدا مى باشد... .
اى مردم ! من براى على (عليه السلام ) و شيعيان او، رحمت و غفران مى طلبم ، و از پروردگارم خواستم كه ، امت را بعد از من ، به پيروى على (عليه السلام ) استوار و ثابت قدم بدارد... .(307)
7- بانوى برگزيده
فاطمه دختر امام حسين (عليه السلام ) از پدر خود، و او از مادر خويش ‍ حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) روايت مى كند كه ، رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود:
لكل نبى عصبه ينتمون اليه ، و ان فاطمة عصبتى الى تنتيى .(308)
هر پيامبرى از قوم و خويشان خود شخص ممتاز و برگزيده دارد كه به او منسوب هستند، از ميان قوم و خويشان منسوب به من هم ، فاطمه (سلام الله عليها) بانوى ممتاز و برگزيده است .
8- سرور زنان جهان
فاطمه دختر امام حسين (عليه السلام )، از عايشه روايت كرده ، كه وى گفته است : رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود:
يا فاطمة ! اءما ترضين اءن تكون سيدة نساء العالمين ؟.(309)
اى فاطمه ! آيا خرسند نيستى كه ، سيد و سرور زنان جهانيان هستى ؟
9- فرزندان فاطمه (سلام الله عليها)
شيبه بن نعمامه ، از فاطمه دختر امام حسين (عليه السلام ) روايت كرده ، و او از جده خود حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) بازگو نموده ، كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرموده است : همه فرزندان و نوادگان مادرى ، به قوم و قبيله پدرى خود منسوبند و از آنها ارث مى برند، مگر فرزندان فاطمه (سلام الله عليها) دختر من ، كه آنها به من منسوب هستند، و شخصيت انسانى خود را از من به ارث مى برند.(310)
10- خشم و رضاى فاطمه (سلام الله عليها)
فاطمه دختر امام حسين (عليه السلام ) از پدر خويش ، و او از پدر خود على (عليه السلام ) روايت كرده ، و آن حضرت از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) بازگو نموده كه فرمود:
يا فاطمة ! ان الله ليغضب لغضبك ، و يرضى لرضاك .(311)
اى فاطمه ! به يقين خداوند متعال ، از خشم و ناراحتى تو خشمناك مى شود، و از رضايت و خوشحالى تو، خرسند مى گردد.
11- همنشين رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم )
محمد بن عبدالله بن عمروبن عثمان ، معروف به ((محمد ديباج )) فرزند فاطمه دختر امام حسين (عليه السلام ) از مادر خود روايت مى كند، و آن بانو از جده خود فاطمه زهرا (سلام الله عليها) روايت كرده ، كه فاطمه (سلام الله عليها) گفته است : رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) به من فرمود: اءنت اول اءهلى لحوقا بى ، و اءنت رفيقتى فى الجنة .(312)
تو اولين شخص از اعضاى خانواده من هستى ، كه به من ملحق مى شوى ، و در بهشت هم با من رفيق و همنشين خواهى بود.
12- ارزش حب آل محمد (صلى الله عليه و آله و سلم )
فاطمه دختر امام حسين (عليه السلام ) از عمه خود زينب دختر على (عليه السلام ) و او از مادر خويش فاطمه زهرا (سلام الله عليها) روايت كرده است ، كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: اءلا من مات على حب آل محمد، مات شهيدا.(313)
اين را بدانيد كه ، هر كس با حب آل محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) - و با آثار وضعى كه آن در پى دارد - بميرد، شهيد از دنيا رفته است .
13- ترغيب به آموزش معارف
عبدالله بن حسن مى گويد: مادرم فاطمه دختر امام حسين (عليه السلام ) پيوسته به من دستور مى داد كه ، به حضور دائى خود امام زين العابدين (عليه السلام ) برسم ، و از محضر آن بزرگوار بهره مند گردم