از مادر خود فاطمه دختر امام حسين (عليه السلام )، و آن بانو از پدر خود امام حسين (عليه السلام ) روايت مى كند، كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: لا تديما اءلنظر الى المجذومين ، و اذا كلمتوهم فليكن بينكم و بينهم قيد رمح .(334)
نگاه خود را به افرادى كه به بيمارى (مسرى خوره و) جزام مبتلا هستند، ادامه ندهيد (كه موجب سرايت بيمارى يا رنجيدن خاطر آنان گردد) و هر گاه خواستيد با آنان صحبت كنيد، به اندازه يك نيزه (حدود يك متر و نيم ) با آنان فاصله بگيريد.
32- ويژگى هاى عالى اخلاقى
فاطمه دختر امام حسين (عليه السلام ) از پدر خود روايت مى كند، كه آن حضرت از قول رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) بيان فرموده است : ان الله يحب معالى الاخلاق و اشرافها و يكره سفسافها.(335)
خداوند متعال ، خصلتهاى عالى و شرافتمند اخلاقى را بسيار دوست مى دارد، و صفات پست و كوچك اخلاقى را ناپسند مى شمارد.
33- نشانه هاى ايمان كامل
عبدالله بن حسن (عليه السلام ) از مادر خود فاطمه دختر امام حسين (عليه السلام ) روايت مى كند، كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرموده است :
ثلاث خصال من كن فيه استمكل خصال الايمان : الذى اذا رضى لم يدخله رضاه فى باطل ، و اذا غضب لم يخرجه الغضب من الحق ، و اذا قدر لم يتعاط ما ليس له .(336)
هر كس داراى سه ويژگى و خصلت باشد، خصلتهاى اخلاقى او به كمال رسيده است : كسى كه وقتى (در حال رفاه و خوشحالى است ) رضايت و خرسندى ، او را به باطل و گناه و لغزش وارد نكند. و آن گاه كه (درگير مشكلات ) و خشمناك است ، خشم و غضب ، او را از (دايره عدالت و) حق خارج نگرداند، و آن گاه كه به (مقام و توانايى و) قدرت رسيد (با قدرت و امكانات خويش ) حق ديگران را (چپاول نكند) و نخورد.
34- اسباب غم و شادى
عبدالله بن حسن (عليه السلام ) از مادر خود فاطمه دختر امام حسين (عليه السلام ) از پدر خويش روايت مى كند كه ، رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: الرغبة فى الدنيا تكثر اءلهم و الحزن ، و الزهد فى الدنيا يريح القلب و البدن .(337)
دلدادگى و وابستگى زياد به دنيا (و دارايى و مظاهر آن ) غم و اندوه را افزايش مى دهد، و زهد و بى اعتنايى به دنيا (و مسايل آن ) به روح و جسم انسان ، آسودگى و آسايش مى بخشد.
35- اجز شكر گزارى و تسليم
فاطمه دختر امام حسين (عليه السلام ) از پدر خويش روايت مى كند. و آن حضرت از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) روايت كرده ، كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: ما من مسلم يصاب بمصيبة فيذكرها، و ان قدم مشهدها، فيحدث له الاسترجاع ، الا كتب الله من اءلاءجر مثل ما يصيب .(338)
هر مسلمانى به مصيبتى مبتلا شود، و به ياد آن بيفتد، اگر چه وقت آن گذشته باشد، در عين حال بگويد: ما متعلق به خدا هستيم ، و به سوى او بازگشت مى كنيم ، خداوند پاداش اولين بارى را كه به آن مصيبت گرفتار شد نيز، به حساب او مى نويسد.
36- صلاح و هلاكت امت
عبدالله بن حسن بن على (عليه السلام ) از مادر خود فاطمه دختر امام حسين (عليه السلام )، و او از پدر خويش ، و او از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) روايت كرده است كه ، فرمود: ان صلاح اول هذه الامة بالزهد و اليقين ، و هلاك آخرها بالشح و الامل .(339)
به راستى صلاح و سعادتمندى اولين مسلمانان صدر اسلام ، به خاطر زهد و عدم وابستگى آنها به دنيا، و يقين و ايمان آنها به معارف اسلامى بوده ، و هلاكت و نابودى مسلمانان آخر زمان هم ، به خاطر حرص شديد به (مال و مقام دنيا) و آرزوهاى باطل و دور و دراز خواهد بود.
37- سعادت دنيا و آخرت
ابراهيم بن حسن بن حسن بن على (عليه السلام )، از مادر خود فاطمه دختر امام حسين (عليه السلام )، و او از پدر خود على بن ابى طالب (عليه السلام ) روايت كرده ، كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: من اعطى اءربع خصال فى الدنيا، فقد اعطى خير الدنيا و الاخرة ، و فاز بحظه منها: ورع يعصمه عن محارم الله ، و حسن خلق يعيش ‍ به فى الناس ، و حلم يدفع به جهل اءلجاهل ، و زوجة صالحة تعينه على امر الدنيا و الاخرة .(340)
به هر كس چهار خصلت در دنيا عطا شده ، به يقين به سعادت دنيا و آخرت ، و كاميابى آنها دست يافته است : پرهيزگارى و روح خدا ترسى اى كه او را از آلودگى به گناهان باز دارد، اخلاق نيك و نرمى كه بتواند در ميان مردم با سازگارى زندگى كند، صبر و حوصله اى كه بتواند به وسيله آن ، برخورد نابخردانه نادان را از خويش دفع نمايد، و همسر لايق و شايسته اى داشته باشد، كه او را در مورد تاءمين امور دنيا و آخرت يارى كند.
در قلمرو شعر و ادب
مقام علمى فاطمه دختر دانشمند امام حسين (عليه السلام ) نسبت به شناخت و بيان احاديث و علوم دينى منحصر نمى شد، بلكه به شعر و علوم ادبى هم آشنايى داشت ، از شعر و شعراى متعهد تجليل به عمل مى آورد، و حتى گاهى شعر آن ها را تصحيح مى كرد. موضوع تجليل او را از كميت بن زياد اسدى شاعر را در فصل 12 تحت عنوان ((سخاوت و بزرگوارى )) آورديم ، و موضوع تصحيح شعر ((ابورمح خزاعى )) را اكنون مورد مطالعه قرار مى دهيم :
تصحيح شعر
ابو عبدالله ، محمد بن عمران بن موسى بن سعيد بن عبيدالله مرزبانى ، اديب و محدثى كه اصالت او خراسانى بوده ، به سال 296 در ((بغداد)) به دنيا آمده (341) و به سال 384 هجرى در بغداد از دنيا رفته ، و در كتاب المفيد كه در مورد شعر و احوال شاعران است .(342) درباره ((ابورمح خزاعى حجازى شاعر(343))) مى گويد: وى به حضور فاطمه دختر امام حسين (عليه السلام ) رسيد، و مرثيه اى كه در درباره حضرت حسين (عليه السلام ) سروده بود، بدين صورت انشاد كرد:
اءجالت على عينى ، سحائب عبرة 		فلم تصح بعد الدمع ، حتى ارمعلت
تبكى على آل النبى محمد 		و ما اءكثرت فى الدمع لا، بل اءقلت
اءولئك قوم ، لم يشيموا سيوفهم 		و قد نكاءت اءعداؤ هم ، حين سلت
و ان قتيل الطف من آل هاشم 		اءذل رقابا من قريش ، فذلت .(344)
ابرهاى اشك بر چشم مى چرخد، و پس از اين اشك ها بهبوى نمى يابد، تا اين كه قطره هاى اشك پيوسته از آن سرازير گردد.
چشم من ، بر آن نبى ، حضرت محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) گريه مى كند، و گريه آن زياد نيست ، بلكه كم هم مى باشد.
آل محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) قومى هستند كه ، شمشير آنان در غلاف بود و شكست نخوردند، اما دشمنان آنان كه شمشير كشيدند، به شكست و نابودى خويش اقدام كردند.
و به راستى ، كشتگان ((طف )) از آل هاشم ، موجب ذلت و سرشگستگى قريش گرديدند!
فاطمه دختر امام حسين (عليه السلام ) با شنيدن مصراع آخر شعر گفت : اى ابورمح ! اينگونه شعر مى گويى ؟
ابورمح گفت : پس چگونه شعر بگويم ؟ خدا مرا فداى تو گرداند.
فاطمه گفت : بگو: اذل رقاب المسلمين ، فذلت .
ابورمح گفت : از امروز به بعد، شعر خود را جز اينگونه كه تو اصلاح كردى ، نمى خوانم .(345)فصل چهاردهم : زندگى جديد و برگ آخر
همان طور كه در فصل هاى نخستين اين كتاب اشاره كرديم ، و با توجه به شواهد تارخى به دست آورديم ، روزگارى كه فاطمه دختر سيدالشهدا (عليه السلام )، در نهضت عاشوراى سال 61 هجرى ، در كربلا حضور يافته بود، حدود بيس