ت سال داشته است .
آن گاه هم كه وى از كربلا به مدينه بازگشت ، با شوهر بزرگوار خود ((حسن مثنى )) كه بهبودى يافته بود، ساليانى زندگى كرد، و از او داراى سه فرزند به نامهاى : عبدالله و حسن و ابراهيم گرديد، كه شرح آن را در فصل يازده مطالعه كرديم .
اما وقتى ((حسن مثنى )) شوهر نازنين فاطمه دختر امام حسين (عليه السلام ) به دستور ((وليد بن عبدالملك مروان )) به وسيله زهر مسموم گرديد، و در 35 سالگى شهيد شد، و در قبرستان ((بقيع مدينه )) به خاك آرميد، همان طور كه در فصل يازدهم بيان كرديم ، فاطمه دختر امام حسين (عليه السلام ) آن قدر علاقه به ((حسن )) داشت ، و براى او تجليل به عمل مى آورد كه ، روى قبر شوهر خيمه اى زد، مدت يك سال در آن اقامت گزيد، و شب را به شب زنده دارى و عبادت ، و روزها را به روزه دارى مى گذرانيد، و آن گاه كه يك سال از اين وضع گذشت ، به خدمتگزاران خويش دستور داد: همين كه شب فرا رسيد، خيمه را جمع كنند، و سوگوارى يك ساله را پايان دهند.
اما آن گاه كه خيمه را بر مى چيدند، كه به داخل شهر و خانه نقل مكان كنند، صدايى - كه شايد از سوى مخالفان بوده - شنيدند كه : آيا آنچه را از دست داده بودند يافتند؟ در آن حال كس ديگرى - كه شايد باز هم از مخالفان بوده - پاسخ داد: بلكه مايوس شدند و به مكان و خانه خويش ‍ بازگشتند.(346)
به هر حال ، فاطمه دختر حضرت حسين (عليه السلام ) پس از وفات شوهر خود، مدت طولانى خانه نشين شد، و روزگار خود را با غم و اندوه فاجعه كربلا و سوك شوهر مى گذرانيد، كه ((عبدالله بن عمرو عثمان )) با اصرار زياد به خواستگارى فاطمه (سلام الله عليها) آمد و با وى ازدواج كرد.(347)
گفت وگو پيرامون ازدواج
درباره ازدواج فاطمه دختر سيدالشهدا (عليه السلام ) با عبدالله بن عمرو بن عثمان ((ابوالفرج اصفهانى )) كه مرام زيدى داشته ، و نيز ديگران مطالب آشفته اى آورده اند، مبنى بر اين كه ، اولا حسن مثنى به هنگامى كه در بستر مرگ قرار داشت نسبت به ((عبدالله بن عمرو بن عثمان )) حساسيت داشت كه ، پس از مرگ او در صدد ازدواج با فاطمه است ! و ثانيا فاطمه هم پس از پايان ((عده وفات )) بدون فاصله ((با عبدالله بن عمرو)) ازدواج كرد!(348) كه هر دو قسمت اين موضوع قابل تامل است ، و علماى شيعه و حتى ساير مورخان آن را نپذيرفته اند. زيرا نسبت دادن چنين مطلبى به ((حسن مثنى )) با آن سطح فكرى و ايمانى ، و با آن شخصيت متعالى سازگار نيست و اضافه بر اين ، چنين مطلبى در منابع معتبرى هم نيامده است .
اما اين كه فاطمه ، پس از ((عده وفات )) و بدون فاصله ازدواج كرده باشد، اين هم با غيرت انسانى ، به خصوص با شخصيت ايمانى و علمى و خانوادگى بانوى والا رتبه اى ، چون فاطمه دختر حسين (عليه السلام )، سازگارى ندارد، و منابع معتبرى هم آن را نقل نكرده اند، بلكه ((ابوالفرج اصفهانى )) و ديگران مطلبى آورده اند، كه حتى اين مطلب بر خلاف ادعاى اول ((ابوالفرج )) است .
ابوالفرج مى نويسد: احمد بن سعيد، به سند خود از اسماعيل بن يعقوب روايت كرده كه چون ((عبدالله عمرو)) از فاطمه خواستگارى كرد، فاطمه به خواستگاران او جواب رد داد، و حاضر به ازدواج با او نشد، ولى مادر فاطمه كه به آن ازدواج مايل بود، او را سوگند داد كه ، همسرى ((عبدالله )) را بپذيرد، و براى اين منظور، به ميان آفتاب رفت و سوگند خورد كه ، از آنجا برنمى خيزد، تا وقتى كه فاطمه ازدواج با ((عبدالله )) را بپذيرد، فاطمه هم ناچار به خاطر اصرار و براى جلب رضايت مادر (و مصالحى كه او در نظر داشت ) ازدواج با ((عبدالله )) را پذيرفت .(349) البته بعد از آن كه به اعتراف همه مورخان ، فاطمه (سلام الله عليها) يك سال بر مزار همسر 35 ساله شهيد خويش در ((بقيع )) خيمه زده و به عزادارى پرداخته بود.
اضافه بر اين ، بايد توجه داشت ، حساب ((عبدالله بن عمرو)) چون ((عبدالله عمر)) و ((محمد بن ابى بكر)) از نظر اهل بيت (عليهم السلام ) با حساب آباء و اجداد آنان جدا بوده است ، و آنان در اثر معاشرت با اهل بيت (عليهم السلام ) و تحول شرايط زمان ، به حدى رسيده بودند، كه بتوانند با دودمان پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) و خاندان رسالت ، ارتباط و حتى پيوند ازدواج داشته باشند، چنانكه محدث قمى (350) و ديگران اصل ازدواج فاطمه (سلام الله عليها) با ((عبدالله بن عمرو بن عثمان )) را مورد تاييد قرار داده اند.(351)
علاوه بر اين ، تعدادى از مورخين ، عبدالله بن عمرو، را، مردى سخاوتمند، كريم ، شريف ، شجاع ، نيكوكار، و راوى حديث از پدر خود (عمرو)، عبدالله بن عمر، ابن عباس ، عبدالرحمن بن ابى عمره ، حسين بن على (عليه السلام )، رافع بن خديج و ديگران دانسته اند.(352) و علم و دانش و ديندارى و ارتباط او با معارف اهل بيت (عليهم السلام ) مورد تاييد قرار گرفته است .
به هر حال ، فاطمه دختر سيدالشهداء (عليه السلام ) با توجه به مصائب فراوان ، به ازدواج مجدد چندان مايل نبود و شايد هم مى خواست بقيه عمر را، در سوك عزيزان كربلا و مرگ شوهر محبوب خود تنها بگذراند، اما بر اساس مصالح دينى و اجتماعى و اصرار مادر خود و جلب رضايت او ازدواج با ((عبدالله )) را پذيرفت .(353)
فاطمه ((با برقرارى پيوند ازدواج به خانه ((عبدالله بن عمرو عثمان )) وارد شد، و در آن خانه مورد محبت و علاقه فراوان عبدالله قرار گرفت ، در قلب او جاى داشت ، و عبدالله هم با همه وجود به خدمت او مى پرداخت ، زيرا وى به همسر با شخصيت و بزرگوارى دست يافته ، كه از نظر اصالت خانوادگى ، و سخاوت و كمالات انسانى در سطح بلندى قرار داشت ، و بايد گفت : فاطمه (سلام الله عليها) مظهر جمال و كمال بود، و كمتر زنى را مى توان يافت ، كه اين دو خصلت ارزشمند در او تحقق يافته باشد، و به راستى هر زنى داراى اين دو خصلت باشد، به اوج عظمت و قله شخصيت عروج كرده ، و بدين جهت فاطمه (سلام الله عليها) بر سويداى قلب عبدالله حكومت مى كرد و زندگى آنان سرشار از وفا و صفا مى گذشت )).(354)
بارى ، زندگى تازه فاطمه (سلام الله عليها) با عبدالله بن عمرو، در مدينه هم چنان ادامه مى يافت و فاطمه از همسر جديد هم داراى سه فرزند گرديد، كه به نامهاى : محمد، قاسم و رقيه ناميده شده اند.(355)
عبدالله بن عمرو، غير از علم و دانش و روايت حديث و ارتباط با معارف دينى ، در زمينه شعر و شاعرى هم قدرت و توانايى داشت و غزلهايى هم مى سرود، به همين جهت ، محدث قمى مى نويسد: عبدالله بن عمرو بن عثمان بن عفان ، از شعراى مشهور ((بنى هاشم )) بود، به غزل سرايى شهرت داشت ، و يك بار هم درباره ((جيداء)) مادر ((محمد بن هشام مخزومى )) دايى ((هشام بن عبد الملك )) حاكم مكه ، غزل طنزآميزى سرود، و محمد او را در مكانى ميان مكه و نزديك طائف ، به نام ((عرج )) زندانى كرد. قبل از آن او را در بازار گردانيدند، مدت نه سال به زندان محكوم كردند، و او را آن قدر شلاق زدند، كه جان خود را از دست داد، و به همين جهت كه او در ((عرج )) زندانى شده بود، با عنوان شاعرانه ((عرجى )) شهرت يافته است .(356)
علاوه بر اين ، به ((عبدالله بن عمرو)) لقب ((مطرف )) هم داده بودند، زيرا وى مرد زيبا و خوش سيمايى نيز بود