ذر نمودم . در پى اين توسل به بيروت رفتم و در آنجا تلگراف بشارت سلامتى فرزندم به دس من داده شد. لذا خود را به وطن رساندم و از نزديك ، توجه خاص حضرت زينب عليه السلام به او را كه بكلى شفا يافته بود، مشاهده كردم و همين سبب شيعه شدن عده اى بى شمار و باعث ازدياد محبت شيفتگان آن حضرت گرديد. (351)
امام زمان عليه السلام در مصيبت عمه اش ، حضرت زينب عليه السلام ، خون مى گريد
حاج ملا سلطانعلى ، روضه خوان تبريزى ، كه از جمله عباد و زهاد بوده گويد: در خواب مشرف به محضر والاى امام زمان عليه السلام شدم ، عرض ‍ كردم : مولانا آنچه در زيارت ناحيه مقدسه ذكر شده است كه مى فرمايد: ((فلا ندبنك صباحا و مساء و لا بكين عليك بدل الدموع دما)) صحيح است ؟
فرمودند: بلى
عرض كردم : آن مصيبتى كه در سوگ آن به جاى اشك ، خون گريه مى كنيد كدام است ؟ آيا مصيبت على اكبر عليه السلام است ؟
فرمودند: نه . اگر على اكبر عليه السلام زنده بود او هم در اين مصيبت ، خون گريه مى كرد.
گفتم : آيا مقصود مصيبت حضرت عباس عليه السلام است ؟
فرمودند: نه بلكه اگر حضرت عباس عليه السلام هم در حيات بود او نيز در اين مصيبت خون گريه مى كرد
گفتم : لابد مصيبت حضرت سيدالشهدا عليه السلام است ؟
فرمودند: نه حضرت سيدالشهدا عليه السلام هم اگر در حيات بود، در اين مصيبت خون گريه مى كرد.
پرسيدم : پس اين كدام مصيبت است ؟
فرمود: آن مصيبت اسيرى زينب عليه السلام است (352)
سفارش و توسل
آيت الله حاج ميرزا احمد سيبويه ، ساكن تهران ، از آقاى شيخ حسين سامرايى كه از اتقياى اهل منبر در عراق بودند، نقل كردند:
در ايامى كه در سامرا مشرف بودم روز جمعه اى طرف عصر به سرداب مقدس رفتم . ديدم غير از من احدى نيست . حالى پيدا كرده و متوجه مقام صاحب الامر - صلوات الله عليه - شدم . در ان حال صدايى از پشت سر شنيدم كه به فارسى فرمود: به شيعيان و دوستان بگوييد كه خدا را به حق عمه ام حضرت زينب - سلام الله عليها - قسم دهند كه فرج مرا نزديك گرداند. (353)
اگر زينب نبود
كعبه بى نام و نشان مى ماند اگر زينب نبود
بى امان دار الامان مى ماند اگر زينب نبود
گرچه دادند انبيا هر يك نشان از كربلا
كربلا هم بى نشان مى ماند اگر زينب نبود
مكتب سرخ تشيع كز غدير آغاز شد
تا ابد بى پاسبان مى ماند اگر زينب نبود
مكتب قرآن كه از خون شهيدان جان گرفت
بى تحرك همچنان مى ماند اگر زينب نبود
كاروان مهدويت در مسير فتنه ها
بى امير كاروان مى ماند اگر زينب نبود
مجرى احكام قرآن او بود با صبر خويش
دين حق بى حكمران مى ماند اگر زينب نبود
كرد اسلام حسينى از يزيدى را جدا
حق و باطل توامان مى ماند اگر زينب نبود
در شناساى مسير حق و باطل فكرها
بى گمان اندر گمان مى ماند اگر زينب نبود
شد گلستان كربلا از لاله هاى احمدى
وين گلستان در خزان مى ماند اگر زينب نبود
شعله عالم فروز نهضت سرخ حسين
زير خاكستر نهان مى ماند اگر زينب نبود
ناله مظلومى لب تشنگان دشت خون
در گلوگاه زمان مى ماند اگر زينب نبود
خون ثارالله رمزى را كه بر صحرا نوشت
داغ ناكامى به جان مى ماند اگر زينب نبود
اى ((مويد)) (354) هر چه هست از زينب و ايثار اوست
جان هستى ناتوان مى ماند اگر زينب نبودوفات عليا مخدره زينب عليه السلام
در بحر المصائب گويد: حضرت زينب عليه السلام بعد از واقعه كربلا و رنج شام و محنت ايام ، چندان بگريست كه قدش خميده و گيسوانش سفيد گرديد، دائم الحزن بزيست تا رخت به ديگر سراى كشيد.
نيز گويد: عياه مخدره ام كلثوم عليه السلام ، بعد از چهار ماه از ورود اهل بيت عليه السلام به مدينه طيبه ، از اين سراى پر ملال به رحمت خداوند لايزال پيوست . وقتى هشتاد روز از وفات ام كلثوم عليه السلام بگذشت ، شبى عيا مخدره زينب عليه السلام مادرش را در خواب ديد و چون بيدار شد بسيار بگريست و بر سر صورت خويش بزرد تا از هوش برفت . زمانى كه آمدند و آن مخدره را حركت دادند، ديدند روح مقدس او به شاخسار جنان پرواز كرده است . اين وقت آل رسول و ذريه بتول ، در ماتم آن مخدره به زارى در آمدند چندانكه گويى اندوه عاشورا و آشوب قيامت برپا شد. و اين واقعه جانگداز، در دهم رمضان ((ياچهاردهم رجب ، بنابر قول عبيدلى نسابه متوفى در سنه 277 در كتاب اخبار زينبيات )) از سال 62 هجرى روى داد. وفات اين مخدره در سنه 62 مورد اتفاق همگان است ، ولى در تارخ روز وفات وى بين مورخان اختلاف وجود دارد، و گذشته بر دو قولى كه ذكر شد، بعضى نيز وفات او را در شب يكشنبه پنجم ماه رجب دانسته اند، و الله اعلم بحقائق الامور.
فرزندان عليا مخدره زينب عليه السلام
سبط ابن جوزى در تذكره الخواص گويد: عبدالله بن جعفر را فرزندان متعدد بوده است : از آن جمله ، على و عون الاكبر و محمد و عباس و ام كلثوم مى باشند كه مادر آنان حضرت زينب بنت على بن ابيطالب عليه السلام از بطن فاطمه دختر رسول خدا صلى الله عليه و آله بوده است .
ابن قتيبه نيز دركتاب المعارف ، جعفر الاكبر را از بطن عليا مخدره زينب عليه السلام مى شمارد.
مولف عمده الطالب گويد: زينب كبرى دختر على عليه السلام است كه كنيت او ام الحسن بوده و از مادرش فاطمه زهرا عليه السلام نقل روايت مى كند. وى به حباله نكاح پسر عمش ، عبدالله بن جعفر بن ابيطالب ، در آمد و على و عون و عباس و غير هم از وى پديد آمد.
در اعلام الورى مى خوانيم كه : زينب كبرى عليه السلام به سراى عبدالله بن جعفر بن ابيطالب عليه السلام رفت و على و جعفر و عون الاكبر و ام كلثوم عليه السلام از آن حضرت متولد گرديد. وى از مادرش روايت مى كند
شبلنجى در نور الابصار گويد: زينب عليه السلام را از عبدالله جعفر چهار پسر و يك دختر بوده است .
نيز مى گويد: ذريه آن مخدره تاكنون در كمال عدت و كثرت در امصار و بلاد، اسباب شرف و بركت هستند. ودر ناسخ آمده است : عون بن عبدالله و برادرش محمد، كه مادر آنها عليا مخدره زينب عليه السلام است ، در زمين كربلا به درجه رفيع شهادت رسيدند.
محل دفن زينب عليه السلام
راجع به محل دفن حضرت زينب عليه السلام سه نظر وجود دارد:
1. مدينه منوره ، در كنار قبور خاندان اهل بيت عصمت و طهارت عليه السلام يعنى در قبرستان بقيع
2. قاهره مصر
3. مقام معروف و مشهور در قريه ((راويه )) واقع در منطقه غوطه دمشق قول اول ، ظاهرا هيچ مدركى بجز حدس و تخمين ندارد، و مبتنى بر اين نظريه احتمالى است كه چون حضرت زينب عليه السلام پس از حادثه كربلا به مدينه مراجعت كرده است ، چنانچه رويداد تازه اى پيش نيامده باشد، به طور طبيعى در مدينه از دنيا رحلت كرده و نيز به طور طبيعى در بقيع آرامگاه خاندان پيغمبر صلى الله عليه و آله دفن شده است .
در مورد قول دوم نيز، كه مصر باشد، مدرك درستى در دست نيست
با تضعيف اقوال فوق ، اعتبار قول سوم ثابت مى شود كه قبر حضرت زينب عليه السلام را در قريه راويه از منطقه غوطه شام ، واقع در هفت كيلومترى جنوب شرقى دمشق ، مى داند. در آنجا بارگاه و مرقد بسيار باشكوهى به نام حضرت زينب عليه السلام دختر امير المومنين عليه السلام وجود دارد كه همواره مزار دوستان 