لخير است .
حضرت به او فرمود: ترا امر مى كنند كه به من لعنت كنى ، در آن موقع چه خواهى كرد؟ پرسيد: چه كنم ؟ فرمود: لعن بكن ولى بيزارى مجوى كه من بر دين خداوندم .
پس از شهادت حضرت امير عليه السلام محمد بن يوسف ، عامل يمن ، حجر را بر در مسجد صنعا نگه داشت . او را كتك زيادى زدند تا مولا را لعن كند، و وى در انظار مردم گفت :
((ان الامير امرنى ان العين عليا. فالعنوه لعنه الله )) (384)
امير مرا فرمان مى دهد كه على را لعنت كنم . پس او را ((منظورش محمد بن يوسف بود)) لعنت كنيد كه خدايش لعنت كند.
حجر به كثرت نماز و زيادى زهد معروف بود. وى در آخرين دقايق نزديك به شهادت حضرت اميرالمومنين عليه السلام شعرى خواند، حضرت چشم گشود و فرمود: اى حجر، چه مى كنى زمانى كه ترا به بيزارى جستن از من بخوانند؟ عرض كرد: به خدا سوگند اى امير مومنان ، اگر مرابا شمشير پاره پاره كنند و در آتشم افكنند و بسوزانند، تحمل همه ناگواريها را بر برائت از تو ترجيح مى دهم .
حضرت فرمود: ((و فقت لكل خير يا حجر جزاك الله خيرا عن اهل بيت نبيك )) (385)
عايشه به معاويه گفت : از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه مى فرمود: پس از من در ((عذرا)) مردانى كشته مى شوند كه خداوند و اهل آسمانها به خاطر آنها خشمناك مى شوند. (386)
مرگ حجر چنان كشورهاى اسلامى را تكان داد كه معاويه را رسوا كرد. ربيع بن زياد، استاندار و فرمانده ارتش معاويه در خراسان ، پس از نماز موضوع را در منبر بيان كرد و از خداوند مرگ خود را طلب كرد و دعايش مستجاب گرديد. (387) ابن اثير گفته است : قبر حجر در عذرا معروف و مستجاب الدعوه است ((قبر مزبور در كنار مسجدى است كه ماذنه قديمى دارد و اخيرا به همت مردم مسلمان صحن و بارگاهى براى آن مى سازند))
حجر با وجود سن كمش از بزرگان ياران على عليه السلام محسوب مى شود و در صفين فرمانده قبيله كنده و در نهروان فرمانده ميسره لشگر حضرت اميرالمومنين عليه السلام بود. ماجرا جويانى دنيا پرست مانند: ابو براده پسر ابوموسى اشعرى ، شمر بن ذى الجوشن ، شبث بن ربعى و عمر بن سعد استشهاديه اى تنظيم كردند كه حجر و يارانش خليفه را لعن كرده و از مردم خواسته است عليه معاويه وارد جنگ شوند. مامورين حكومتى آنها را به طرف شام حركت دادند. هنگامى كه آن ان را از كنار منزل قبيصه يكى از همراهان حجر عبور مى دادند، دخترانش مى گريستند، آنها را امر به سكوت كرد و گفت : من يا به فيض شهادت مى رسم كه خداوند نگهدار شماست ، و يا آنكه بر مى گردم ...
ايشان را به مرج عذرا (نزديك دمشق ) بردند، قبرهاى آنان را كنده و با شمشير برهنه در برابرشان ايستادند. 6 نفر به درخواست بستگانشان آزاد شدند. هشت نفرشان تا صبح نماز خواندند، بامداد خواستند آنها را بكشند دو نفر را به نزد معاويه بردند، وى يكى را به شرط آنكه به كوفه نرود آزاد كرد و ديگرى را به نام عبدالرحمان به كوفه فرستاد تا با شديدترين وجه او را شهيد نمايند.
حجر اجازه گرفت و دو ركعت نماز طولانى خواند و فرود: اين كوتاهترين نمازى بود كه در مدت زندگيم خوانده ام . جلاد پرسيد: چرا بدنت مى لرزد؟
فرمود: چرا نترسم و حال آنكه قبر آماده و كفن حاضر و شمشير كشيده شده است ، ولى به خدا سوگند اگر چه بدنم مى لرزد اما چيزى نمى گويم كه خداوند را به خشم بياورم .
تعداد شهدا: 1 - حجر بن عدى 2 - شريك بن شداد حضرمى 3 - صيفى بن شبل شيبانى 4 - قبيصه بن ضبيعه عبسى 5 - محرز بن شهاب منقرى 6 - كدام بن نحيان عنزى 7 - عبدالرحمان حسان عنزى
در شمال شرقى قبر حضرت رقه عليه السلام ، مسجد قصب معروف به مسجد سادات واقع است كه مى گويند قبور شهداى مرج عذرا در آنجا واقع شده است ، يا بعضى از اعضاى بدن آنان در آنجا مدفون شده است . (388)
14. محمد بن ابى ابكر - باب الصغير شام  
وى فرزند ابوبكر، ولى پرورش يافته و ((ربيب )) على عليه السلام است و مادرش اسماء بنت عميس از زنان پاك طينت روزگار بود كه فرزندان رشيدى تحويل جامعه اسلامى داد. محمد علاوه بر فضايل و مكارمى كه داشت جد مادرى حضرت امام صادق محسوب مى شود. بدين گونه كه پسرى به نام قاسم فقيه حرمين داشت كه دختر او ام فروه همسر امام باقر عليه السلام و مادر حضرت امام صادق عليه السلام است .
محمد و عبدالله و عون فرزندان حضرت جعفر طيار، و يحيى پسر حضرت على عليه السلام ، برادران مادرى محمد مى باشند. محمد از طرف حضرت امير المومنين دوبار به استاندارى مصر منصوب شد، يكبار قبل از مالك اشتر و بار ديگر بعد از مالك . در مرتبه دوم ، معاويه بن خديج و عمر و عاص ‍ به دستور معاويه او را به شهادت رسانيده و نعش مطهرش را در شكم الاغى مرده گذاشته و آتش زدند و سرش را براى معاويه به شام فرستادند ((اكنون مدفن سر مقدسش در باب الصغير شام مشهور است ))
گويند عايشه در شهادت محمد گريست و در قنوت هر نماز بر معاويه و عمرو عاص و معاويه بن خديج لعن مى كرد.
اميرالمومنين عليه السلام نيز سخت بر محمد گريست و فرمود: ((محمد ابنى من ظهر ابى بكر)) ع : محمد پسر من است از پشت ابوبكر. محمد به هنگام شهادت بيست و هشت ساله بود و پيامبر صلى الله عليه و آله قبل از ولادت از شهادت وى خبر داده بود. قبر وى در مصر خيابان حيضان جنب جامع الدعا در پشت دانشگاه الازهر واقع شده است .
والسلام
قم - حرم اهل بيت عليه السلام
على ربانى خلخالى <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:568.txt">پاورقی 1 الی 100</a><a class="text" href="w:text:569.txt">پاورقی 101 الی 200</a><a class="text" href="w:text:570.txt">پاورقی 201 الی 300</a><a class="text" href="w:text:571.txt">پاورقی 301 الی 388</a></body></html>1- ملحقات احقاق الحق ، بزرگ مرجع شيعه مرحوم آية الله العظمى سيد شهاب الدين مرعشى نجفى (متوفاى 1411 ق )،ج 33،ص 61چاپ اول . براى توضيح بيشتر ر.ك به كتاب (سيرتنا و سنتنا) تاليف مرحوم علامه امينى صاحب كتاب الغدير
2- ملحقات احقاق الحق ، بزرگ مرجع شيعه مرحوم آية الله العظمى سيد شهاب الدين مرعشى نجفى (متوفاى 1411 ق )،ج 33،ص 61چاپ اول . براى توضيح بيشتر ر.ك به كتاب (سيرتنا و سنتنا) تاليف مرحوم علامه امينى صاحب كتاب الغدير
3-ملحقات احقاق الحق ، بزرگ مرجع شيعه مرحوم آية الله العظمى سيد شهاب الدين مرعشى نجفى (متوفاى 1411 ق )،ج 33،ص 61چاپ اول . براى توضيح بيشتر ر.ك به كتاب (سيرتنا و سنتنا) تاليف مرحوم علامه امينى صاحب كتاب الغدير
4- سوره انفال ، آيه 33
5- سوره اسراء آيه 60
6- بحارالانوار مرحوم علامه مجلسى (متوفاى 1111 هجرى قمرى ). المراجعات ، مرحوم آية الله سيد عبدالحسين شرف الدين عاملى (متوفاى 1377 ه ق )، ص 29، ج 39، ص 278. الغدير مرحوم علامه امينى (متوفاى 1390 ه ق )، ج 10 ص 280، چاپ سوم سال 1378 قادتنا كيف نعرفهم (پيشوايانمان را چگونه بشناسيم ؟) صفحات و بزرگ مرجع عالم تشيع مرحوم حضرت آية الله العظمى سيد محمد هادى ميلانى (متوفاى رجب 1395ق )
7- احتمال دارد كه اين عمل والى براى تجربه صحت خواب نيز بوده است .
8- منتخب التواريخ ، حاج ميرزا هاشم خراسانى ، چاپ و انتشارات علميه اسلاميه ، ص 388، باب ششم
9- كرامات و معجزات خراسانى ص 9
10- سرگذشت جانسوز حضرت رقيه (ع ) ص 53 به نقل از م