ه رو نمای او

قصری هزار آینه شد سر سرای او

آمیخته به عصمت و توحید و معرفت

زرّینه خشت محکم اول بنای او

بانوی ماهتاب دمیده است تا فقط

هنگام خواب قصه بگوید برای او

سمت نگاه مشرقی اش صبح دائم است

خورشید سالهاست نشسته به پای او

عطر هزار باغچه گل، در ترنّمش

شهر بهار ساکن سبز هوای او

آئینه ی تداعی لبخند فاطمه است

انگار روبرو شده با خنده های او

وقتی که از سپر مدینه طلوع کرد

خورشید زندگانی خود را شروع کرد

 

از شاخه ی طلایی طوبی که چیده شد

در ساق عرش، عطر رهایی وزیده شد

در صُلب سیب، مِهر، تبلور نمود و بعد

در پوشش طهارت محض آفریده شد

شیوا ترین سلام سپیده به آفتاب

در لحظه تلألوء سبزش شنیده شد

تلفیقی از هدایت و نور است این شهاب

خطی که روی صفحه ی ظلمت کشیده شد

قبل از شروع خلقت عالم کمال یافت

آن روز متصّف به صفات حمیده شد

اشراق مهر سجده به خاک زمین اوست

تکوین عشق، معجزه ی کمترین اوست

 

صبح ولادتش همه جا عطر سیب داشت

گل بانویی که ایل و تباری نجیب داشت

نیلوفر عفاف به قنداقه اش دخیل

گلبوسه ی نسیم ز عطرش نصیب داشت

می آمد از طراوت گلخانه ی خدا

بیخود نبود رایحه ای دلفریب داشت

شیرین زبان قافله ی نازدانه ها

تن پوشی از حریر پر از عندلیب داشت

از وقت آفرینش نور مطهرش

با نام پاک فاطمه اُنسی عجیب داشت

تنها سه ماه آخر عمر سه ساله اش

اندازه سه قرن، فراز و نشیب داشت

 

شاعر: مصطفی متولینام و کنيه‏

زينب در لغت به معناي درخت نيکو منظر آمده و ممکن است مخفف زين و أب يعني زينت پدر باشد. براساس متون تاريخي و روايات، اميرالمؤمنين دو يا سه دختر به نام زينب داشته که بانوي شجاع کربلا زينب کبري بوده است و چنان که شيخ مفيد و برخي ديگر گفته‏اند زينب صغري همان خواهر مادري زينب يعني امّ‏کلثوم بوده است ولي شيخ مفيد؛ در پايان کلام خود، در زمره فرزندان عليعليه السلام به زينب صغراي ديگري اشاره مي‏کند که مادرش کنيز بوده است. يکي از القاب حضرت زينب که در روايات هم آمده است عقيله يا عقيله بني‏هاشم به معناي زن ارجمند و يکتا در ميان خويشاوندان مي‏باشد. و در ميان کنيه‏هاي زينب عليها السلام نيز امّ‏کلثوم و امّ‏عبداللَّه ذکر شده که بر اساس اين نقل، زينب امّ‏کلثوم کبر و خواهرش امّ‏کلثوم صغري است. با اين حال در بسياري از کتابها مانند مناقب ابن شهرآشوب و شرح نهج‏البلاغه‏ي ابن ابي‏الحديد ، خواهر آن بانوي معظمه را امّ‏کلثوم کبرا مي‏دانند و براي زينب عليها السلام چنين کنيه‏اي ذکر نکرده‏اند. <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:631.txt">زخم لاله</a><a class="text" href="w:text:632.txt">عطش</a><a class="text" href="w:text:633.txt">سه ساله</a><a class="text" href="w:text:634.txt">مرهم</a><a class="text" href="w:text:635.txt">آشیانه</a><a class="text" href="w:text:636.txt">سه ساله</a><a class="text" href="w:text:637.txt">عروسک</a></body></html>می آیم با شمیم زخم لاله

به دستم خون اوراق سه ساله

چهل بار از کتابی سرخ خواندم

مصیبت نامه ی یاس سه ساله

 

شاعر: محمد حسین انصاری نژادبنویس که با شتاب باید برسد

فورا ببرش، جواب باید برسد

لب های رقیه از عطش خُشک شده

این نامه به دست آب باید برسد

 

شاعر : جلیل صفر بیگی با شیون و اشک و ناله بر می گردند

رفتند، چو یاس و لاله بر می گردند

در قافله جای آفتابی خالی ست

افسوس که بی سه ساله بر می گردند

 

شاعر: یوسف رحیمیای داغ غمت لاله به باغ دل ما

نام تو رقیّه جان، چراغ دل ما

دلسوختگان غم خود را دریاب

بگذار تو مرهمی به داغ دل ما

 

شاعر: سید رضا مؤیدتنش لبریز زخم تازیانه

شب و ماه خرابه آشیانه

گل پرپر پدر را خواب می دید

ستاره نم نم از چشمش روانه

 

شاعر: محمد حسین انصاری نژادخمیده قد دلجویی سه ساله

پریشان است گیسویی سه ساله

پدر را دید و جان تسلیم او کرد

شهید عشق، بانویی سه ساله

 

شاعر: مریم حقیقتزبان آتش و گل های دامن

عمود خیمه و رنج خمیدن

به خاک افتاده این جا یک عروسک

رقیه در تب بالا پریدن

 

شاعر: سودابه امینی<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:639.xml">غزل</a><a class="folder" href="w:html:656.xml">دوبیتی</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:640.txt">ماهی در التهاب</a><a class="text" href="w:text:641.txt">شش ماهه</a><a class="text" href="w:text:642.txt">ناله ی شکسته </a><a class="text" href="w:text:643.txt">ذبح عظیم </a><a class="text" href="w:text:644.txt">رنگ عشق</a><a class="text" href="w:text:645.txt">ماه مادر</a><a class="text" href="w:text:646.txt">گریه ی بی اشک</a><a class="text" href="w:text:647.txt">سه شعبه</a><a class="text" href="w:text:648.txt">فانوس مهتاب</a><a class="text" href="w:text:649.txt">بي مقدمه</a><a class="text" href="w:text:650.txt">آخرین سر باز </a><a class="text" href="w:text:651.txt">مسیح عترت</a><a class="text" href="w:text:652.txt">اصغر</a><a class="text" href="w:text:653.txt">قنداقه</a><a class="text" href="w:text:654.txt">شیشه ی می</a><a class="text" href="w:text:655.txt">خودت</a></body></html>دوران کودکي

‏ دختر بزرگوار فاطمه عليها السلام در سن پنج يا شش سالگي مادر خود را از دست داد. ليکن با همين سنّ کم چنان تربيت شده بود که از فاطمه عليها السلام حديث و روايت نقل کرده و برخي از تاريخ‏نويسان و محدثان، خطبه فدک را به نقل از همين بانوي بزرگوار يعني حضرت زينب ذکر کرده‏اند. به عنوان نمونه ابوالفرج در مقاتل الطّالبيين در شرح حال عون بن عبداللَّه بن جعفر مي‏نويسد: مادر عون زينب عقيله، دختر علي بن‏ابي‏طالب است. سپس ادامه مي‏دهد:

زينب همان زني است که ابن عباس خطبه فدک فاطمه عليها  السلام را از او روايت کرده است و در آغاز خطبه گويد: اين خطبه را عقيله ما زينب دختر عليعليه السلام براي ما روايت کرد .(1) از ميان محدثان، مرحوم شيخ صدوق در کتاب علل در باب علل الشّرايع و اصول الاسلام بخشي از اوايل خطبه فدک را که در آن علل احکام ذکر شده نقل و سند آن را اين‏گونه ذکر مي‏کند: حَدَّثَنا مُحَمّدُ بنُ مُوسَي بنِ المُتَوَکِّل، قالَ: حَدَّثنَا عَليُّ ابن الحُسَين السَّعْدآبادي، عَنْ اَحْمَد بنِ اَبي عَبْداللَّهِ البَرقي، عَنْ اِسْماعيلَ بن مِهْران عَنْ اَحمَد بن مُحَمَّد ابنِ جابر، عَنْ زَيْنَب بِنْتِ عَليّ قالَتْ: قالت فاطمةعليها  السلام في خُطَبَتِها... (2) بر خواننده محترم پوشيده نيست که نقل چنين خطبه‏اي از طرف دختري در سن پنج يا شش سالگي و حفظ کامل آن با آن همه بلاغت و جامعيت، نشانه کمال رشد، فهم، علم و دانايي اوست و مي‏توان گفت که ايشان عطيّه الهي بوده و ويژگي‏هاي خاصّي داشته است. سخنان حضرت زينب عليها السلام در طول مسافرت کربلا، کوفه و شام و خطبه‏ها و سخنرانيهايي که در فرصتهاي مختلف در برابر ستمکاران و طاغيان آن زمان و مردم ايراد فرموده است، نشان مي‏دهد که علم، دانش و کمال آن بانوي بزرگوار اکتسابي و از راه تحصيل و تعليم نبوده است بلکه‏ عنايت الهي و جنبه خارق‏العاده‏اي داشته است. دليل اين ادّعا کلام امام چهارمعليه السلام است که پس از سخنراني زينب عليها  السلام در کوفه، آن حضرت خطاب به او فرمود: يا عَمَّة! اُسْکُتي اَنْتِ بِحَمْدِاللَّهِ عالِمَةٌ غَيْرُ مَعَلَّمَة، وَ فَهِمَةٌ غَيْر