باران روان مى باشد.
2 ـ تير حادثه ، به هنگام صبحِ، سرزمين كربلا، حسين (ع ) را نشانه مى گيرد و از حرقه ى او به خطا نمى رود.
3 ـ بـه دسـت كـسـى كـه بـدتـريـن هـمـه ى بـنـدگـان خـدا و از نسل زناكاران و از سپاه بيرون آمدگان از دين و از تبهكاران است [تيرباران مى شود.]
4 ـ اى امّت تبهكار و بدكار! بياييد. فردا چه حجّتى خواهيد آورد؟ در حالى كه بيشتر شما او را با شمشير ضربه زده است .(506)
سـرانـجـام ، ايـن يـادگـار حادثه ى كربلا و بازمانده ى دوران تلخ اسارت در روز پنجشنبه ، پـنـجـم ربـيـع الاوّل سـال 117 ه‍ .ق در مدينه ديده از جهان فروبست و به رحمت ايزدى پيوست .(507)
39 ـ سوّاربن مُنْعم هَمْدانى (508)
سـوّار كـه در كـوفه مى زيست در دوران صلح به امام حسين (ع ) پيوست و تا روز عاشورا همراه آن حـضرت بود و در نبرد نخست به سپاه كوفه حمله كرد.(509) درباره زمان شهادتش اخـتـلاف اسـت . بـه بـاور بـرخى او در همان حمله به شهادت رسيد.(510) ولى برخى ديـگـر نـوشته اند كه : ((سوّار بر اثر زخم و ضربه هاى سخت دشمن از اسب بر زمين افتاد و دسـتـگـير شد. عمر سعد فرمان به كشتن او داد. ولى عموزاده هايش ميانجيگرى كرده او را از مرگ رهـانـيـدنـد. سوّار مدت شش (511) تا دوازده ماه (512) نزد آنها مانده سرانجام بـر اثـر جـراحـت هـاى وارده بـه شـهـادت رسـيـد.))(513) بـرخـى ديـگر نيز گفته اند اسـتـدعـاى قـبـيـله سـوّار مـوجـب آزادى وى نـشـد و او تـا پـايـان عـمـر در زنـدان كـوفـه بـاقـى بود.(514)
زيـارت نـاحيه مقدسه امام (ع ) گزارش مربوط به اسارت وى را تاءييد مى كند. در آن زيارت چنين مى خوانيم :
((السـلام عـلى الجـريـح الْمـَاءْسـُور سـَوّارِبـْنِ اءبـى حـِمْيَرِ الْفَعْمى (515) الهَمْدانى .))(516)
((درود بر مجروح اسير، سوّاربن اءبى حمير فهمى همدانى .))
40 ـ شهربانو
شهربانو دختر يزدجرد پادشاه ايران بود. وى پس اسارت به دست لشكريان اسلام در مدينه به همسرى امام حسين (ع ) در آمد. در تاريخ يعقوبى چنين آمده كه : يكى از فرزندان امام حسين (ع ) عـلى اصـغـر اسـت و مـادرش حـرار دخـتـر يـزدجـرد مـى بـاشـد كـه حـسـيـن (ع ) او را غـزاله مـى نـامـيـد.(517) بـرخـى شـمـار فـرزنـدانـش را چهار تن ذكر مى كنند. 1 ـ على اصغر 2 ـ عـبـداللّه 3 ـ زيـنـب كـه در كـودكـى فـوت شـد. 4 ـ ام كـلثـوم كـه آنـهـم در كـودكـى فـوت شد.(518)
امـا ايـنـكه شهربانو در كربلا حضور داشته يا نه ؟ برخى از منابع بر اين باورند كه : وى پـس از تـولّد امـام زين العابدين (ع ) در حالت نفاس از دنيا رفت .(519) برخى ديگر مـعـتـقـدنـد كـه او در كـربـلا حـضـور داشـتـه ، ولى هـنـگـامـى كـه اهـل بـيـت (ع ) را اسـيـر كـردنـد شـهـربـانـو بـراى آن كـه اسـيـر نـشـود، خـود را بـه داخل رود فرات انداخت .(520)
صـاحب روضة الشهداء مى گويد: شهربانو در كربلا حضور داشته ، به امام حسين (ع ) عرض كرد كه من در اينجا غريب هستم ، خواهران و دختران تو چون از تبار پيامبرند، حرمت اينها را نگه مـى دارنـد. ولى مـن دختر يزدجرد شهريار ايران هستم ، مى ترسم دشمنان حرمت حرم تو را نگه ندارند، امام فرمود: ناراحت نباش تو هم محترم هستى و كسى دست به سوى تو دراز نخواهد كرد. روايـتى ديگر اين است كه امام فرمود: در آن هنگام كه من از پشت اسب به زمين افتادم مركب من نزد تو مى آيد، شما سوار بر مركب شو و عنان را به او بسپار كه تو را از ميان اين لشكر بيرون بـرده و بـجـايـى كـه خـداونـد خـواهـد مـى رسـانـد. امـّا اصـلح اقوال اين است كه شهربانو همراه اهل بيت (ع ) به شام رفت .(521)
41 ـ شهربانو مادر محمّدبن ابى سعيدبن عقيل
شـهـربـانـو از جـمله زنانى بود كه در كربلا حضور داشت . وى ام ولد و نام فرزندش محمّدبن ابى سعيدبن عقيل بود.(522) شهربانو روز عاشورا صحنه شهادت فرزندش توسط هـانـى بـن ثـبـيـت حـضـرمـى را بـا حـالت وحـشـت و بـهـت زدگـى و بـدون سـخـن گفتن مشاهده مى كـرد.(523) او بـه هـمـراه ديـگـر اسـيـران اهـل بـيـت (ع ) بـه اسـارت دشـمـن در آمد.(524)
42 ـ صديقه صغرى زينب كبرى
43 ـ صفيّه بنت على (ع )
صـفيّه از دختران اميرالمؤ منين (ع ) مى باشد. وى در كربلا حضور داشت و به اسارت لشكريان يـزيـد در آمـد.(525) در روز عـاشـورا در هـنـگـام وداع امـام حـسـيـن (ع ) بـا اهل بيت (س ) از جمله كسانى كه در آن جمع حضور داشته همين صفيه بود.(526)
در شـام وقـتـى اسـراء را نـزد يـزيـد بـردند او از نام آنها پرسيد، از كسانى كه نامش در آنجا برده شد صفيّه بنت على بود.(527) و در جاى ديگرى كه نام او برده شده ، زمانى است كه اسرا به مدينه برگشتند ام لقمان فرياد و ناله آنها را شنيد. از جمله اين افراد كه در ميان اسيران حضور داشتند صفيّه بنت على (ع ) بود.(528)
44 ـ عاتكه
عاتكه فرزند مسلم و مادرش رقيه بنت على (ع ) مى باشد. وى از جمله كسانى است كه در كربلا حضور داشت و امام حسين (ع ) روز عاشورا هنگام وداع او را صدا زد.(529)
بـرخـى از مـورّخـيـن عـاتكه را در شمار اسيران كربلا ذكر كرده اند،(530) هنگامى كه اسـيـران بنى هاشم از شام به مدينه برگشتند او هم در جمع آنان حضور داشت .(531) بـرخـى گـويـنـد: عـاتـكـه در روز عـاشـورا هـنـگـام هـجـوم لشـكـريـان بـه خـيـمـه بـه شهادت رسـيـد.(532) وى اضـافـه مى كند كه در بين راه مكّه به كربلا زمانى كه خبر شهادت مسلم به كاروان حسينى رسيد امام حسين او را مورد تفقّد و دلجويى قرار داد.
45 ـ عبداللّه بن حسن (ع )
عـبـداللّه ، فـرزنـد امـام حـسـن (ع ) اسـت . مـادرش ، ام ولد و بـه حـبـيـبـه نـامـبـردار مـى بـاشد.(533) نام وى در كتاب ((شرح الاخبار))، در رديف اسيران سرافراز كربلا ذكر شده است .(534) ولى ساير منابع ، او را شهيد كربلا قلمداد كرده اند.(535)
46 ـ عبداللّه بن عباس بن على (ع )
مـورّخـان و رجـال شـنـاسـان پـيـشـيـن در كـتـاب هـاى خـود، از عـبـداللّه نـام نـبـرده انـد. ولى احـتـمـال دارد او، هـمـان عـبـيـداللّه بـن عـباس بن على (ع ) باشد كه ابن حزم از وى ياد كرده است .(536) بـه اعـتـقاد قاضى نعمان ، دانشمند شيعى قرن چهارم ، عبداللّه ، پس از شهادت امـام حـسـيـن (ع ) و اصحاب باوفايش ، همراه افرادى ديگر از خاندان عصمت و طهارت ، از كربلا به كوفه و شام به اسارت برده شد.(537)
47 ـ عمران بن حسين (ع )
تـنـها منبع كهن كه از عمران ، فرزند امام حسين (ع ) ياد كرده ، روضة الصفا است . به گفته ى مـؤ لّف ايـن كـتـاب ، عـمـران در كـربـلا چـهـار سـال داشـت و بـه فـيـض شـهـادت نايل نگشت .(538) مردِ چشم كبود سپاه يزيد، در روز عاشورا، فرش پوستين را از زير پـايـش كـشـيد و او را به زمين انداخت .(539) از قضاياى مربوط به وى در دوران سخت اسارت و پس از آن اطلاعى در دست نيست .
48 ـ عمربن حسين (ع ) عمروبن حسين (ع )
49 ـ عمربن حسن (ع ) عمروبن حسين (ع )
50 ـ عمروبن حسين (ع )
عـمرو، فرزند امام حسين (ع ) و مادرش ام ولد است . وى ، پس از شهادت پدر بزرگوارش در سنّ چـهـار يـا يـازده سـالگـى هـمـراه سـايـر اهـل بـيـت (ع ) بـه كـوفـه و شـام بـه اسـارت بـرده شـد.(540) چـون كـار