تا سـرم را بـپـوشـانـم (يـا عـمـتـاه هل من خرقة استر بهاراءسى عن اعين النّظار؟ فقالت : يا نبتاه و عـمـّتـك مـثـلك ) يـعـنـى عـمـه ات مانند تو مى باشد من ديدم سر آن مظلومه هم مكشوف و بدنش از ضـرب تـازيـانـه و كـعب نيزه كبود گرديده . وقتى به خيمه رسيديم ، ديدم تمامى خيمه ها را غارت كرده اند. برادرم على بن الحسين (ع ) را ديدم كه از گرسنگى و تشنگى و طغيان درد بر روى زمين افتاده و توان نشستن ندارد. از مشاهده اين حوادث ما براى او گريه مى كرديم او هم به حال ما گريه مى كرد.(566)
شمارى از مورخين خطبه اى را كه در كوفه بعد از حضرت زينب خوانده شده به فاطمه صغرى نـسـبت مى دهند(567) كه ما آن را در عنوان فاطمه بنت الحسين (ع ) آورديم . از طرفى در مـنـابـع مـعـتبر و متقدم چنين آمد كه يكى از فرزندان امام حسين فاطمه است و ديگر عنوانى به نام فـاطـمه صغرى ديده نشد.(568) شايد آوردن قيد صغرى به خاطر حضور فاطمه بنت عـلى (ع ) در كـربـلا و جـمـع اسـيـران بـود، نه اينكه امام حسين دو فاطمه داشته يكى صغرى و ديگرى كبرى ؛ كه چنين نيست .
پـس آن چـه مـسلم است اين كه يك دختر از امام حسين به نام فاطمه در كربلا حضور داشته و جزء اسـيـران بـوده اسـت . بـسـيارى از منابع تحت عنوان فاطمه بنت الحسين از ايشان نام برده اند و بـرخـى تـحـت عـنـوان فـاطمه صغرى ، اما درباره حضور فاطمه صغرى در مدينه مدرك معتبر و مهمى جز ناسخ ندارد.
بـنـا بـر گـفـتـه بـرخـى از مـورخـيـن ، فـاطـمـه صـغـرى در سـال سـى ام هـجـرى بـه دنـيـا آمـده و در واقـعـه كـربـلا در حـدود سـى سـال سـن داشته و در سال 110 هجرى وفات يافته است . در پشت قبر سكينه (س ) و ام كلثوم (س )، سمت چپ آن ، قبرى است منسوب به فاطمه صغرى (ع ) دختر امام حسين (ع ).
در بيشتر منابع روايت شده كه وى در منزل خود، يعنى در پشت مسجد النّبى (ص ) وفات يافت و در بقيع به خاك سپرده شد.
مـؤ لف كـتـاب سـتـاره درخـشـان از شـيـخ عـلى فـلسـفـى چـنـيـن نـقـل مـى كـنـد كـه : فاطمه صغرى در شام مدفون و داراى حرم و بقعه اى بسيار زيبا و زائرين فراوانى دارد.(569)
56 ـ فاكهة فكيهه
57 ـ فضّه
فـضـّه فرزند پادشاه هند بود كه پس از اسارت به دست مسلمانان ، توسّط پيغمبر (ص ) به خـدمـت فاطمه (س ) در آمد. وى داراى فضائل و ارزشهاى والايى است كه در كتاب هاى تاريخى ، تفسيرى به آنها اشاره شد.(570) او همچنين يكى از حافظان قرآن بود كه با مردم به وسيله آيات الهى سخن مى گفت .(571)
فـضّه از جمله كسانى است كه پس از حضرت زهرا (س ) افتخار خدمتگذارى حضرت زينب (س ) را داشت و در كنار آن حضرت در كربلا حضور داشته است .(572)
بـنـا بـه گـفته برخى منابع زمانى كه دشمنان اهل بيت (ع ) تصميم گرفتند با اسب بر بدن امـام حـسين (ع ) و شهيدان بتازند، فضّه خدمت حضرت زينب (س ) عرض كرد: سفينه غلام آزاد شده پـيـغمبر هنگامى كه در ميان دريا كشتى اش شكست و به جزيره افتاد، توسّط شيرى كه در همان نـزديكى بود راهنمايى شد و نجات پيدا كرد. اكنون كه دشمنان چنين تصميم شومى دارند اجازه بـده بـروم سـراغ شـيـرى كـه در ايـن نـزديـكـى هـا اسـت ؟ بهرحال فضه رفت و آن شير را از جريان آگاه ساخت ، شير آمد و مانع تاختن اسب بر بدن امام حسين (ع ) شد.(573)
فـضـّه در جريان اسارت خاندان پيامبر در هنگام سوار شدن آنها بر مركب ، دستان حضرت زينب (س ) را گـرفـت و او را كـمك كرد تا آن بى بى سوار شود(574) و خود فضّه هم جزء اسيران بود.(575)
فـضـّه در روز عـاشـورا ايـن افـتـخـار را داشـت كـه هـنـگـام وداع امـام بـا اهل حرم مورد خطاب محبّت آميز امام قرار بگيرد.(576)
تـاريـخ فـوت فـضـّه مـعـلوم نـيـست ، اما قبر او در شام است . بقعه وى در باب الصغير بعد از خـروج از بـقـعـه عـبـداللّه بن جعفر طيّار و بلال به طرف بقعه محمّدبن ابى بكر در سمت دست راسـت قـرار گـرفـتـه و روى سـر در بـقـعـه نـوشـتـه اسـت : ((فـضـّة خـادمـة رسول اللّه )).(577)
58 ـ فكيهه
فكيهه ، يا، فاكهة ،(578) همسر عبداللّه بن اريقط(579) و مادر قارب ، شهيدِ گـلگـون كـفـن كـربـلا اسـت .(580) او، كـنـيـز امـام حـسـيـن (ع ) بـود و در منزل رباب خدمت مى كرد. فكيهه ، هنگام حركت امام حسين (ع ) به كربلا با فرزندش قارب به كـربـلا رفـت و بـه دسـت دشـمـن زبـون بـه اسـارت گـرفته شد.(581) از وى اطلاع ديگرى در دست نيست .
59 ـ قاسم بن محمدبن جعفر (ع )
قاسم ، فرزند محمدبن جعفربن ابى طالب (ع ) است .(582) عبداللّه بن جعفر (ع )، با نـظـر امـام حـسـيـن (ع )، قـاسـم را بـه دامـادى بـرگـزيـد و ام كـلثـوم را بـه عـقد ازدواج وى در آورد(583) و خـداونـد مـتـعـال دخـتـرى بـه آنـان عـنـايـت كـرد.(584) اگـرچـه رجال شناسان معاصر، قاسم را از شهيدان كربلا دانسته اند(585) ولى قاضى نُعْمان ، متوفاى سيصد و شصت و سه هجرى ، وى را از اسيران حادثه ى خونين عاشورا بر شمرده است .(586)
60 ـ قاسم بن عبداللّه بن جعفر (ع )
قاسم ، فرزند عبداللّه بن جعفربن ابى طالب (ع ) و مادرش ام ولد است .(587) او، جزو پنج نفرى مى باشد كه در، روز عاشورا زنده ماند و به شهادت نرسيد.(588) قاضى نـُعـْمـان ، از دانـشـمـنـدان قـرن چـهـارم نـيـز، نـام وى را در زمـره ى اسـيـران كـربـلا ذكـر مـى كند.(589) از او اطلاع ديگرى در دست نيست .
61 ـ قفيرة
قـفـيـرة يـا مـليـكـه ، دخـتـر علقمة بن عبداللّه بن ابى قيس (590) است . او در حبشه به جعفربن ابى طالب (ع ) اهداء شد ولى آن بزرگوار، چون به مدينه بازگشت قفيرة را به امام عـلى (ع ) بـخـشـيد. او تا زمان شهادت حضرت فاطمه (س )، خدمتكار اين بانوى بزرگ اسلام و فرزندان عزيزش بود و پس از آن به خدمت در خانه ى حضرت زينب (س ) مفتخر شد. از آنجا كه هـمـسـرش ، عـقـبـة بـن سـمـعـان غـلام ربـاب بـود بـا وى نـيـز در كـارهـاى منزل رباب همكارى مى كرد. چون حضرت زينب (س )، با كاروان حسينى از مدينه خارج شد، قفيرة ، با شوهرش به كربلا آمد(591) و پس از شهادت امام حسين (ع ) و اصحاب با وفايش ، در شمار اسيران حادثه ى خونين عاشورا قرار گرفت .
62 ـ محمّدبن حسين (ع )
مـحـمـّد، فرزند امام حسين (ع )(592) و از اسيران سرافراز كربلا است .(593) چـون ، او و يـازده نـفـر ديـگر از بنى هاشم را با دست و پاى بسته با زنجير به مجلس يزيد آوردند. يزيد به آنان زخم زبان زد و گفت : جانتان را به وسيله ى بنده هاى عراق نجات داديد. امام سجّاد(ع ) با تلاوت آيه ى شريفه ى ذيل پاسخش را داد و او را خشمگين كرد:(594)
((مـا اَصـابَ مـِنْ مـُصـيـبـةٍ ص الارضِ ولا ص اَنـْفـُسـِكـُم اِةّ ص كـتـابٍ مـن قـَبـْلِ ان نَقَْاءها.))(595)
(حديد: 22)
از وى اطلاع ديگرى در دست نيست .
63 ـ محمّدبن عقيل (ع )
محمدبن عقيل ، ملقّب به اصغر و مادرش ام ولد است .(596) او با زينب صغرى ، دختر امام عـلى (ع ) ازدواج كـرد؛(597) و داراى پـنـج فـرزنـد بـه نام هاى عبداللّه ، عبدالرحمن ، قاسم ، حسين و عقيل گرديد.(598) نسل عقيل (ع ) نيز، تنها از ميان فرزندان محمّد باقى مانده است .(599)
محمّد، از جمله افرادى است كه در كربلا به شهادت نرسيده و نزد عبيداللّه بن زياد ب