م ، ص 25)
خ ) 8 شعبان . (مقتل الحسين (ع )، مقرم ، ص 25)
د) 9 شعبان . (مناقب ، ج 4، ص 189؛ روضة الواعظين ، ص 222)
ذ) 15 شعبان .(كشف الغمة ، ج 2، ص 285)
ر) 21، 23 و 25 شعبان . (اعيان الشيعة ، ج 1، ص 629)
ز) 5 رمضان . (تذكرة الاءئمه ، مجلسى ، ص 94)
درباره سال ولادت نيز اختلاف وجود دارد:
آن را 33 ه‍ .ق (تـذكـرة الخـواص ، ص 291، بـه عـنـوان يـكـى از اقـوال )، 36 ق (مناقب ، ج 4، ص 189؛ اعلام الورى ، ص 251؛ بحار، ج 46، ص 14) و 37 ق (مناقب ، ج 4، ص 189؛ اعيان الشيعه ، ج 1، ص 629) نيز گفته اند. يكى از معاصرين ، ضمن ردّ قول مشهور، تاريخ ولادت را 48 يا 49 ق مى داند. (زندگانى على بن الحسين (ع )، شهيدى ، ص 34).
2 ـ جـنـّات الخـلود، ص 24، به فرمايش امام باقر (ع )، علّت ملقّب شدن امام چهارم (ع ) به ((سجّاد))، كثرت سجده هاى آن حضرت مى باشد. (بحار الانوار، ج 86، ص 201)
3 ـ جـنـّات الخلود، همانجا؛ ناسخ التواريخ ، ج 1، ص 11. اين حديث به صورت كلّى ، نه دربـاره امـام سـجـاد (ع )، در بـحـار الانـوار، ج 66، ص 128 نـيـز نقل شده است .
4 ـ الفصول المهمّه ، ص 201؛ نور الابصار، ص 244.
5 ـ جنّات الخلود، ص 24؛ ناسخ التواريخ ، ج 1، ص 25.
6 ـ مناقب ، ج 4، ص 188؛ دلائل الامامة ، ص 80؛ كشف الغمّه ، ج 2، ص 285 و 286.
7 ـ زندگانى على بن الحسين (ع )، شهيدى ، ص 8.
8 ـ الارشـاد، ج 2، ص 137؛ مـنـاقـب ، ج 4، ص 189؛ تـاريخ مدينة دمشق ، ج 41، ص 137. كنيه ى آن بزرگوار را ((ابو الحسين )) (نسب قريش ، ص 59)، ((ابوبكر)) (كشف الغمه ، ج 2، ص 286)، ((ابو القاسم )) (مناقب ، ج 4، ص 189) و ((ابو عبداللّه )) نيز گفته اند. (تاريخ مدينة دمشق ، ج 41، ص 360)
9 ـ مناقب ، ج 4، ص 189؛ الارشاد، ج 2، ص 137.
10 ـ مناقب ، همانجا.
11 ـ تاريخ يعقوبى ، ج 2، ص 303.
12 ـ عيون اخبار الرضا (ع )، ج 2، ص 127؛ الخرائج ، ج 2، ص 751.
13 ـ الارشـاد، ج 2، ص 155.نيز ر.ك كشف الغمه ، ج 2، ص 294 و 317؛ طبقات الكبرى ، ج 5، ص 211.
14 ـ تاريخ يعقوبى ، ج 2، ص 241.
15 ـ العقد الفريد، ج 5، ص 123.
16 ـ مقتل الحسين (ع ) مقرم ، ص 128.
17 ـ مناقب ج 4، ص 96.
18 ـ امالى صدوق ص 130.
19 ـ حياة الامام الحسين (ع )، ج 2 ص 261.
20 ـ انساب الاشراف ، ج 3، ص 160.
21 ـ الارشاد، ج 2، ص 34.
22 ـ الارشاد ج 2، ص 35.
23 ـ تاريخ زندگانى امام حسين (ع )، عماد زاده ، ج 1، ص 422.
24 ـ مـنـاقـب ، ج 4، ص 92؛ مـجـمـع البيان ، ج 6، ص 779، دار المعرفة . نيز ر.ك تاريخ دمشق ج 64، ص 206 با تفضيل بيشتر.
25 ـ تاريخ طبرى ، ج 5، ص 387.
26 ـ احـتـمـال دارد عـُذَيـْب مـراد بـاشـد كـه بـه اشـتـبـاه ، عُذَيل نوشته شده است . ر.ك معجم البلدان ، ج 4، ص 92.
27 ـ حضرت على اكبر (ع ) شبيه پيامبر، شهيد ولايت ص 137. گزارش فوق در منابع متقدم و مـتـاءخـر از عـقـبة بن سمعان نقل شده است (الارشاد، ج 2، صفحه 82، تاريخ طبرى ، ج 5، ص 407، مقتل الحسين (ع ) خوارزمى ج 1، ص 226.)
28 ـ الارشاد ج 2 ص 66؛ مروج الذهب ، ج 3، ص 60.
29 ـ الامام الحسين (ع ) و اصحابه ، ص 150.
30 ـ مناقب ج 4، ص 5.
31 ـ شـرح الاخـبـار ج 3، ص 196؛ طبقات ج 5 ص 212. برخى عمر امام (ع ) را ده يا يازده سال ذكر كرده اند. (المنتخب ، طريحى ص 276 و 308)
32 ـ تاريخ طبرى ، ج 5، ص 455؛ انساب الاشراف ، ج 3، ص 206.
عـلّت ظـاهـرى كـسـالت امـام (ع ) نـاراحـتـى مـعـده (ارشـاد، ج 2، ص 114) و يـا تب داشتن (عبرات المـصـطـفـيـن ، ج 1، ص 453) و عـلّت واقـعـى آن ، بـاقـى مـانـدن عـتـرت طـاهـره و نسل پيامبر (ص ) بوده است .
33 ـ تسمية من قتل مع الحسين (ع )، ش 9.
34 ـ تاريخ طبرى ، ج 5، ص 418.
35 ـ تاريخ طبرى ، همانجا؛ الارشاد، ج 2، ص 91.
36 ـ الاشـارد، ج 2، ص 93 نـيـز ر.ك طـبـرى ج 5، ص 420؛ مقاتل الطالبيين ، ص 113؛ دار المعرفة مقتل الحسين (ع )، خوارزمى ، ج 1، ص 338.
37 ـ الارشاد، ج 2، ص 96.
38 ـ اثبات الوصية ، ص 142؛ مناقب ؛ ج 4، ص 185.
39 ـ امام كاظم يا امام رضا (ع ).
40 ـ اثـبـات الوصـيـه ص 142، عـلّامـه ى مـجـلسـى (ره ) مـى نـويـسـد: از امـام صـادق (ع ) پـرسـيـدنـد: انـگـشـتـر امـام حسين (ع ) در روز عاشورا به دست چه كسى افتاد؟ زيرا مى گويند لبـاس هـايش غارت شده است . فرمود: امام حسين (ع )، ضمن وصيت به فرزندش على بن الحسين (ع ) انـگـشترش را به او داد و امر امامت را به ايشان واگذار كرد... و اين انگشتر از پدرم به من رسيده است . (بحار الانوار، ج 43، ص 247)
41 ـ حياة الامام الحسين (ع )، قرشى ، ج 3، ص 274.
42 ـ معالى السبطين ، ج 2، ص 22 ـ 23.
43 ـ فـرمـان كـشـتـن امـام سـجـاد (ع ) در كـربـلا توسط شمر صادر شده است (ترجمة الامام الحـسـيـن (ع ) ابن سعد ص 78). خولى يكى از افرادى است كه فرش را از زير بدن امام سجاد (ع ) كشيد و مقنعه و گوشواره ى حضرت زينب (ع ) را برداشت ولى دچار عذاب الهى شد و مختار از او انتقام گرفت .
44 ـ در مـبـحـث ((در كـربـلا)) گـفـتـيـم كـه امـام سـجـاد (ع ) در كـربـلا بـيـسـت و سـه سال عمر داشت . ابن عساكر نيز كودك نبودن امام سجاد (ع ) را در كربلا تاءييد مى كند (تاريخ دمشق ج 41، ص 415.)
45 ـ در بـرخـى از مـنـابـع افزون بر مطلب فوق چنين آمده است : امام سجاد (ع ) به حميدبن مسلم گفت : پاداش خيريابى ، خداوند به سبب گفتار تو شرّى را از من دور كرد. (تاريخ طبرى ، ج 5، ص 454؛ مقتل الحسين ، خوارزمى ، ج 2، ص 43)
46 ـ الارشاد، ج 2، ص 112.
47 ـ معالى السبطين ، ج 2، ص 88.
48 ـ اثبات الوصيّة ، ص 173.
49 ـ مقتل الحسين (ع )، مقرّم ، ص 319.
50 ـ رجال كشى ، ص 264؛ الامام الحسين (ع ) و اصحابه ، ج 1، ص 272.
51 ـ مقتل الحسين ، مقرم ، ص 320.
52 ـ پيامهاى عاشورا، محدثى ص 154.
53 ـ معالى السبطين ، ج 2، ص 66.
54 ـ مقتل الحسين (ع )، مقرّم ، ص 320.
55 ـ معالى السبطين ، ج 2، ص 69.
56 ـ مقتل الحسين (ع )، مقرّم ، ص 320.
57 ـ معالى السبطين ، ج 2، ص 67.
58 ـ مـعـالى السـبـطـيـن ، ج 2، ص 67. در كـامـل بـهايى ص 287 آمده است : حرّبن يزيد را اقرباى او در جايى كه شهيد شده بود دفن كردند.
59 ـ معالى السبطين ، ج 2، ص 70؛ الدمعة الساكبة ، ج 5، ص 14.
60 ـ نفس المهموم ، ص 151.
61 ـ كامل ابن اثير، ج 4، ص 81.
62 ـ كامل الزيارات ، ص 445.
63 ـ معالى السبطين ، ج 2، ص 92.
64 ـ وى بـه حـذلم بـن بـشـيـر، حذيم بن شريك ، بشيربن حذلم ، يا، خزيم بن بشير نيز نامبردار است . (امالى مفيد ص 321)
65 ـ امـالى مـفـيـد، هـمـانـجـا، نـيـز ر.ك امالى طوسى ج 1، ص 90، الفتوح ، ج 5، ج 222؛ تاريخ يعقوبى ، ج 2، ص 245؛ الملهوف ص ‍ 192؛ مثير الاحزان ، ص 85.
66 ـ بحار الانوار، ج 45، ص 114.
67 ـ الارشاد، ج 2، ص 112 و 116؛ انساب الاشراف ، ج 3، ص 206، 208: الملهوف ، ص 202؛ مقاتل الطالبيين ، ص 60 دارالمعرفة ؛ تاريخ مدينة دمشق ج 41، ص 366؛ تاريخ طبرى ، ج 5، ص 457 با مقدارى تفاوت .
68 ـ مقتل الحسين (ع )، ابن مخنف ص 167.
69 ـ اين شعر به امام سجاد (ع ) و اءبى الاسود دوئلى نيز نسبت داده شده است (الفتوح ، ج 5، ص 245).
70 ـ احتجاج طبرسى ، ج 2، ص 305؛ نفس المهموم ، ص 360.
71 ـ مطابق نظر مشهور و معروف ، اين خطبه به هنگام ورود اسرا به كوفه ايراد شده است . ولى بـرخـى از نـويـسـنـدگـان بـا شـواهـدى احـتمال داده اند كه اين خطبه [و ساير خطبه هاى اهـل بـيت (ع )] در مرحله ى اوّل ورود خاندان عصمت و طهارت به اين شهر كه اسير بوده اند ايراد نـشـده ، بـلكـه در بـازگـشـت از شـام بـه كربلا جهت زيارت و مراجعت به كوفه و سپس مدينه خوانده شده است . (معالى السبطين ، ج 2، ص 162.)
72 ـ پيامهاى عاشورا، محدّ