يانى سلسله پيروزى حسينى در عاشوراست .

در اثـبـات آنـچه در اين جا گفتيم ، براى نمونه ، به برخى از اين روايت هاى شريف تبرك مى جوييم .

صـاحـب پـيـروزى جهانى از فرزندان حسين است : رسول خدا(ص) فرمود: (و از فرزندان اين ـ اشـاره بـه حـسين (ع) ـ مردى در آخر الزمان قيام مى كند؛ و زمين را آن چنان كه از جور و ستم پر شده است از عدالت پر مى كند.)(267)

امـام حـسـيـن (ع) فـرمـود: (از مـا دوازده مـهدى است . نخست آنان اميرالمؤ منين على بن ابى طالب و آخرشان فرزند نهم من است . او به حق قيام مى كند و زمين مرده را زنده مى گرداند؛ و دين حق به وسيله وى بر همه اديان پيروز مى شود هر چند كه مشركان نخواهند.)(268)

امـتـداد رويـارويـى در جـدايـى مـيـان اهـل حـق و اهـل بـاطـل : امام صادق (ع) فرمود: (ما و آل ابوسفيان دو خاندانيم كه درباره خداوند با هم دشمنى ورزيـديـم ، مـا گـفـتـيـم : خـدا راسـت گـفـت ؛ و آنـان گـفـتـنـد: خـداوند دروغ گفت ؛ ابوسفيان با رسـول خـدا(ص) جـنـگـيـد و مـعـاويه با على بن ابى طالب ؛ يزيد بن معاويه با حسين بن على جنگيد و سفيانى با قائم (ع) مى جنگد).(269)

مـهـدى (ع) خـونـخـواه حـسـيـن (ع) اسـت : امام صادق (ع) فرمود: هنگامى كه حسين بن على (ع) را ضـربت زدند و رفتند كه سرش را ببرند، منادى از سوى پروردگار تبارك و تعالى از درون عـرش نـدا داد: اى امـّتـى كـه پـس از پـيـامـبـرتـان سرگردان و ستمگر شديد، خداوند به شما تـوفـيق عيد قربان و فطر را مدهاد! گويد، سپس امام صادق (ع) فرمود: (به خدا سوگند كه مـوفـق [بـه درك عـيـد] نـشـدنـد و هـرگـز نـخـواهـنـد شـد تـا آن كـه خـونـخـواه حـسـيـن (ع) قـيام كند.)(270)

امـام باقر(ع) فرمود: هنگامى كه جدم حسين (ع) كشته شد فرشتگان نزد خداوند فرياد گريه و فـغـان بـرآوردنـد و گـفـتـنـد: پـروردگـار مـا، سـرور مـا، آيـا از قـاتلان برگزيده و پسر بـرگـزيـده ات در مـيـان آفـريـدگـان در مـى گـذرى ؟ خـداونـد بـه آن هـا چنين وحى فرمود: اى فـرشـتگانم ، آرام باشيد. به عزت و جلالم سوگند كه از آنان انتقام خواهم گرفت ، هرچند در دراز مدت ، سپس امامان از نسل حسين (ع) را به فرشتگان نشان داد و آن ها خشنود گشتند و ديدند كـه يـكـى از آنـان ايـسـتاده و نماز مى خواند. آن گاه خداوند فرمود: به وسيله اين قائم از آنان انتقام مى كشم .(271)

قـائم خـونـخـواه كشته شده در كربلاست : امام صادق (ع) در تفسير آيه شريفه : (اءُذِنَ لِلَّذِينَ يـُقـَاتـَلُونَ بـِاءَنَّهـُمْ ظـُلِمـُوا وَإِنَّ اللّهَ عـَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ)(272) فرمود: عامه مى گـويـنـد كـه ايـن آيـه هـنـگـامـى كـه قـريـش رسـول خـدا را از مـكـّه رانـدنـد دربـاره آن حـضرت نـازل شـد، در حالى كه اين آيه درباره قائم است ؛ آن هنگامى كه به خونخواهى حسين (ع) قيام مى كند و مى گويد: ما صاحبان خون و خواهندگان ديه ايم ...)(273)

خـروج قـائم در روز عـاشورا است : امام باقر (ع) فرمود (قائم (ع) در روز شنبه ، يعنى روز عاشورا كه حسين (ع) در آن كشته شد قيام مى كند.)(274)

و شعارشان يا لثارات الحسين است : امام رضا (ع) فرمود: اى پسر شبيب ، اگر مى خواهى بر چـيـزى گريه كنى بر حسين بن على بن ابى طالب گريه كن . زيرا كه او را همانند گوسفند سـربـريـدنـد؛ و هـجـده مرد از اهل بيتش را كه بر روى زمين همانند نداشتند همراه او كشتند. زمين و آسـمـان هـاى هـفـتگانه به خاطر كشتن او گريستند. چون چهار هزار فرشته اى كه خداوند براى يـارى او به زمين فرستاد او را كشته شده ديدند، از آن هنگام ژوليده و غبارآلود بر سر قبر او سـاكـن انـد آن گـاه كـه قـائم قـيـام كـنـد و ايـنان به صف يارانش ‍ مى پيوندند و شعارشان يا لثارات الحسين است .)(275)

قـائم (ع) نـسـل قـاتـلان حـسـين (ع) را مى كشد چون كه از كار پدرانشان خشنودند: عبدالله بن صـالح هـروى گـويـد: بـه ابـوالحـسـن عـلى بـن مـوسـى الرضـا گـفـتـم : اى پـسـر رسـول خـدا(ص)، چـه مـى گـويـى دربـاره ايـن حـديـث امـام صـادق كـه گفت چون قائم قيام كند نسل كشندگان حسين (ع) را به خاطر كار پدرانشان از دم تيغ مى گذراند؟

گفت : همين طور است .

گفتم : پس معناى گفتار خداوند كه مى فرمايد: (وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ اءُخْرَى )(276) چيست ؟

فرمود: همه گفته هاى خداوند راست است ، اما نسل قاتلان حسين (ع) از كار پدران خويش خشنودند و بـدان افـتـخار مى كنند، و هر كس به كارى رضايت دهد مانند انجام دهنده آن است . چنانچه مردى در مـشـرق كـشـتـه شـود و مـردى در مـغـرب از كـشـتـن او خـشـنـود شـود، در نـزد خـداونـد بـه دليـل رضـايت ، با قاتل شريك است ؛ و قائم هرگاه قيام كند، آنان را به خاطر رضايت از كار پدرانشان مى كشد.(277)<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:845.txt">منزلت امام حسين (ع) ميان امّت</a><a class="text" href="w:text:846.txt">غائله روز نخست</a><a class="text" href="w:text:847.txt">مراقبت شديد از امام (ع)</a></body></html>منزلت امام حسين (ع) ميان امّت

امـام حـسـن (ع) و امـام حـسـيـن (ع) بـا مـنـزلت و قـداسـت ويـژه خـويـش در دل امـّت اسلامى ، از روزگار جدّشان رسول اكرم (ص) تا روز رستاخيز از موقعيّتى ممتاز بر خوردارند.

ايـن دو از كـسـانـى هـسـتـنـد كـه آيـه هـاى مـبـاهـله ، تـطـهـيـر، مـودّت و ابـرار دربـاره آنـان نازل گرديده است . آنان دو دسته گل پيامبر(ص)اند؛ دو امامند چه به پا خيزند يا بنشينند؛ دو آقاى جوانان بهشتند. آنان دو سبط؛ و دو پسر رسول خدايند.(278)

در سخنان پيامبر اكرم (ص) به دوستى آن دو و پرهيز از دشمنى شان فراوان دعوت شده است . صـحـابـه پـيـامبر(ص) جايگاه ويژه آنان در دل حضرت را مى شناختند، در نتيجه نزد صحابه مـخـلص نـيـز قـدر و مـنزلت آن دو بلند بود؛ و در تكريم و تقديس آنان با يكديگر رقابت مى كردند.

ابـن عـبـاس بـراى حـسـن و حـسين (ع) ركاب گرفته بود تا سوار شوند. در اين هنگام مدرك بن زيـاد بـه وى اعتراض كرد و گفت : تو از آن دو بزرگ ترى چرا بر ايشان ركاب مى گيرى ؟ گـفـت : اى نـادان ، آيـا مـى دانـى ايـن دو كـه هـسـتـنـد؟ ايـنـان دو پـسـر رسـول خـدايـنـد، آيا اين نعمت خداوند نيست كه بر من بخشيده است تا براى آنان ركاب بگيرم و سوارشان كنم .(279)

گـرامـى داشت مسلمانان نسبت به آن دو به جايى رسيد كه چون پياده حج مى گذاردند و مركب ها پـيـشـاپـيـش و بـدون سـوار بـرده مـى شد؛ هر سوارى كه از راه مى گذشت ، به خاطر احترام و بـزرگـداشـت مـنـزلتـشـان پـيـاده مـى شـد، چـنـان كه راه رفتن براى بسيارى از حاجيان دشوار گـرديـد. آن گاه نزد چند تن از بزرگان صحابه رفتند و خواستند كه به آن دو پيشنهاد كنند كـه يـا سـوار شـونـد و يـا از راه كناره بگيرند. چون اين پيشنهاد به آن دو بزرگوار داده شد گفتند: سوار نمى شويم زيرا با خود عهد كرده ايم كه تا خانه خدا پياده برويم ، ولى از راه كـنـاره مى گيريم .(280) هنگام طواف خانه خدا، ازدحام مردم براى سلام كردن به آن دو به اندازه اى زياد بود كه نزديك بود خردشان كنند.(281)

حـسـن (ع) و حـسـ