 ابـصـار العـيـن فـى انـصار الحسين ، محمد بن طاهر سماوى ، تحقيق محمد جعفر طبسى ، مركز تحقيقات اسلامى سپاه ، قم ، ص 93.

599-همان ، ص 94 ـ 95.

600-ر. ك . تنقيح المقال ، ج 1، ص 125.

601-ر. ك . ابصار العين ، ص 96؛ تنقيح المقال ، ج 3، ص 18.

602-تنقيح المقال ، ج 3، ص 247.

603-إ بصار العين ، ص 96.

604-همان.

605-تنقيح المقال ، ج 2، ص 81.

606-إ بصار العين ، ص 97 ـ 98.

607-تنقيح المقال ، ج 1، ص 248.

608-ابصار العين ، ص 176ـ177.

609-تاريخ الطبرى ، ج 4، ص 347؛ الكامل فى التاريخ ، ج 4، ص 80.

610-نفس المهموم ، ص 298.

611-تنقيح المقال ، ج 2، ص 254، حديث 7969.

612-بـحـار، ج 101، ص 336 ـ 341، حـديـث 1 بـه نقل از مفيد و سيد بن طاوس ـ رحمة الله عليهما ـ.

613-معجم رجال الحديث ، ج 11، ص 154، حديث 7723.

614-مستدركات علم رجال الحديث ، ج 5، ص 248.

615-[نـسـاء (4)، آيـه 78]؛ هر كجا باشيد، شما را مرگ در مى يابد؛ هر چند در برج هاى استوار باشيد.

616-[آل عمران (3)، آيه 154]؛ بگو: (اگر شما در خانه هاى خود هم بوديد، كسانى كه كشته شدن بر آنها نوشته شده ، قطعا [با پاى خود] به سوى قتلگاه هاى خويش مى رفتند).

617-بـحار، ج 44، ص 330ـ 331، باب 37، سيد بن طاوس نيز اين روايت را با اندكى تـفـاوت در كـتـاب لهـوف (ص ‍ 28ـ30) بـه نـقـل از شـيـخ مـفـيـد در كـتـاب (مولد النبى و مولد الاوصـيـاء) بـا إ سناد به امام صادق (ع ) نقل كرده است : (گفت : چون اباعبدالله الحسين از مكّه به قصد مدينه حركت كرد. دسته هايى از فرشتگان با او ديدار كردند...)

چـنـيـن بـه نـظـر مـى رسـد كـه نـسـخـه بـردار اشـتـبـاه كـرده بـاشـد، بـه ايـن دلايل :

ـ منزل هايى كه امام (ع ) از مكّه تا عراق بر آن ها گذر كرد از مدينه نمى گذرد.

ـ سيد بن طاوس در همين كتاب لهوف (ص 30) بلافاصله پس از اين روايت گويد: (سپس حركت كرد تا بر تنعيم گذشت ) و اين با آنچه در اين روايت آورده است كه آن حضرت از مكّه به قصد مدينه حركت كرد تعارض دارد. چرا كه مفهوم اين سخن اين است كه امام (ع ) يك بار ديگر به مكّه بـازگـشـت . ايـن چـيـزى اسـت كـه جـغـرافـيـاى ايـن منزل ها ثابت مى كند. پس بايد در اين باره تاءمل كرد.

ـ روايتى را ـ كه در متن است ـ علامه مجلسى نيز از خود شيخ مفيد با إ سناد دادن به امام صادق (ع )نـقـل كـرده و در آن آمـده اسـت : (چـون ابـاعـبـدالله الحـسـيـن از مدينه حركت كرد، دسته هايى از فرشتگان با او ديدار كردند...)؛ و اين گواه بر اشتباه نسخه بردار لهوف است.

ـ در بـيـش تـر كتاب هاى تاريخ آمده است كه آن حضرت از مكّه به كوفه رفت و به مدينه باز نگشت ، جز آنچه در كتاب معالى السبطين (ج 1، ص 229) از ابومخنف و در كتاب اسرار الشهادة (ص 249) آن هـم از ابـومـخـنـف نـقـل شـده اسـت كـه آن حـضـرت از سـرنـوشـت مـسـلم بـن عـقـيـل بـسـيـار نگران شد و كاروانش را از مكّه به مدينه كوچ داد. و اين خبر گذشته از مجهوليت ماءخذى كه اين دو كتاب از آن نقل كرده اند، خبرى است نادر.

618-انفال (8)، آيه 42.

619-ر. ك . ابصار العين فى انصار الحسين (ع )، ص 201ـ202.

620-الكامل فى التاريخ ، ج 4، ص 17.

621-تاريخ الطبرى ، ج 4، ص 254.

622-البدايه والنهايه ، ج 8، ص 158.

623-الكامل فى التاريخ ، ج 4، ص 17؛ تاريخ الطبرى ، ج 4، ص 253ـ254.

624-اخبار الطوال ، ص 228.

625-مقتل الحسين ، خوارزمى ، ج 1، ص 190.

626-ر. ك . الارشاد، ص 222.

627-رجـاليـون اهل سنّت ، واقدى را به شدت تضعيف كرده اند. ر. ك . سير اعلام النبلاء، ذهبى ،ج 9، ص 454ـ469، زندگينامه شماره 172.

628-مـحـمـودى در حاشيه صفحه 201 گويد: اين همان ذكر درست طبقات الكبرى است و در اصل هر دوى آن ها از تاريخ دمشق آمده است : (و ابن عباس به او گفت ...).

629-تاريخ ابن عساكر (زندگينامه امام حسين (ع )، ص 198ـ201، حديث 225.

630-اخـتـيـار مـعـرفـة الرجـال (رجال كشى )، ج 2، ص 700، حديث 742.

631-وى عـبـدالله بـن عـيـاش بـن ابـى ربيعه مخزومى است . گفته شده است كه پدرش از مسلمانان نخستين بود. او به حبشه مهاجرت كرد و عبدالله در آن جا به دنيا آمد؛ و گفته شده است ، اين عبدالله هشت سال از زندگى پيامبر(ص ) را درك كرد. نيز گفته شده است كه هنگام رسيدن خـبر مرگ يزيد بن معاويه در سال 64 مرد. ر. ك . الاصابه فى تمييز الصحابه ، ج 2، ص ‍ 348، حديث 4877.

632-الارشاد، ص 245.

633-الفتوح ، ج 5، ص 22ـ23.

634-اخبار الطوال ، ص 228ـ229.

635-تاريخ ابن عساكر (زندگينامه امام حسين (ع )، ص 222، حديث 203.

636-تاريخ يعقوبى ، ج 2، ص 258.

637-ر. ك . الكامل فى التاريخ ، ج 4، ص 216ـ217.

638-همان ، ص 212 ـ 213.

639-عقد الفريد، ج 4، ص 352.

640-اسرار الشهادة ، ص 367.

641-چـرا كـه صـاحـب اسـرار الشـهـادة آن را از يـك نـاشـنـاس نقل مى كند و او نيز آن را به ناشناس ديگرى نسبت مى دهد.

642-[قـصـص (28)، آيـه 22]؛ و چون به سوى [شهر] مدين رو نهاد [با خود] گفت : (اميد است پروردگارم مرا به راه راست هدايت كند).

643-الفتوح ، ج 5، ص 23.

644-اخبار الطوال ، ص 229.

645-تاريخ ابن عساكر (زندگينامه امام حسين (ع )، ص 293، حديث 256. <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:867.txt">درباره کتاب</a><a class="folder" href="w:html:868.xml">تلاش هاى امام ابا عبدالله الحسين (ع ) در مكه</a><a class="folder" href="w:html:886.xml">تلاش حكومت اموى در روزهاى مكى (دوران نهضت حسينى )</a><a class="folder" href="w:html:898.xml">حركت امت در دوران مكى قيام حسينى</a><a class="folder" href="w:html:928.xml">پاورقی</a></body></html>نام کتاب : با کاروان حسینی از مدینه تا مدینه ، جلد ۲
( دوران مكى قيام حسينى )

نویسنده : شیخ نجم الدین طبسی

مترجم : عبدالحسین بینش

منبع : مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتن<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:869.txt">ورود به شهر</a><a class="text" href="w:text:870.txt">استقبال باشكوه و پذيرايى گرم</a><a class="text" href="w:text:871.txt">منزل امام (ع ) در مكه</a><a class="text" href="w:text:872.txt">نامه هاى امام (ع ) به ديگر ولايات</a><a class="text" href="w:text:873.txt">نخستين شهيد قيام حسينى</a><a class="text" href="w:text:874.txt">ديدار امام با فرستادگان و نمايندگان مردم كوفه</a><a class="text" href="w:text:875.txt">نامه امام (ع ) به مردم كوفه</a><a class="text" href="w:text:876.txt">سفير امام حسين (ع ) به كوفه</a><a class="text" href="w:text:877.txt">نامه امام (ع ) به محمد حنفيه و بنى هاشم</a><a class="text" href="w:text:878.txt">سفارت قيس بن مسهر براى بار دوم</a><a class="text" href="w:text:879.txt">نامه مسلم بن عقيل به امام (ع )</a><a class="text" href="w:text:880.txt">خطبه هاى امام (ع ) در مكّه مكرّمه</a><a class="text" href="w:text:881.txt">روز حركت از مكّه مكرّمه</a><a class="text" href="w:text:882.txt">چرا امام (ع ) بر ترك مكه در ايام حج اصرار ورزيد؟</a><a class="text" href="w:text:883.txt">عمره ، تمتع يا مفرده</a><a class="text" href="w:text:884.txt">آيا امام (ع ) از مكه پنهانى بيرون رفت ؟</a><a class="text" href="w:text:885.txt">چرا امام حسين (ع ) زنان و كودكان را همراه برد؟</a></body></html>ورود به شهر
امـام حـسين (ع ) همراه كاروان حسينى از مدينه منوره حركت كرد تا بهمكه مكرمه رسيد. همين كه چشمش از دور به كوه هاى شهر افتاد، آغازبه تلاوت آيه شريفه ((وَ لَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقَاءَ مَدْيَنَ قَالَ عَسَى رَبِّياءَنْ يـَهـْدِيـَنـِي سـَوَاءَ السَّبـِيـلِ))(1) فـرمود؛ و اين همانسـخـنـى بـود كـه مـوسـى بن عمران هنگام خروج از مصر به سوى((مدين )) بر زبان جارى ساخت .
گـف