ـتـه انـد هـنـگـامى كه حضرت به مكه درآمد گفت : ((پروردگارابرايم خير گردان و مرا به راه راست هدايت فرما)).(2)
امام حسين (ع ) در شب ، يا روز جمعه ،(3) سه شب گذشتهاز شـعـبـان (4) وارد مكه شد و مدت چهار ماه و پنج روز درآنجا درنگ فرمود.محل دفن‏

چون با ورود حضرت زينب عليها السلام به مدينه، آن بانوي حماسه‏ساز در هر مجلس و محفلي برضدّ بني‏اميه سخن‏ مي‏گفت و مظالم و جنايات آنها را بازگو مي‏کرد، فرماندار مدينه ماجرا را به يزيد نوشت و يزيد دستور داد زينب را مخيّر سازند تا به هر شهري جز مکه و مدينه مي‏خواهد برود که آن حضرت شام را انتخاب کرد و در آنجا اقامت گزيد و پس از چندي از دنيا رفت و در همين جاي کنوني در خارج شهر دمشق معروفه به سيّده زينب مدفون شد. محل دفن آن حضرت مزار شيعيان و اهالي شام گرديد. واللَّه العالم. در شهر قاهره نيز مکاني به نام مقام سيده زينب وجود دارد که مصريان آن را قبر زينب دختر اميرمؤمنانعليه السلام مي‏دانند. در کنار آن نيز مسجدي بسيار بزرگ و زيبا ساخته شده است که مردم مصر با خلوص و ارادتي زايدالوصف به کنار ضريح و مرقد مزبور آمده، آنجا را زيارت مي‏کنند و نماز و دعا مي‏خوانند و در آنجا مجالس ذکر و حفله تشکيل مي‏دهند. برخي احتمال داده‏اند که گنبد و بارگاهي که در مصر است محل دفن زينب دختر يحيي بن‏حسن بن‏زيد بن‏حسن بن‏علي بن‏ابي‏طالبعليه السلام باشد که در سال 193 هجري به همراه عمه‏اش نفيسه خاتون - که قبر او نيز در قاهره مصر است - بدانجا رفته است. استقبال باشكوه و پذيرايى گرم
ابـن كـثـير مى نويسد: مردم در مكه اجتماع كردند؛ و خدمت حضرت مىرسيدند. پيرامون او مى نشستند و به سخنانش گوش فرامى دادند؛و از شـنـيـده هاى خود سود مى بردند و آنچه را كه از وى روايت مىكردند ثبت مى نمودند.(5)
شـيـخ مـفـيـد گـويـد: سـاكـنـان مـكـه و عـمـره گـزاران واهل ديگرجاها، نزد آن حضرت به آمد و شد پرداختند.(6)
ابـن صباغ گويد: حسين پيش رفت تا به مكه مشرفه درآمد و در آنشهر اقامت گزيد. مردم شهر و نيز مجاوران ، حاجيان و عمره گزارانديگر سرزمين ها نزد وى به آمدو شد پرداختند.(7)
بـرخـى مـورخـان نـوشـتـه اند كه مردم مكه از ديدن امام (ع ) بسيارشـادمـان شـدنـد و صـبـح و شـام نـزد وى آمـد و شـد مـىكردند.(8)
بـه نـظـر مـى رسـد كـه بـرخـى پژوهشگران معاصر، مانند باقرشـريـف قـرشـى ، از ايـن گـونـه نـقـل ها چنين برداشت كرده اند كهاستقبال كنندگان از امام (ع ) و آنهايى كه صبح و شب نزد ايشان درآمـد و شـد بـودند، خود اهل مكه بوده اند. وى در اين باره مى گويد:امام (ع ) از سوى مكيان مورد استقبالى باشكوه قرار گرفت و صبحو شـب نـزد وى گرد مى آمدند و احكام دينى و احاديث پيامبر را از وىمى پرسيدند.(9)
ولى بـه اعتقاد ما ـ چنان كه در مقدمه كتاب هم گفتيم ـ كسانى كه ازامـام (ع ) استقبال كردند و نزدش مى آمدند و پيرامونش مى نشستند وبـه سـخـن وى گـوش فـرا مـى دادنـد و از شـنـيده هاى خود سود مىبـردنـد؛ و آنـچه را كه روايت مى كردند مى نوشتند، حاجيان و عمرهگـزاران اهـل ديـگـر شـهـرهـا بـودنـد كـه در آن هنگام در مكه حضورداشـتـند. از مكيان تنها شمارى اندك و آن هم از غير قريش كه پس ازفتح مكه و گسترش اسلام ، در آن شهر سكونت گزيده بودند خدمتآن حـضـرت شـرفـيـاب مـى شـدنـد. چـرا كـه قـريـش دشمنى على وخـانـدانـش را بـه ارث بـرده بـودند. چنين به نظر مى رسد كه باتـوجـه بـه سـخن امام سجاد(ع ) ـ در مكه و مدينه بيست تن دوستدارنداشتيم ـ بيشتر ساكنان مكه در آن هنگام از قريش ‍ بوده اند.منزل امام (ع ) در مكه
ذهـبـى تـصـريح كرده است كه امام حسين (ع ) ((در مكه در خانه عباساقـامت گزيد)).(10) مزّى (11) و پيش از اين دوابـن عـسـاكـر(12) نـيـز هـمـين را گفته است . ولى برخىديـگـر از مـورخـان نوشته اند كه امام (ع ) ((در شعب [درّه ] على (ع )اقـامـت گـزيـد)).(13) البـتـه مـيـان ايـن دونقل منافاتى وجود ندارد، چرا كه خانه عباس ‍ بن عبدالمطلب در شعبعلى (ع ) واقع بود.
ولى پرسشى كه در اينجا پيش مى آيد اين است كه چرا امام حسين (ع) خـانـه عـبـاس بـن عبدالمطلب را برگزيد؟ آيا در پس اين انتخابهدفى سياسى ، اجتماعى يا تبليغاتى نهفته بود؟ يا آن كه امام (ع) نـمـى خـواسـت از اين بابت منت كسى را به دوش بكشد؟ يا بيم آنداشت كه بر كسى وارد شود و ميزبان را ناچار به پرداخت بهايىسنگين كند و او را به زحمت بيندازد؛ چرا كه حكومت بنى اميه پس ازرفتن امام صاحب خانه را به شديدترين وجه مجازات مى كردند؟ ياايـن كـه نـمى خواست با وارد شدن به هيچ يك از خانه هاى مكه بهصـاحـبـش اعـتـبـارى اجـتـمـاعـى و جـايـگـاهـى دردل هـاى مـردم كـه اسـتحقاقش را نداشته باشد و پس از رفتن امام درراه هدف هاى شخصى خود از آن بهره بردارى كند؟
يـا ايـن كـه سـبب اقامت امام در خانه عباس بن عبدالمطلب اين بود كهبـنـى هـاشـم در مـكـه جـز خـانـه عـبـاس خـانـه اى نـداشـتـنـد. زيـراعـقـيـل بـن ابـى طـالب از بيم آن كه مبادا قريش بر خانه هاى بنىهـاشـم دسـت بـگـذارد و آنـهـا را مصادره كند، خانه هاى مهاجران بنىهاشم را به فروش رسانده بود.(14) چرا كه قريش درآن هنگام براى انتقام جويى و ترساندن مسلمان هايى كه به مدينهمـهـاجرت كرده بودند، دست به مصادره خانه هايشان زده بود؛ ولىچون عباس بن عبدالمطلب ـ به فرض مسلمان بودنش در هنگام هجرتپـيـامـبـر(ص ) ـ هـجرت نكرده بود، خانه اش از مصادره مصون ماندهبود.
واقـدى گـويـد: بـه پـيـامبر گفته شد: آيا در خانه خويش در شعبفـرود نمى آييد؟ فرمود: ((مگر عقيل براى ما خانه اى گذاشته است؟))(15) عـقـيـل خـانـه رسـول خـدا(ص ) و خانه برادران وخواهرانش را در مكه فروخته بود.
سـيـد عـلى خـان شـيـرازى دربـاره سـبـب ايـن مـصـادره مـى گـويـد:عقيل خانه هاى مسلمانان بنى هاشم در مكه را فروخته بود. در حالىكـه قـريـش خـانـه هـاى مـسـلمـانـان را به كسانى كه اسلام نياوردهبـودنـد مـى داد، وى خـانـه هـاى خـويـشـاونـدانـش ، حـتـى خـانـهرسـول خـدا(ص ) را بـه فـروش رسـانـد. در نـتـيـجـه هـنـگـام ورودرسـول خـدا(ص ) در روز فـتـح مـكـّه به اين شهر، به ايشان گفتهشـد: اى رسـول خـدا(ص )، آيـا در خـانـه خـويـش فـرود نـمـى آييد؟حـضـرت فـرمـود: مـگـر عـقـيـل خـانـه اى بـراى مـا گـذاشـتـه اسـت.(16)
امـا شـيخ طوسى دليل اين مصادره را نه اسلام تنها، بلكه ، هجرتدانسته است .(17)
اعـتـقـاد مـا در پـاسـخ سـؤ ال مـطرح شده در باره سبب انتخاب خانهعباس بن عبدالمطلب اين است كه بدون شك امام در انتخاب اين خانه ؛از نظر مالى اجبارى نداشته است . زيرا ايشان متمكن و مالدار بود، وايـن امكان را داشت و بلكه برايش آسان بود كه براى خود و ديگرافراد كاروان حسينى يك يا چند خانه را در مكه مهيا سازد. به باورمـا هـمـه انـگـيـزه هـاى مـعـقـول اين انتخاب ، چه آنهايى را كه در مقامپـرسـش مـطـرح كـرده ايـم و يـا آنـهـايـى را كـه يـادآور نـشـده اي