ـچـه از آنسـال بـه حـج رود و سـپـس عـمـره مـفـرده بـه جـاى آورد، خـونى برگردنش نيست . همان طورى كه حسين بن على (ع ) ـ در حالى كه بهقـصـد عـمره وارد شده بود ـ يك روز پيش از ترويه به عراق رفت.(160)
مفهوم اين روايت اين است كه امام حسين (ع ) روز خروج از مكه حتى بهاحرام عمره هم محرم نبود، چرا كه روز ورود به مكه مكرمه احرام عمرهبسته بود. دقت كنيد!
مـجـلسـى در كـتاب ((المرآة )) ازاين روايت به عنوان ((حَسن )) شبيهبه ((صحيح )) يادكرده است .(161)
شـيـخ طـوسـى نـيـز ايـن روايـت را در تـهـذيـب از كـليـنـىنـقـل كـرده اسـت ، ولى بـا ايـن تفاوت كه در آن آمده است : ((حسين درروز ترويه خارج شد)).(162)
مـجـلسـى در مـلاذ الاخيار از اين روايت نيز تعبير حسن و صحيح كردهاست .(163)
صـاحب جواهر گفته است : ((و در تهذيب آمده است : ((در روز ترويهبـيـرون رفـت ))؛ و شـايـد ايـن روايـت بـهدليـل وجـود روايـت صـحـيـح مـعـاويـه صـحـيـح تـرباشد...)).(164)
2ـ كـليـنـى : ((عـلى بـن ابـراهـيـم ، از پـدرش ازاسـمـاعـيـل بـن مـرار، از يـونـس ، از مـعـاويـة بـن عـمـّارنـقـل كـرده اند كه گفت : به امام صادق گفتم : فرق تمتع گزار وعـمـره گـزار در چـيـست ؟ فرمود: متمتع با حج مرتبط است ، اما عمرهگـزار چـون از عـمـره فراغت يافت ، هر جا بخواهد مى رود. حسين بنعـلى در ذى حـجـه عـمره به جاى آورد و در روز ترويه در حالى كهمردم به مِنا مى رفتند رهسپار عراق شد؛ و انجام عمره در ماه ذى حجهبـراى كـسـى كـه قـصـد حـج نـدارد، بـدوناشكال است .))(165)
مـجـلسـى در ((المـلاذ)) از ايـن روايـت تـعـبـيـر بـهمجهول كرده و گفته است : ((شايد مقصود فرمايش امام ، ((وعمره بهجـاى آورد)) عـمـره تـمتع نيز باشد. چون انسان در صورت ناچارىجـايـز اسـت كـه حـج را بـه عـمـره مـفـردهتـبـديـل كـنـد، هـمـان طـورى كـه حـسـيـن بـن عـلى (ع ) انـجـام داد.احـتـمـال هـم دارد كـه بـا آگـاهى از اين كه نمى تواند حج به جاىآورد، نـيـت عمره مفرده كرده باشد؛ و شايد اين نظر از خبر قوى ترباشد.))(166)
بـنـابـر ايـن مـجـلسـى دربـاره ايـن خـبـر دواحتمال مى دهد:
يكم : تبديل عمره تمتع به عمره مفرده .
دوم : حـضـرت از هـمـان آغـاز نـيـت افراد كرده بود و تغييرى در كارنبوده است .
بـه اعـتـقـاد مجلسى احتمال دوم از خبر قوى تر است ؛ ولى در بحاربـر احـتـمـال نـخـسـت تـصريح مى كند؛ و مى گويد: ((در برخى ازكـتاب هاى معتبر ديده ام ... [امام ] از احرام حج بيرون آمد و آن را عمرهمفرده قرار داد.))(167)
وى انـدكـى پـيش از اين در همين صفحه كتابش مى گويد: ((و همچنينپـس از بـردن ظـن قـوى بـر ايـن كـه قـصـدقـتـل و تـرورش را دارند، از مكه بيرون آمد. حتى براى آن حضرت ـجـان مـن و پـدر و مـادر و فـرزنـدانـم فـدايش باد ـ ممكن نشد كه حجخـويـش رابـه پـايـان بـرسـانـد، در نـتـيـجه از احرام بيرون آمد وترسان و مراقب از مكه خارج شد...)).(168)
گفتار برخى فقيهان
1ـ سـيد محسن حكيم در مستمسك عروة الوثقى گويد: ((... اما آنچه دربـرخـى مـقاتل آمده است كه امام (ع ) عمره اش را عمره مفرده قرار داد ـيـعـنـى عـمـره اش تـمـتـع بـود و آن را بـه مـفـردهتـبـديـل كـرد ـ چـيـزى نـيـسـت كـه در مـقـابـل اخـبـارمنقول از اهل بيت (ع ) پذيرش آنها درست باشد.))(169)
2ـ سبزوارى در مهذب الاحكام گويد: ((... چنان كه به وسيله اين دوروايـت ـ روايـت يـمـانـى و روايـت معاوية بن عمار ـ ، آنچه در برخىمقاتل آمده است مبنى بر اين كه حسين (ع ) حج تمتع را به عمره مفردهتبديل كرد، از اعتبار ساقط مى شود. زيرا از ظاهر اين دو روايت چنينبـر مـى آيـد كـه حـضـرت از هـمـان آغـاز آهـنگ حج نداشت ، بلكه مىخـواسـت عـمره مفرده به جاى آورد؛ كه در اين صورت ، وجهى براىتغيير باقى نمى ماند.))(170)
3ـ آقـاى خويى در ((معتمد العروة الوثقى )) گويد: ((بدون شك ازايـن دو روايـت استفاده مى شود كه خروج حسين (ع ) در روز ترويه ،بر طبق قاعده بود و نه از روى ناچارى ؛ و اين كار براى هر كسى، گرچه ناچار هم نباشد، جايز است . بنابر اين دو خبر ـ يعنى خبريـمانى و خبر معاويه ـ قرينه است براى تغيير اجبارى به تمتع وبـاقـى مـانـدن بـر حـج هـنـگـامـى كه قصد حج در ميان باشد؛ ولىهـنـگـامـى كـه اين قصد در ميان نباشد، ماندن در مكه تا ايام حج لازمنـيـسـت ، و زايـر مـى تـوانـد حـتـى در روز تـرويـه از مـكـه بيرونبرود.))(171)
از چيزهايى كه اعتقاد به وقوع تغيير به عمره مفرده را تضعيف مىكند، قول مشهور عدم جواز تغيير عمره مفرده است . شيخ طبسى (قدسسـره ) گـويـد: مشهور ميان اصحاب ـ رضوان الله عليهم ـ اين استكـه هـر كس در ماه هاى حج به قصد عمره تمتع وارد مكه شود، جايزنـيست كه آن را به عمره مفرده تبديل كند؛ و نيز جايز نيست كه پيشاز انـجـام حج از مكه بيرون رود؛ زيرا با حج مرتبط است . آرى ابنادريـس معتقد است كه حرام نيست و مكروه است ؛ اما اخبار وارده اين نظررا مردود مى شمرد.(172)
هـمـچـنـيـن ايـن كـه چـنـانـچـه تغيير، ناشى از جلوگيرى و منع ظالمبـاشـد، خـروج از احـرام شخص باز داشته شده از حج با قربانىكردن است ، نيز اعتقاد به وقوع تغيير به عمره مفرده را تضعيف مىكـنـد. چـنان كه شهيد اول در ((دروس ))(173) و نيز شهيدثانى در ((مسالك )) بدان اشاره كرده اند.(174)
بـنـابـر ايـن ناگزير بايد عباراتى ((كه از ظاهرشان تغيير برمـى آيـد تـاءويل كرد؛ و معيار مورد استناد عبارت شيخ مفيد در ارشاداست كه مى گويد: ((لاَنَّه لَمْ يتمكن من تمام الحج )) (زيرا او نتوانستحـج را كـامل كند). اما نقل وارده در برخى كتاب ها كه آن حضرت (ع )((لم يتمكن من اتمام الحج )) (نتوانست حج را به پايان برد)، متعلقبه دوران بعد از كتاب ارشاد مفيد است ؛ و شايد به سبب تصحيفىنـاخـواسـتـه يـا تـصـرفـى خـواسـتـه و مـبـتـنـى بـر عـدمقائل شدن تمايز ميان ((التمام )) و ((الاتمام )) واقع شده باشد.آيا امام (ع ) از مكه پنهانى بيرون رفت ؟
سـمـاوى در كـتـاب ((ابـصار العين )) گويد: ((هنگامى كه نامه مسلمبـه حـسـيـن (ع ) رسـيد، آهنگ بيرون رفتن كرد. سپس در شب هشتم ذىحـجـه آنـان را گرد آورد و خطاب به آنان گفت :))(175)آنـگاه خطبه مشهور امام (ع ) را كه با عبارت ((مرگ همچون گردنبنددختران ، آويزه گردن فرزندان آدم است )) آغاز مى شود و با عبارت((هـر كس در راه ما آماده جانبازى است و شوق ديدار الهى دارد پس بامـا بـكـوچـد؛ و مـن بـامـدادان خـواهم كوچيد، ان شاءالله )) پايان مىپذيرد، نقل مى كند.
بـرخـى از سـخـن شـيخ سماوى ، ((پس يارانش را گرد آورد))، چنيناسـتـفـاده مـى كنند كه اين خطبه اى كه امام (ع ) در آن زمان حركتش رااعلام داشت در حضور همگان نبوده است ؛ بلكه در اجتماع ويژه اى كهتنها به ياران حضرت محدود مى شد بود. بنابر اين زمان حركت راجـز اصـحـابـش كسى نمى دانست . در اين صورت زمان ، از سرّى ازاسـرار حـركـت كـاروان حسينى بودنش ، خارج نمى گردد؛ يعنى اينكـه امـام حسين (ع ) همراه با كاروان حسينى پنهانى از مكه به سوىعراق حركت كرد.
اما بايد توجه داشت